شروع ایجادعادتهای خوب

Bishekast home page header
شروع ایجاد--عادتهای خوب

در این جلسه می بینید

متن کامل جلسه

.برای موفق شدن در ترک عادتهای بد، اول باید با ایجاد عادتهای خوب، نیروی اراده را تقویت کنیم.

.استفاده از استراتژی «خرده عادتها» برای ایجاد عادتهای خوب.

.انجام خرده عادتها ساده است در نتیجه با یک نیروی اراده کم هم می توان آنها را انجام داد.

.هدف خرده عادتها، ایجاد عادت انجام عمل است نه خود عمل.

.خرده عادتها مانعی برای انجام خود عمل ایجاد نمی کنند چون آنها فقط حد پایین اعمال را مشخص می کنند نه حد بالای آنها را.

دنیای عادتها
Circular progress indicator showing 0%
چرا عادت ها--وجود دارند؟

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 1 - چرا عادت ها وجود دارند؟

دیده نشده

نیروی اراده یا--کنترل نفس چیست؟

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 2 - نیروی اراده یا کنترل نفس چیست؟

دیده نشده

محدودیت های--نیروی اراده

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 3 - محدودیت های نیروی اراده

دیده نشده

علائم کم شدن--نیروی اراده

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 4 - علائم کم شدن نیروی اراده

دیده نشده

تکنیک های بازیابی--نیروی اراده

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 5 - تکنیک های بازیابی نیروی اراده

دیده نشده

تکنیک های تقویت--نیروی اراده

فصل 1 - تقویت نیروی اراده

جلسه 6 - تکنیک های تقویت نیروی اراده

دیده نشده

equalizerشروع ایجاد--عادتهای خوب

فصل 2 - ایجاد عادتهای خوب

جلسه 1 - شروع ایجاد عادتهای خوب

دیده نشده

استراتژی--خرده عادتها

فصل 2 - ایجاد عادتهای خوب

جلسه 2 - استراتژی خرده عادتها

دیده نشده

مراقبت از--خرده عادتها

فصل 2 - ایجاد عادتهای خوب

جلسه 3 - مراقبت از خرده عادتها

دیده نشده

احساس انگیزه یا--نیروی اراده

فصل 2 - ایجاد عادتهای خوب

جلسه 4 - احساس انگیزه یا نیروی اراده

دیده نشده

چرخه ترک--عادتهای بد

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 1 - چرخه ترک عادتهای بد

دیده نشده

قربانی بودن--چیست؟

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 2 - قربانی بودن چیست؟

دیده نشده

چرا اکثر--کارهای مضر--لذت دارند؟

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 3 - چرا اکثر کارهای مضر لذت دارند؟

دیده نشده

ترک عادت بد--یعنی چه؟

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 4 - ترک عادت بد یعنی چه؟

دیده نشده

ایجاد آگاهی به--عادت بد

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 5 - ایجاد آگاهی به عادت بد

دیده نشده

قدرت--نقشه های اجرایی

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 6 - قدرت نقشه های اجرایی

دیده نشده

نقش محیط--در عادتهای ما

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 7 - نقش محیط در عادتهای ما

دیده نشده

موجهای هوس--در دوران ترک

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 8 - موجهای هوس در دوران ترک

دیده نشده

تکنیک های--دوران ترک

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 9 - تکنیک های دوران ترک

دیده نشده

اگر لغزش کردیم--چکار کنیم؟

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 10 - اگر لغزش کردیم چکار کنیم؟

