سلام، خسته نباشید استاد در رابطه با نحوه ترک هم پادکست میزارید ؟
پاسخ
اروند ملا
2 روز قبل
سلام و ممنون از شما. می تونید از برنامه دنیای عادتها برای ترک عادت بدتون استفاده کنین. لینک در منوی سایت هست.
پاسخ
نظر شما
پورن و اختلال در شخصیت ما
سلام. شما در حال شنیدن قسمت پنجم و پایانی از فصل دوم پادکست پورنزدگی هستید.
در قسمت قبلی دیدیم که اعتیاد و وابستگی به پورن موجب تغییراتی در مغز انسان میشود. دو مورد از این تغییرات، حساسسازی و بیحسسازی بودند که آنها را مورد بررسی قرار دادیم.
در این قسمت به دو تغییر مهم دیگر خواهیم پرداخت؛ تغییراتی که نشان میدهند وابستگی به پورن چگونه میتواند مغز انسان را بهصورت فیزیکی دگرگون سازد و بر تمامی واکنشها و تصمیمگیریهای ما در زندگی، تأثیر مستقیم بگذارد.
من اروند ملا هستم و این پادکست پورنزدگی است.
چند درصد از مردم به پورن معتاد هستند؟
نویسنده در این بخش به مشکل دیگری که مصرف پورن برای افراد ایجاد میکند اشاره میکند؛ مشکلی که از جنس خودِ اعتیاد است. یعنی اعتیادآور بودن پورن، بهتنهایی یک مسئله مستقل و قابلتوجه محسوب میشود.
پورن ممکن است منجر به اختلال نعوظ، تغییر در تمایلات جنسی، افسردگی، ناامیدی و سایر مشکلات گردد؛ اما مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم ترک آن نیز بهسادگی امکانپذیر نیست. زیرا در مغز، وابستگی فیزیولوژیکی شکل گرفته است.
آقای گری ویلسن توضیح میدهد که تمام مواد مخدر، با وجود تفاوتهای فراوان، یک ویژگی مشترک دارند: همگی میزان ترشح دوپامین را در بخش اولیه مغز افزایش میدهند. همین افزایش دوپامین، تغییراتی در مغز ایجاد میکند که پیشتر درباره آنها صحبت کردهایم. نکته جالب توجه این است که این تغییرات با استفاده از اسکنهای مغزی قابل مشاهدهاند، و چنین اسکنهایی نشان دادهاند که شباهتهای قابلتوجهی بین مغز فردی که به پورن وابسته شده و مغز فردی که به موادی مانند کوکائین، متامفتامین یا مرفین اعتیاد دارد، وجود دارد.
بنابراین، با وجود تفاوتهای زیاد میان مواد مخدر و محرکهای رفتاری مانند پورن، یکسری تغییرات مشخص در مغز مصرفکنندگان آنها رخ میدهد که منجر به بروز نشانههایی خاص در رفتار و احساسات آنها میشود. در واقع، بر اساس تعریف علمی، هر چیزی که سه ویژگی زیر را داشته باشد، اعتیاد محسوب میشود:
1. هوس شدید و درگیری ذهنی برای تکرار آن رفتار یا مصرف آن ماده
2. از دست رفتن تدریجی کنترل، بهگونهای که فرد برای رسیدن به همان اثر قبلی، میزان یا شدت مصرف را افزایش میدهد
3. بروز عواقب منفی فیزیکی، روانی، اجتماعی، شغلی یا اقتصادی
در ادامه، نویسنده پرسشی اساسی را مطرح میکند: احتمال اینکه یک فرد به پورن معتاد شود چقدر است؟
تحقیقات نشان دادهاند که در مورد موادی مانند مواد مخدر یا الکل، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از افرادی که برای نخستینبار آنها را مصرف میکنند، به آنها وابسته میشوند. در نگاه اول، این رقم شاید چندان بالا به نظر نرسد. اما باید توجه داشت که انسانها بهطور طبیعی و غریزی میل چندانی به وارد کردن مواد شیمیایی خطرناک به بدن خود ندارند.