دیده نشده

عیب یابی و--برنامه ریزی دوباره

فصل 3 - ترک عادتهای بد

جلسه 11 - عیب یابی و برنامه ریزی دوباره

دیده نشده

در جستجوی--هدف زندگی

فصل 4 - پرورش عادتهای خوب

جلسه 1 - در جستجوی هدف زندگی

دیده نشده

عادتهای خوب برای--هدف زندگی

فصل 4 - پرورش عادتهای خوب

جلسه 2 - عادتهای خوب برای هدف زندگی

دیده نشده

پرورش و تکامل--عادتهای خوب

فصل 4 - پرورش عادتهای خوب

جلسه 3 - پرورش و تکامل عادتهای خوب

دیده نشده

21 نظر

نظر بدهید

امیرحسین

یک سال قبل

کاملا عالی بود

پاسخ

ثمین

2 سال قبل

واقعا جای همچین آموزشی تو سایتهای ایرانی خالی بود

پاسخ

مریم

2 سال قبل

سلام استاد عزیزم ببخشید ما چند تا خرده عادت رو میتونیم همزمان شروع کنیم؟ و تا کی باید ادامه بدیم؟ سه هفته یا یک ماه؟ من میخوام 3 تا خرده عادت رو با هم شروع کنم، یکی مربوط به باسلیقه و مرتب نگه داشتن خونه س، یکی نوشتن دفتر شکرگزاری در اول صبح و شب هست و دیگری به موقع غذا خوردن هست.

پاسخ

امیرحسین

2 سال قبل

عالی بود

پاسخ

متین

3 سال قبل

سلام برای اینکه یه کار عادت کنیم و کوچکش کردیم هروز باید در یک ساعت خاص باید اون کار را انجام دهیم یا نه هر وقت شد فقط هر روز باشه؟

پاسخ

nekoi

5 سال قبل

سلام وقت شما بخیر جا داره بی اندازه تشکر کنم از این حد مطالب علمی و آموزش های حرفه ای. من می خوام سحرخیز بشم و این سخترین عادت زندگی مه چون شش سال هر روز صبح که ساعت پنج گوشی زنگ می خورده گوشی رو خاموش می کردم و برمی گشتم می خوابیدم چون یک روتین صبحگاهی برای خودم ایجاد کردم البته هر چندگاهی بیدار می شدم اما ادامه دار نبود روتین صبحگاهی من از شکرگزاری گرفته تا مدیتیشن و برنامه ریزی بوده و خیلی حس خوبی داره انجامشون حالا چطور ساده سازی کنم که سحرخیز بشم

پاسخ

اروند ملا

4 سال قبل

سلام بر شما و ممنون از لطفتون. لطفا مراجعه کنید به همین فصل جلسه 4، آنجا در جواب یکی از نظرات کاربران، راجع به سحرخیزی توضیح داده ام.

پاسخ

علی

5 سال قبل

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.این که میگید ما باید متعهد به حداقل باشیم و نه حداکثر در مسئله هدفمندی ما اشکال ایجاد نمیکنه؟چون بی هدفی نهایتا میتونه باعث ترک عمل بشه.بارها شده تصمیم به خوندن کتاب گرفتم و شروع کردم،اولش هدفم همین بوده که حداقل یک صفحه کتاب در روز بخونم و وقتی حدکثر را انجام دادم و مثلا یک کتاب را در یک روز یا در دو روز خوندم بعدش دیگه تا مدت طولانی نتونستم این کار را بکنم.در مورد ورزش کردن هم همینطور. دقیقا مصداق همون که میگه رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود.به نظرم بهتره قبل از انجام عمل هم حداقل و هم حداکثر را تعریف کنیم و حداکثر را با یک شیب تنظیم شده بالا ببریم که مثل من دچار افراط و نهایتا انزجار نشیم.خوشحال میشم نظرتون را بدونم

پاسخ

اروند ملا

5 سال قبل

سلام بر شما. در این مرحله هدف ما انجام عمل نیست بلکه فقط ایجاد عادت انجام عمل هست. مثلا هدف ما دراین مرحله کتاب خواندن نیست بلکه ایجاد عادت کتاب خواندنه. پس فعلا نگران هدف گذاری و اینها نباشید. وقتی عادت را ایجاد کردید در فصل چهارم آموزش نحوه هدف گذاری و توسعه عادتهای خوب داده شده است.

پاسخ

علی

5 سال قبل

متشکرم

مهدی

5 سال قبل

استاد عزیز من الان نمازی که واجب هست رو نمیخونم ، خب صبح ظهر و شب نماز خوندن سخته و نمیشه به شکل خورده عادت انجامش داد و اگه بخوایم به خاطر واجب بودنش هم بخونیم همشو شاید سخت باشه و نشه عادتش کرد ، تکلیف چیه تو این یکی ؟

پاسخ

اروند ملا

5 سال قبل

نماز خواندن اگر از سنین پایین عادت بشود کار سختی نیست واقعا. برای بزرگسالانی که می خواهند شروع کنند، می توانند با خرده عادت شروع کنند. مثلا در ابتدا به جای نماز، فقط وضو بگیرند برای مدت یک ماه. بعد یک نماز در طول روز بخوانند مثلا نماز ظهر برای یک ماه و همینطور جلو بروند تا به خواندن نماز عادت کنند. وقتی به نماز عادت کردید آنوقت اگر نخوانید ناراحت خواهید بود و از خواندنش لذت خواهید برد.