در مقابل، زمانی که با یک محرک فوقطبیعی مواجه میشویم که ریشه در غرایز بنیادین ما مانند خوردن یا میل جنسی دارد، ماجرا کاملاً متفاوت است. بهعنوان مثال، در مورد غذا، وقتی نسخههای فوقطبیعی غذا مانند فستفودها، خوراکیهای شیرین یا چرب بهراحتی در دسترس قرار میگیرند، بسیاری از افراد به آنها وابسته میشوند. طبق آمارها، امروزه ۷۰٪ از بزرگسالان آمریکایی دچار اضافهوزن هستند و حدود ۳۸٪ نیز به چاقی مفرط مبتلا هستند.
علت اینکه محرکهایی مانند غذا یا تحریک جنسی راحتتر ما را گرفتار خود میکنند این است که سیستم پاداش مغز اولیه ما بهطور طبیعی برای سوق دادن ما به سمت خوردن بیشتر و رابطه جنسی بیشتر طراحی شده است، نه برای مصرف مواد مخدر یا الکل. به همین دلیل، وابستگی به این محرکها سادهتر و شایعتر است.
اما چند درصد از مردم به پورن معتاد هستند؟
نویسنده توضیح میدهد که پاسخ دقیق به این سؤال ساده نیست؛ چرا که مصرف پورن مسئلهای بسیار خصوصی است و بسیاری از مصرفکنندگان تمایلی به صحبت درباره آن ندارند. از طرف دیگر، اگر هم دچار عوارض جسمی یا روانی شوند—مانند اختلال نعوظ یا افسردگی—معمولاً متوجه نمیشوند که این مشکلات میتواند ناشی از مصرف پورن باشد و در نتیجه، آن را عامل بروز مشکلات خود نمیدانند.
با این حال، در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، ۳۳٪ از مردان بین ۱۸ تا ۳۰ سال اعلام کردهاند که فکر میکنند به پورن اعتیاد دارند. اگر همین عدد را ملاک قرار دهیم، میبینیم که این درصد تقریباً سه برابر احتمال اعتیاد به مواد مخدر است.
تغییرات مغز با اعتیاد به پورن
همانطور که پیشتر گفتیم، مغز افراد وابسته دچار تغییراتی میشود که این تغییرات از طریق اسکنهای مغزی قابل مشاهده و تشخیص هستند. این تغییرات گستردهاند، اما میتوان آنها را بهصورت کلی در چهار گروه اصلی طبقهبندی کرد:
۱. حساسسازی
۲. بیحسسازی
(این دو مورد را پیشتر توضیح داده بودیم.)
۳. اختلال در عملکرد بخش پیشانی مغز
۴. اختلال در عملکرد سیستم استرس مغز
دربارهی مورد اول یعنی حساسسازی پیشتر صحبت کردهایم، اما در اینجا نویسنده تعریفی خلاصه و یکخطی از این مفهوم ارائه میدهد که بهروشنی آن را توضیح میدهد:
«حساسسازی یعنی خاطرهی عمیق ناخودآگاه از لذت، که وقتی فعال میشود، خودش را در قالب موجهای شدید هوس نشان میدهد.»
چرا از عبارت «خاطرهی عمیق ناخودآگاه» استفاده شده است؟ زیرا مغز، در اثر ترشح زیاد دوپامین و حضور پروتئین "دلتا فاسبی"، شروع به سیمکشی بین سلولهای مغزی میکند. این سلولها به یکدیگر متصل میشوند و یک مسیر عصبی تشکیل میدهند که نسبت به محرکها حساس شده و انتظار دریافت دوپامین بیشتری دارد. این مسیر در واقع همان خاطرهی عمیق و ناخودآگاه فرد از آن لذت است. هر آنچه که قبل یا حین آن تجربهی لذتبخش وجود داشته، در ذهن حک میشود و مغز نسبت به آنها نیز شرطی میگردد.
برای مثال، وقتی فرد تنها در خانه میشود، ناگهان احساس هوس به سراغش میآید. چرا؟ چون معمولاً زمانی که پورن تماشا کرده، تنها در خانه بوده است. این واکنش ممکن است با تپش قلب یا حتی لرزش بدن همراه باشد، تا حدی که فرد احساس میکند دیگر نمیتواند به چیزی جز آن فکر کند. گویی مغزش تحت کنترل دیگری قرار گرفته و تنها خواستهاش بازگشت به تماشای پورن است.