پاسخ

مهدی

5 سال قبل

سلام ، استاد عزیز چطور میتونم در بچه ۴ تا ۷ ساله این عادت رو ایجاد کنم که مثلا کامل گرا نشن و همیشه تلاش گر باشن

پاسخ

اروند ملا

5 سال قبل

سلام بر شما. اگر می خواهید بچه ها کامل گرا و نتیجه گرا نباشند، نباید فقط موقعی که موفق می شوند آنها را تشویق کنید بلکه باید هنگام انجام منظم یک کار و تلاش برای رسیدن به هدف آنها را تشویق کنید. در این صورت بچه می فهمد که تلاش و جلو رفتن ارزش دارد نه صرفا به هدف رسیدن و موفق شدن. در نتیجه از همه تلاشهایش در زندگی لذت می برد فارغ از نتیجه آنها.

پاسخ

حبیب اله کریمی مهابادی

5 سال قبل

awli

پاسخ

محمد علی قراگزلو

6 سال قبل

سلام خیلی عالی، خدا کمک کنه که بتونیم به آموزش‌ها عمل کنیم در وجودمان شکوفا کنیم، بنده خیلی عادت‌های اشتباه دارم و زندگیم را بلعیده، مدتها بفکر بودم کاری کنم تغییری در خودم و زندگیم بوجود بیارم، خدارا شاکرم که منا با شما و برنامه و آموزش هاتون آشنا کرد و در مسیر زندگیم قرار داد، و این ترس ونگرانی را دارم که نکنه تو ایجاد عادات خوب و تغییر موفق نشم، ممنون از برنامه خداپسندانه شما، خدا توفیق و سر بلندتان کنه موفق باشید

پاسخ

اروند ملا

6 سال قبل

سلام بر شما. اصلا ترس نداشته باشید از ایجاد تغییر مثبت در زندگی تان. ترس ما به خاطر جهل ماست نسبت به شرایط جدیدی که پیدا خواهیم کرد و تجربه آن را نداریم. نه تنها هیچ اتفاق بدی برای شما نمی افتد بلکه زندگی شما به طرز شگفت انگیزی بارور و مفید خواهد شد هم برای خودتان هم برای اطرافیانتان. این برنامه به شرطی که با دقت تا انتها دنبال شود و تمرینات عملی آن اجرا گردد، می تواند کمک خوبی به شما باشد. موفق باشید.

پاسخ

وحید رمضانی

6 سال قبل

تا حدودی به من کمک کرد متشکرم

پاسخ

حسین

6 سال قبل

عالی بود و کاملا علمی. انصافا اینو باید توی مدارس

پاسخ

مژگان

6 سال قبل

سلام اینبار که این جلسه را گوش دادم خیلی بهتر از بار اول انرا درک کردم . عالی بود👏👏👏