نکتهی جالبی که آقای گری ویلسن در اینجا به آن اشاره میکند این است که در دوران ترک، یعنی زمانی که فرد برای مدتی از مصرف پورن فاصله گرفته، این مسیرهای عصبی حتی فعالتر و حساستر از قبل میشوند. البته این وضعیت موقتی است و اگر فرد بتواند این دوره را پشت سر بگذارد، این مسیرها بهتدریج غیرفعال خواهند شد.
اما چرا در دوران ترک، حساسسازی برای مدتی تشدید میشود؟
زیرا سلولهای آن مسیر عصبی اکنون دوپامینی را که به آن عادت کردهاند دریافت نمیکنند. در نتیجه، شاخکهای عصبیشان را حتی بیش از پیش به یکدیگر نزدیک میکنند، شاید بتوانند همان مقدار اندک دوپامین موجود را بهتر جذب کنند. این نزدیکی بیشتر، باعث تقویت آن مسیر و افزایش حساسیت آن نسبت به محرکها میشود. به همین دلیل، افراد در حال ترک احساس میکنند که نسبت به گذشته نسبت به محرکهای محیطی حساستر شدهاند و انگار هر چیزی میتواند در آنها احساس هوس ایجاد کند.
مورد دوم «بیحسسازی» بود. تعریف سادهاش چنین است: «بیحس شدن مغز نسبت به لذت».
در واقع، مغز توانایی جذب دوپامین را تا حد زیادی از دست میدهد. در نتیجه، فعالیتهای روزمره که پیشتر لذتبخش بودهاند، اکنون خستهکننده یا بیمعنا به نظر میرسند و زندگی بهطور کلی فاقد لذت میشود.
ترکیب حساسسازی و بیحسسازی چه نتیجهای دارد؟
در یک جمله میتوان گفت: خواستن بیشتر عمل اعتیادآور، ولی لذت بردن کمتر.
یعنی فرد به دلیل حساسسازی مغزش، نسبت به محرکهای محیطی یا ذهنی بهشدت واکنش نشان میدهد و دچار موجهای شدید هوس میشود.
هوس یعنی میل شدید برای انجام یک رفتار. اما وقتی آن رفتار را انجام میدهد، متوجه میشود که آنطور که انتظار داشت لذتبخش نیست.
در اینجا مکانیزم "زیادهروی" وارد عمل میشود. فرد که از میزان لذت کسبشده ناامید شده، شروع میکند به افزایش مدتزمان، تعداد یا شدت آن رفتار تا شاید دوپامین بیشتری دریافت کند و به سطح لذت مورد انتظارش برسد.
اما این زیادهروی، باعث ورود به یک چرخهی نزولی میشود؛ چرخهای که در آن حساسسازی و بیحسسازی موجب زیادهروی بیشتر میشوند و زیادهروی نیز به نوبهی خود آن دو را تقویت میکند.
پورن و اختلال کارکرد بخش پیشانی مغز
مورد سوم از تغییراتی که در مغزهای درگیر اعتیاد مشاهده میشود و اکنون قصد داریم درباره آن صحبت کنیم، اختلال در کارکرد بخش پیشانی مغز است. بخش پیشانی مغز، ناحیهای از مغز است که در پشت استخوان پیشانی قرار دارد. این بخش، تنها در مغز انسان به این اندازه توسعه یافته و سایر پستانداران یا بهطور کلی فاقد آن هستند، یا اگر هم این بخش را دارند، اندازه آن بسیار کوچک و محدود است. انسان تنها موجودی است که دارای بخشی گسترده و مهم در این ناحیه از مغز است. در واقع میتوان گفت که بخش پیشانی، قسمت انسانی مغز محسوب میشود.
حال وظیفه این بخش از مغز چیست؟ این ناحیه وظایف متعددی بر عهده دارد، اما مهمترین نقش آن، دوراندیشی و ارزیابی پیامدهای اعمال ما است. نویسنده بیان میکند: فرض کنید شما بهدلیل موضوعی از دست رئیس خود بسیار عصبانی هستید؛ در این حالت، بخش اولیه مغز شما پیشنهاد میدهد که "همین حالا برو و به او مشت بزن"، اما این بخش پیشانی مغز است که پیامدهای چنین اقدامی را میسنجد و شما را از انجام آن بازمیدارد. این بخش همچنین مسئول تولید نیروی اراده است؛ یعنی اراده برای انجام کارهایی که در لحظه ممکن است لذتی برای ما نداشته باشند، اما در بلندمدت برای ما مفید بوده و لذتهای پایدار یا حتی دائمی در زندگی ایجاد میکنند. بنابراین، این قسمت از مغز نقش بسیار مهمی دارد و اگر آسیب ببیند، انسان از ویژگیهای انسانی خود فاصله گرفته و عملکردی مشابه حیوانات خواهد داشت.
برای کنترل مغز اولیه، بخش پیشانی از دو مسیر عصبی که به قسمت مرکزی مغز متصل میشوند استفاده میکند. یکی از این مسیرها وظیفه دارد به مغز اولیه بگوید: "اشکالی ندارد، انجامش بده"، و مسیر دیگر به آن میگوید: "صبر کن، باید دربارهاش فکر کنیم". این دو مسیر عصبی بهترتیب نقش پدال گاز و ترمز را برای مغز اولیه ایفا میکنند، چرا که مغز اولیه توانایی تشخیص خوب از بد را ندارد و صرفاً به تحریکهای آنی واکنش نشان میدهد؛ تنها معیار آن نیز لذت فوری است.
اما در مغز افراد معتاد – برای مثال افراد معتاد به پورن – چه اتفاقی میافتد؟ مسیر عصبی بازدارندهای که از بخش پیشانی به قسمت مرکزی مغز میرود، یا همان پدال ترمز، ضعیف میشود و در مقابل، مسیر عصبی تأییدکننده یا همان پدال گاز، بهمراتب قویتر از حالت عادی میگردد. این به آن معناست که بخش پیشانی مغز، بهجای آنکه تصمیمات غریزی و آنی مغز اولیه را کنترل کند، بیشتر با آن همراهی میکند و آن را تأیید و پشتیبانی مینماید.
نویسنده مثالی جالب ارائه میدهد: این وضعیت مانند آن است که فردی فرشتهای روی یکی از شانههای خود داشته باشد و شیطانی روی شانه دیگر، که با او صحبت میکنند و فرمان میدهند، اما اندازه شیطان بهاندازه "کینگکنگ" است.
نکته جالب توجه آن است که این تغییرات در مسیرهای عصبی بخش پیشانی مغز را میتوان از طریق اسکنهای مغزی در مغز افراد معتاد مشاهده کرد. حتی آزمونهای روانشناختی خاصی وجود دارند که میتوانند اختلال عملکرد بخش پیشانی مغز را در افراد تشخیص دهند. نویسنده در بخش پیوستهای کتاب خود به ۱۳ مطالعه علمی مختلف اشاره میکند که نشان میدهند در مغز افرادی که به سکس یا تماشای پورن معتاد هستند، اختلال عملکرد در بخش پیشانی مغز بهوجود میآید.
پورن و اختلال عملکرد سیستم استرس مغز
مورد چهارم و آخر از تغییراتی که در مغز افراد معتاد رخ میدهد، اختلال در عملکرد سیستم استرس است. مغز و بدن ما برای مواجهه با تهدیدها و خطراتی که ممکن است در زندگی با آنها روبرو شویم، به هورمونهای استرس مانند آدرنالین و کورتیزول نیاز دارند. این هورمونها به ما کمک میکنند تا در صورت لزوم، یا برای مقابله با خطر آماده شویم یا در صورت ناتوانی در مقابله، از آن بگریزیم. به این سازوکار مغزی که از طریق این هورمونها با بدن ارتباط برقرار میکند، «سیستم کنترل استرس» گفته میشود.
حال تحقیقات نشان دادهاند که این سیستم نیز در افراد مبتلا به اعتیاد، دچار اختلال و از کارکرد طبیعی خود خارج میشود. زمانی که سیستم استرس بهدرستی عمل نکند، بهطور خلاصه سه پیامد مهم در افراد معتاد پدید میآید.
نخست، اینکه چون استرس موجب افزایش ترشح دوپامین میشود، افراد مبتلا با کوچکترین عوامل استرسزا دچار امواج شدید هوس میشوند. بهعبارت دیگر، استرسهای روزمره و کوچک که برای افراد غیرمعتاد بیاهمیت تلقی میشوند، برای این افراد بسیار شدیدتر بهنظر میرسند و در نتیجه، با ترشح دوپامین، مسیرهای مغزی حساسشدهی آنها بهطرز چشمگیری تحریک میشوند. حتی در غیاب محرکهای مشخص، تنها وجود هورمونهای استرس در بدن میتواند امواج شدید هوس برای انجام آن عادت را ایجاد کند.