پاسخ

سجاد

6 سال قبل

مرسی 💗💗💗👏👏👏👏👏

پاسخ

نظر شما

شروع ایجاد عادتهای خوب

در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، روند کار به این صورت است که اساتید دانشگاه برای آن‌که بتوانند ارتقاء علمی پیدا کنند یا به پست‌های مهم‌تری در ساختار دانشگاهی برسند، باید موفق به چاپ مقاله‌های علمی در ژورنال‌های معتبر داخلی یا بین‌المللی شوند. هرچه تعداد مقاله‌ها بیشتر و کیفیت آن‌ها بالاتر باشد، امتیاز علمی استاد نیز افزایش خواهد یافت. در این زمینه، تحقیقی بر روی اساتید جوان و تازه‌کار دانشگاه‌های آمریکا انجام شده که نتایج قابل‌توجهی داشته است. این اساتید جوان که معمولاً عجله دارند تا هرچه سریع‌تر امتیاز علمی جمع‌آوری کنند، علاقه زیادی به نوشتن مقاله نشان می‌دهند. اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که چون تحت یک سیستم نظارتی مشخص قرار ندارند—یعنی رئیس مستقیمی ندارند که برای آن‌ها برنامه‌ریزی یا تعیین وظیفه کند—هر یک با روش خودشان نگارش مقاله را آغاز می‌کنند. برخی از این اساتید با شور و حرارت زیادی کار را شروع می‌کنند. پس از گذراندن یک دوره کاری فشرده برای جمع‌آوری داده‌ها، وارد مرحله نگارش مقاله می‌شوند و در این مرحله نیز در بازه‌ای کوتاه، مثلاً دو هفته‌ای، شبانه‌روز مشغول نوشتن می‌شوند. تعطیلات آخر هفته را هم بی‌وقفه کار می‌کنند تا مقاله‌شان را به سرانجام برسانند. در مقابل، گروهی دیگر از این اساتید رویکرد متفاوتی دارند. آن‌ها هر روز تنها یک یا دو صفحه می‌نویسند، نه بیشتر. هم‌زمان به سایر مسئولیت‌هایشان نیز می‌رسند، تفریحات آخر هفته‌شان را دارند و خانواده و اطرافیانشان نیز از شدت کارشان گلایه‌مند نیستند. این تحقیق به مدت چند سال این اساتید جوان را مورد بررسی قرار داده و تعداد مقالات چاپ‌شده و پست‌هایی که هرکدام از آن‌ها در دانشگاه به دست آورده‌اند را ثبت کرده است. نتیجه‌ تحقیق بسیار جالب است: اساتیدی که روزانه تنها یک صفحه می‌نوشتند، هم موفق به انتشار مقاله‌های بیشتری شده‌اند و هم به جایگاه‌های بالاتری در ساختار دانشگاهی دست یافته‌اند. اینجاست که آن شعر معروف کاملاً معنا پیدا می‌کند: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. من اروند ملا هستم و این برنامه آموزشی دنیای عادت‌هاست.

اول عادت‌های بد را ترک کنیم یا عادت‌های خوب را ایجاد؟

به فصل شیرین و کاربردیِ «ایجاد عادت‌های خوب» خوش آمدید. ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که چرا پیش از آن‌که سراغ عادت‌های بد برویم و از شر آن‌ها خلاص شویم، ابتدا به سراغ ایجاد عادت‌های خوب آمده‌ایم؟ پاسخ این است: وقتی می‌خواهیم با عادت‌های بد مقابله کنیم، اصلی‌ترین ابزار ما نیروی اراده است. اگر این نیرو را به‌اندازه کافی تمرین نداده باشیم و آن را تقویت نکرده باشیم، چطور می‌خواهیم با آن به جنگ عادت‌های بدمان برویم؟ همان اتفاقی برایمان خواهد افتاد که همیشه هنگام تلاش برای ترک عادت‌های بد تجربه کرده‌ایم: ناکامی. مثل کسی است که می‌خواهد به جنگ برود، اما تنها سلاحش شمشیری کند و زنگ‌زده است. با همین شمشیر هم قصد دارد با یک دشمن قدرتمند روبه‌رو شود. نتیجه‌ی این نبرد از همان ابتدا معلوم است. این فرد باید اول شمشیرش را تیز و آماده کند، سپس وارد میدان شود. ما نیز دقیقاً همین کار را خواهیم کرد. ابتدا باید نیروی اراده‌مان را به‌اندازه‌ی لازم قوی و آماده کنیم تا بتوانیم با آن به مقابله با عادت‌های منفی‌مان بپردازیم.

با کدام نیروی اراده، عادت خوب ایجاد کنیم؟

سؤال منطقی بعدی این است که مگر ایجاد یک عادت خوب هم به نیروی اراده نیاز ندارد؟ مثلاً شروع به ورزش کردن یا کتاب خواندن یا خوردن غذای سالم، مگر بدون اراده ممکن است؟ پس با کدام نیروی اراده می‌توانیم یک عادت جدید برای خودمان بسازیم؟ پاسخ این است: میزان نیروی اراده‌ای که برای ایجاد یک عادت جدید نیاز داریم، به‌طور مستقیم به میزان سختی آن عادت برای ما بستگی دارد. برای نمونه، فرض کنید سختی ورزش کردن برای شما عدد ۱۰۰ است، ولی حداکثر نیروی اراده‌تان در بهترین حالت فقط ۸۰ است. طبیعی است که با این مقدار اراده نمی‌شود چنین عادتی را ایجاد کرد. پس باید چه کار کرد؟ باید کاری کرد که سختی ورزش کردن از ۱۰۰ کاهش پیدا کند؛ مثلاً برسد به عدد ۱۰. در این صورت، به‌راحتی و بدون فشار و درگیری ذهنی، با همان نیروی اراده ۸۰ می‌توانید این عادت را در خودتان شکل دهید. به این روش می‌گوییم: ساده‌سازی عادت خوب.

چطور عادت‌های خوب را ساده‌سازی کنیم؟

پیش از آنکه توضیح بدهم چگونه می‌توان یک عادت خوب را آن‌قدر ساده کرد که با کمترین میزان نیروی اراده قابل انجام باشد، باید به یکی از موانع ذهنی مهم اشاره کنم: عادت کامل‌گرایی. کامل‌گرایی یعنی این‌که فرد برای انجام یک کار، انتظار دارد آن را با بالاترین کیفیت، دقیق‌ترین استانداردها و در بهترین شرایط ممکن انجام دهد؛ و اگر چنین شرایطی فراهم نباشد، ترجیح می‌دهد اصلاً آن کار را شروع نکند. مثلاً کسی که می‌خواهد درس بخواند، به خودش می‌گوید «من فقط وقتی می‌تونم درس بخونم که حداقل سه ساعت وقت خالیِ پشتِ‌سر‌هم داشته باشم. وگرنه فایده نداره». یا اگر بخواهد ورزش کند، می‌گوید: «ورزش فقط وقتی فایده داره که هفته‌ای سه جلسه، هر جلسه دو ساعت برم باشگاه حرفه‌ای. کمتر از این اصلاً ارزش نداره». شما هم احتمالاً نمونه‌های مشابهی را تجربه کرده‌اید. این نوع نگاه، نگاهی صفر و صدی است. یعنی یا باید صد درصد ایده‌آل باشد، یا اصلاً نباشد. در این دیدگاه، حتی نود و نه هم ارزشی ندارد و با صفر تفاوتی نمی‌کند. افرادی که چنین نگرشی دارند، معمولاً نام این رفتار را "کمال‌طلبی" می‌گذارند و حتی به آن افتخار می‌کنند. می‌گویند «من آدم کمال‌طلبی‌ام و از کار نصفه و نیمه خوشم نمیاد». در حالی‌که این طرز تفکر، مانع بزرگی برای اقدام عملی است و در نهایت باعث می‌شود این افراد کمتر کاری را به سرانجام برسانند؛ چون همیشه در انتظار شرایط آرمانی هستند. اینجا باید بین «کامل‌گرایی» و «کمال‌طلبی» تفاوت قائل شد. کمال‌طلبی صفت خوبی است، اما در حوزه اهداف و آرمان‌ها معنا دارد، نه در کارهای عملی و روزمره. بنابراین، اگر می‌خواهیم قدمی رو به جلو برداریم، باید کامل‌گرایی را کنار بگذاریم و در هر شرایطی، به اندازه‌ای که می‌توانیم کاری مثبت انجام دهیم، همان را انجام بدهیم و دنبال بهانه نباشیم. حالا این موضوع چه ربطی به ایجاد عادت‌های خوب دارد؟ وقتی ما می‌گوییم «سختی ورزش کردن برای من صد است»، معمولاً داریم ورزش را در قالب کامل‌گرایانه‌اش تصور می‌کنیم (همان سه جلسه در هفته، هر بار دو ساعت). در حالی‌که چه کسی گفته ورزش کردن یعنی حتماً این مقدار؟ اگر تعریفمان از ورزش کردن را ساده‌تر کنیم، سختی آن هم برایمان کمتر می‌شود. حتی می‌توان آن را آن‌قدر ساده کرد که به نظرمان خنده‌دار برسد. مثلاً بگوییم «ورزش من یعنی روزی فقط یک بار حرکت بشین‌پاشو انجام بدم». همین تعریف ساده، می‌تواند نقطه شروعی برای ایجاد یک عادت خوب باشد.