دومین پیامد، آن است که استرس موجب اختلال در عملکرد بخش پیشانی مغز میشود. یعنی زمانی که تحت تأثیر هورمونهای استرس قرار داریم، توانایی ما در تصمیمگیری منطقی کاهش مییابد، کمتر میتوانیم به پیامدهای کارهایی که میخواهیم انجام دهیم فکر کنیم و در نتیجه، مقاومت در برابر وسوسههای ناشی از مغز اولیه برایمان دشوارتر میشود.
سومین اثر اختلال در سیستم استرس، زمانی نمایان میشود که فرد معتاد فرآیند ترک را آغاز میکند. در این دوران، سیستم استرس بیشفعال میشود و این بیشفعالی، خود را در قالب علائم جسمی و روانی دوران ترک نشان میدهد. بهعبارت دیگر، افرادی که اقدام به ترک مصرف پورن میکنند، کموبیش با علائمی مانند بیخوابی، اضطراب، حساس شدن بیش از حد، عصبانیت بیدلیل و پرخاشگری، نوسانات مکرر خلقوخو، سردرد، کاهش تمرکز، خستگی بدنی و حتی بروز نشانههای شبیه به سرماخوردگی بدون وجود عفونت واقعی مواجه میشوند. از همه مهمتر، این افراد اغلب دچار احساس افسردگی میشوند.
علت اصلی بروز این علائم، همان اختلال عملکرد در سیستم کنترل استرس بدن است. به همین دلیل، در دورههای ترک پورن به افراد توصیه میشود که فشار اضافی بر خود وارد نکنند و انتظارات بیش از حد از خود نداشته باشند. بهعبارت دیگر، بهتر است در این دوره با خود مهربانتر باشند تا بتوانند این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند و عملکرد طبیعی سیستم استرس بدن خود را بازیابند.
چقدر طول می کشد که به پورن معتاد شویم؟
آقای "گری ویلسن" نویسنده کتاب میگوید، بسیاری از افراد از من میپرسند که چه میزان تماشای پورن زیادهروی محسوب میشود و میتواند منجر به اعتیاد شود؟ کسانی که این سؤال را مطرح میکنند در ذهن خود این تصور را دارند که اعتیاد به پورن یک وضعیت صفر و یکی است؛ یعنی فرد یا هیچ آسیبی از تماشای پورن نمیبیند، یا ناگهان معتاد میشود و تمام عوارض مربوط به اعتیاد به سراغش میآید. وی میگوید این طرز فکر از ناآشنایی افراد با اصل «نوروپلاستیسیتی» ناشی میشود.
نوروپلاستیسیتی یا خاصیت انعطافپذیری مغز به این معناست که مغز انسان در تمام طول عمر، بر اساس محیط اطراف و رفتارهایی که انجام میدهد، قادر است خود را تغییر داده و با شرایط جدید تطبیق پیدا کند. تحقیقات زیادی نشان دادهاند که حتی مقادیر بسیار اندکی از محرکهای فوقطبیعی میتوانند در مدت زمانی بسیار کوتاه، تغییراتی در مغز ایجاد کرده و رفتار آینده فرد را تحت تأثیر قرار دهند. برای مثال، در یکی از این پژوهشها، تنها ۵ روز زمان کافی بود تا مغز نوجوانانی که پیشتر تجربه بازیهای کامپیوتری نداشتند، نسبت به این بازیها حساسسازی شده و نشانههای هوس برای انجام بیشتر آنها در مغزشان پدیدار شود. یا در مطالعهای دیگر روی موشها، کمتر از ۱۰ روز طول کشید تا موشها به غذاهای پرچرب و شیرین که قبلاً تجربه نکرده بودند، وابستگی پیدا کرده و مغزشان دچار بیحسی شود؛ بهگونهای که برای تجربه لذت دوباره، مجبور به پرخوری و زیادهروی شدند.
پژوهشهای بسیاری نیز با استفاده از اسکن مغزی انجام شدهاند که نشان میدهند الگوهای ماده خاکستری مغز در افرادی که پورن مصرف میکنند، شباهت زیادی با مغز افرادی دارد که به مواد مخدر معتاد هستند. همچنین، بررسیهایی در خصوص کاهش میل جنسی در میان دانشآموزان دبیرستانی در ایتالیا نشان داده است که در میان دانشآموزانی که اصلاً پورن مصرف نمیکردند، هیچکدام گزارش نکردند که میل جنسیشان در حال کاهش است. در حالی که ۱۶ درصد از دانشآموزانی که حداقل هفتهای یک بار پورن تماشا میکردند، اعلام کردهاند که میل جنسیشان در حال کاهش است.
در واقع باید گفت مغز انسان به محرکهای جنسی فوقطبیعی واکنش نشان میدهد و در برابر آنها دچار تغییر میشود. این تغییرات میتوانند به شکل شرطیشدگی جنسی، حساسسازی جنسی یا سایر تغییرات مغزی که پیشتر به آنها اشاره کردیم ظاهر شوند. نکته مهم این است که این تغییرات مغزی بسیار سریع آغاز میشوند و نیازی نیست فرد سالها پورن تماشا کند تا مغزش دستخوش تغییر شود.
حال ممکن است فردی ادعا کند که در تماشای پورن افراط نمیکند تا به آن معتاد نشود؛ مثلاً تنها ماهی یکبار به سراغ آن میرود و بنابراین دچار عوارض نمیشود. برای پاسخ به این ادعا باید چند نکته را ذکر کرد. نخست اینکه، ممکن است فرد دچار عوارض جسمی نظیر اختلال نعوظ نشود، اما عوارض روانی که مهمترین آن تغییر ناخودآگاه در اولویتبندی مغز است، حتماً اتفاق خواهد افتاد؛ موضوعی که در اپیزود اول این فصل به تفصیل درباره آن صحبت کردیم.
دوم اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد بتواند مصرف پورن را همواره در حد مثلاً ماهی یکبار نگه دارد. همه کسانی که به چیزی یا رفتاری معتاد شدهاند، در ابتدا قصد نداشتند که در آن غرق شوند. مصرف پورن شبیه عبور از خیابان نیست که بگوییم یک ریسک مشخص دارد و ما آن را میپذیریم. در مورد پورن، هر بار که فرد آن را مصرف میکند، این ریسک افزایش پیدا میکند، در حالی که ریسک عبور از خیابان همواره ثابت است.
سوم اینکه افرادی که چنین حرفی میزنند، به احتمال بسیار زیاد همین حالا نیز به پورن معتاد هستند. آزمودن این موضوع رایگان است: اگر توانستید به مدت دو ماه بدون هیچ مشکلی از تماشای پورن خودداری کنید، به این معناست که معتاد نیستید. اما در غیر این صورت، مغز شما همین حالا نیز به پورن وابسته است.
آیا پورن باعث مشکلات روانی میشود یا برعکس؟
نویسنده میگوید برخی از افرادی که عوارض ناشی از اعتیاد را انکار میکنند (حال چه اعتیاد به هر چیز)، معتقدند که این اعتیاد نیست که باعث ایجاد افسردگی یا اضطراب در افراد میشود، بلکه قضیه برعکس است؛ یعنی افرادی که افسردگی یا اضطراب دارند به سمت اعتیاد میروند. نویسنده توضیح میدهد که تحقیقات چیز دیگری را نشان میدهند؛ به این معنا که ممکن است زمینههای بیماری روانی باعث شوند برخی افراد به سمت اعتیاد کشیده شوند، اما اولاً همیشه اینگونه نیست و افراد کاملاً سالم نیز ممکن است معتاد شوند، و ثانیاً خود اعتیاد میتواند باعث ایجاد بیماریهای روانی مانند اضطراب یا افسردگی شود، بهطوریکه فرد پس از ترک اعتیادش این مشکلات روانی را نیز پشت سر میگذارد.
نویسنده در ادامه به تحقیقات مختلفی اشاره میکند که در سراسر دنیا درباره این موضوع انجام شده است. در یکی از این تحقیقات مشخص شد که افراد جوانی که قبلاً هیچ سابقه اختلال روانی نداشتند، زمانی که شروع به استفاده بیش از حد از اینترنت کردند، ۲.۵ برابر بیشتر از افرادی که استفاده معمولی داشتند، در معرض ابتلا به افسردگی قرار گرفتند.