ساده‌سازی بیش از حد عادت‌ها چه مزیتی دارد؟

ممکن است بپرسید اگر تعریف ما از ورزش کردن این باشد که فقط روزی یک بار حرکت بشین‌پاشو انجام بدهیم، این کار چه فایده‌ای دارد؟ واقعاً که با یک حرکت در روز نه بدن ورزیده می‌شود و نه چربی‌ها آب می‌شوند. دقیقاً به نکته درستی اشاره کردید. این نوع تعریف ساده‌شده از ورزش شاید در کوتاه‌مدت اثر چندانی روی بدن نگذارد، اما بر ذهن ما تأثیر قابل توجهی دارد. اجازه بدهید این‌طور توضیح بدهم: ما پیش از انجام هر کاری، در ذهنمان تصویری از میزان سختی آن کار داریم. فرض کنید روی مبل دراز کشیده‌اید و در حال تماشای تلویزیون هستید، حالا تصمیم می‌گیرید که بلند شوید و درس بخوانید، چیزی بنویسید یا ورزش کنید. قبل از اینکه اصلاً آن کار را شروع کنید، ذهن شما تصویری از میزان سختی آن کار می‌سازد که روان‌شناسان به آن می‌گویند "سختی تصوری" یا "سختی انتظاری". این یعنی ذهن شما بر اساس انتظارش از دشواری کار، مقاومت می‌کند. اولین گام برای انجام هر فعالیتی این است که بر سختی تصوری آن غلبه کنیم، و این مرحله کاملاً ذهنی است، نه فیزیکی. پیش از آنکه حتی بلند شوید و شروع به ورزش یا مطالعه کنید، باید ذهن‌تان را قانع کنید که آن کار شدنی است. مثلاً اگر تصمیم به ورزش دارید، ذهن‌تان باید بر احساس دشواری غلبه کند تا شما را از حالت استراحت خارج کرده و وارد حالت فعال کند. برای درس خواندن هم همین است. تا زمانی که ذهن‌تان مقاومت می‌کند، بلند شدن از روی مبل و نشستن پشت میز غیرممکن به‌نظر می‌رسد. اما به محض اینکه شروع به کار می‌کنید، معمولاً می‌بینید آن‌قدرها هم که فکر می‌کردید سخت نیست. تحقیقات روان‌شناسی هم این را تأیید می‌کند که اغلب اوقات سختی‌ای که از یک کار در ذهن خود تصور می‌کنیم از سختی واقعی آن بیشتر است. پس وقتی می‌گوییم حتی یک حرکت بشین‌پاشو در روز می‌تواند مفید باشد، منظورمان فقط حرکت فیزیکی نیست. این تمرین ذهنی شماست برای غلبه بر سختی تصوری، و هر بار که بر این سختی غلبه می‌کنید، نیروی اراده‌تان را تقویت می‌کنید.