یک آزمایش جالب هم روی دانشجویان در چین انجام شده است. البته نویسنده توضیح میدهد که احتمالاً تکرار این آزمایش در کشورهای غربی ممکن نیست. دلیلش این است که در این آزمایش، سلامت روان دانشجویان ورودیِ جدید دانشگاه بررسی شد. بسیاری از این دانشجوها پیش از ورود به دانشگاه اصلاً اینترنت نداشتند و بعضی حتی با کامپیوتر کار نکرده بودند. تنها یک سال بعد، دوباره سلامت روان آنها ارزیابی شد و مشخص گردید شاخصهایی مثل افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و روانپریشی در برخی از آنها ظاهر شده است. وقتی دلیل را بررسی کردند، دیدند رابطه مستقیمی بین میزان استفاده این افراد از اینترنت و افزایش این اختلالات وجود دارد. حتی ۵۹ نفر از این دو هزار نفر تنها پس از یک سال، از نظر علمی معتاد به اینترنت شناخته شدند. این مطالعه نشان داد که رشد اختلالات روانی ارتباطی با زمینههای قبلی افراد نداشته، چون همگی در ابتدا سالم بودند.
در یک مطالعه جدیدتر در تایوان نیز مشخص شد که میان تمایل به خودکشی یا اقدام به خودکشی در نوجوانان و میزان اعتیاد آنها به اینترنت رابطه مستقیم وجود دارد.
مطالعه دیگری نشان میدهد که افراد معتاد به اینترنت میزان بالاتری از نشانههای افسردگی مثل از دست دادن علاقه به انجام کارها، رفتارهای پرخاشگرانه، ناامیدی و احساس گناه را تجربه میکنند، اما پس از ترک اعتیادشان، این علائم یا بهبود پیدا میکنند یا کاملاً برطرف میشوند. این موضوع نشان میدهد که این افراد از ابتدا افسردگی نداشتند، بلکه اعتیاد آنها باعث بروز این اختلال شده بوده است.
در مطالعهای در دانمارک مشخص شد که تنها یک هفته استفاده نکردن از شبکههای اجتماعی باعث بهبود چشمگیر در میزان رضایت از زندگی و کیفیت تجربه روزانه احساسات در شرکتکنندگان شده است. در چین نیز گیمرهایی که به مدت ۳ تا ۶ ماه بازی کامپیوتری را کنار گذاشته بودند، نشان دادند که سطح افسردگی و شدت هوس بازی در آنها به میزان قابلتوجهی کاهش یافته است. در بلژیک هم مطالعهای روی پسران ۱۴ ساله انجام شد و مشاهده کردند که تنها در یک دوره ششماهه، هرچه میزان تماشای پورنوگرافی در این نوجوانان بیشتر بوده، نمرات درسی آنها پایینتر آمده است.
در مجموع، نویسنده در این بخش تحقیقات زیادی را مطرح میکند که من همه آنها را اینجا ذکر نکردم، اما نتیجه همه این تحقیقات این است که خودِ اعتیاد میتواند باعث ایجاد اختلالات روانی و شخصیتی شود و لازم نیست فرد از ابتدا مشکلات روانی داشته باشد تا به سمت اعتیاد کشیده شود.
مصرف کنندگان پورن و درمان های اشتباه
دیدیم که مصرف پورن میتواند چه علائمی را در مصرفکنندهها ایجاد کند؛ از علائم بدنی مانند اختلال نعوظ گرفته تا علائم روانی مثل اضطراب، افسردگی یا گوشهگیری اجتماعی. زمانی که این علائم شدت میگیرند، افراد معمولاً به پزشک یا روانشناس مراجعه میکنند، اما چون خودِ فرد و حتی آن پزشک اطلاعات کافی درباره عوارض ناشی از مصرف پورن ندارند، تصور میکنند که پای یک بیماری زمینهای یا ثانویه در میان است و شروع میکنند به مصرف دارو برای درمان مشکلاتی مانند اختلال نعوظ یا افسردگی، در حالی که مشکل اصلی جای دیگریست.