اول ایجاد عادت، بعد پرورش عادت

دلیل دوم این‌که انجام فقط یک عدد بشین‌پاشو در روز برای ما مفید است، این است که هر عملی که ما انجام می‌دهیم، دو جنبه دارد: اول، خود آن عمل؛ دوم، عادت به انجام آن عمل. برای مثال، اگر فردی را ببینید که در حال کتاب خواندن است، در ظاهر دارد عمل «مطالعه» را انجام می‌دهد. اما آیا به این معناست که او به کتاب خواندن عادت هم دارد؟ مشخص نیست. اگر کسی را ببینید که ورزش می‌کند، آیا الزاماً به ورزش کردن عادت دارد؟ پس خودِ عمل یک موضوع است و عادت به انجام آن عمل، موضوعی دیگر است. در این مرحله، تمرکز ما بر ایجاد عادت به انجام آن عمل است، نه خودِ عمل. بنابراین وقتی می‌گوییم روزی یک حرکت بشین‌پاشو مفید است، به این دلیل است که این کار به‌تدریج عادت ورزش کردن را در ما شکل می‌دهد. وقتی می‌گوییم خواندن یک صفحه کتاب در روز مفید است، منظور این نیست که همان یک صفحه دانش ما را متحول می‌کند، بلکه به این دلیل است که دارد عادت مطالعه را در ذهن ما نهادینه می‌کند. در حال حاضر هدف ما انجام کامل و حرفه‌ای این کارها نیست، بلکه ایجاد عادت آن‌هاست. یعنی قصد نداریم با انجام یک حرکت ساده در روز، اندامی مثل دوران جوانی آرنولد بسازیم، یا با خواندن یک صفحه کتاب، تبدیل به فردی همچون پروفسور حسابی شویم. ما می‌خواهیم عادت انجام این کارها را در خودمان شکل دهیم، و سخت‌ترین بخش مسیر هم همین مرحله‌ی «ایجاد عادت» است. وقتی عادت شکل گرفت، انجام آن عمل به‌طرز چشمگیری ساده می‌شود. اگر به ورزش کردن عادت کنید، دیگر انجام ورزش برایتان زحمت ندارد. اگر عادت به مطالعه در ذهن شما شکل بگیرد، هر میزان مطالعه برایتان آسان می‌شود، بدون این‌که نیاز به مبارزه ذهنی داشته باشید. پس در این مرحله، هدف ما کاشتن بذر عادت‌های خوب است. این بذر باید جوانه بزند، چند برگ کوچک دربیاورد، و سپس ما وارد مرحله‌ای می‌شویم که آن گیاه کوچک را پرورش می‌دهیم، به‌صورت هدفمند رشدش می‌دهیم، تا تبدیل شود به درختی تنومند با شاخ‌وبرگ زیاد که ثمره‌اش به‌طور پیوسته نصیب‌مان شود. تمام این فرآیند پرورش عادت را در فصل چهارم، یعنی «پرورش عادت‌های خوب» ادامه خواهیم داد.

وقتی می توانم بیشتر انجام دهم چرا باید کم انجام دهم؟

وقتی می‌گوییم روزی یک عدد بشین‌پاشو انجام بده، منظور این نیست که فقط اجازه داریم یک عدد انجام بدهیم. منظور این است که نباید کمتر از یک عدد انجام شود. مثلاً وقتی می‌گوییم روزی یک صفحه مطالعه، یعنی کمتر از این مقدار قابل‌قبول نیست. اما اگر توانایی یا تمایل دارید که بیشتر انجام دهید، بسیار هم خوب است. در واقع، این استراتژی ساده‌سازی عادت‌های خوب و تبدیل آن‌ها به خُرده‌عادت‌ها، فقط برای تعیین حداقل مقدار انجام آن فعالیت است، نه حداکثر. یعنی فقط «کف» را مشخص می‌کند، نه «سقف» را. اما نکته مهم اینجاست که ما به انجام حداقل مقدار متعهد هستیم، نه حداکثر آن. اگر روزی انگیزه و انرژی بیشتری داشتیم، می‌توانیم بیست تا بشین‌پاشو برویم. اما اگر روزی اصلاً حال و حوصله نداشتیم، باز هم باید آن یک عدد را انجام بدهیم. تعطیل‌کردن معنایی ندارد. این فعالیت باید هر روز انجام شود؛ جمعه و شنبه هم ندارد. هر روز باید انجام شود. بهترین و سریع‌ترین راه برای عادت‌سازی، انجام روزانه و بدون وقفه یک کار است. پس ما متعهد می‌شویم که یک عمل مشخص را، هر روز در حداقل مقدار تعیین‌شده انجام بدهیم. اگر هیچ‌کدام از روزها حال یا وقت انجام بیشتر از آن را نداشتیم، هیچ اشکالی ندارد. چون ما به تعهدمان عمل کرده‌ایم.

جمع بندی

1- برای موفق شدن در ترک عادتهای بد، اول باید با ایجاد عادتهای خوب، نیروی اراده را تقویت کنیم. 2- برای ایجاد عادتهای خوب از تکنیک خرده عادتها استفاده می کنیم. 3- خرده عادتها آنقدر انجامشان سادست که با یک نیروی اراده کم هم قابل انجامند. 4- هدف خرده عادت ها ایجاد عادت انجام عمل است نه خود عمل. 5- خرده عادت ها فقط حد پایین را تعیین می کنن نه حد بالا را.