دیدیم که مصرف پورن، حتی بهصورت محدود، میتواند باعث کاهش حساسیت مغز به دوپامین شود و این مسئله منشأ بسیاری از علائم جسمی و روانی است. علائمی مانند اختلال در انزال یا نعوظ، عصبانیت و پرخاشگری بیدلیل، بیانگیزگی، کاهش تمرکز، افت حافظه، به تعویق انداختن کارها (اهمالکاری) و در نهایت ناامیدی و افسردگی. در یک تحقیق جالب، یک دانشجوی پزشکی شجاع با مصرف نوعی دارو بهصورت عمدی سطح دوپامین مغزش را پایین آورد و سپس خودش و همکارانش شروع به بررسی علائم جدیدی کردند که در او ظاهر شده بود. علاوه بر موارد گفتهشده، علائمی مانند خستگی شدید، بیحالی، احساس شرم و حتی ترس نیز در او مشاهده شد.
افرادی که تصمیم میگیرند پورن را کنار بگذارند، حتی پس از مدت کوتاهی مثلاً یک ماه، تغییرات مثبتی را در خود تجربه میکنند. این تغییرات ممکن است از نظر ظاهری متفاوت باشند، اما ریشهی همهی آنها در طبیعیتر شدن تولید و جذب دوپامین در مغز است. یکی از این افراد مینویسد:
«فکر نمیکنم جامعه ما واقعاً بداند پورن چه بلایی سر یک مرد میآورد. تنها چیزی که شاید بشنوند این است که پورن ممکن است باعث اختلال نعوظ شود، همین. اما واقعیت این است که پورن یک مرد را به یک پسربچهی ترسو تبدیل میکند. من در روابط اجتماعیام مشکل داشتم، افسرده بودم، برای هیچ کاری انگیزه نداشتم، نمیتوانستم روی کاری تمرکز کنم و آن را تمام کنم، احساس ناامنی و ترس داشتم، حتی عضلاتم و صدایم هم ضعیف و لرزان شده بود. در یک کلام، هیچ کنترلی روی زندگی و آیندهام نداشتم. مردم میروند پیش دکتر و دارو میگیرند برای درمان این مشکلات، در حالی که همهی اینها از پورن ناشی میشود و بلایی است که پورن سر ذهن و بدن آدم میآورد. الان، بدون پورن، احساسی دارم که سالها تجربهاش نکرده بودم.»
فرد دیگری، از تجربهی خود چنین میگوید:
«ترک پورن تنها داروی ضدافسردگیای بود که نیاز داشتم. ۹ ماه پیش، من یک آدم ۲۵ ساله بودم که از دانشگاه اخراج شده بود و کاری را به اجبار انجام میداد که از آن متنفر بود. با تمام وجود افسرده بودم. فقط چند ماه پس از کنار گذاشتن پورن، متوجه شدم تواناییهایی در خودم دارم که قبلاً ندیده بودم. کارهایی کردم که تا آن زمان حتی تصورش را هم نمیکردم، مثلاً بوسیدن یک دختر برای اولین بار. حس میکنم دیگر افسرده نیستم. البته هنوز روزهای بد دارم، اما قابل مقایسه با گذشته نیست. آن زمان که برای هیچ کاری انرژی نداشتم و گاهی به خودکشی فکر میکردم. راز من؟ خداحافظی با پورن. حتی در یک ماه گذشته، در مجموع فقط یک ساعت از اینترنت استفاده کردهام. تصمیم گرفتهام در ماه سپتامبر دوباره به دانشگاه برگردم، حتی اگر مجبور شوم خودم تمام هزینهها را بپردازم.»
و یک نفر دیگر که با مشکل اختلال نعوظ مواجه بوده، چنین مینویسد:
«فکر میکنم جامعه پزشکی در این موضوع از زمان عقب مانده. من هزاران دلار خرج رفتن به دکتر، انجام آزمایش و خرید دارو کردم. یکی از این پزشکان، یک اورولوژیست بسیار معروف بود که تخصصش درمان اختلال نعوظ بود. ساعتها سفر کردم تا از شهر خودم به مطبش بروم. اما او هیچوقت نگفت مشکل جنسی من ممکن است به مصرف زیاد پورن مربوط باشد. در عوض، دلایل دیگری مطرح کرد: اضطراب در حین رابطه، رژیم غذایی، کمبود تستوسترون و موارد دیگر. برای هرکدام از اینها تست دادم و هزینه پرداختم. در نهایت معلوم شد که هیچکدام از این مشکلات را ندارم. حتی به من پیشنهاد جراحی آلت داده شد که آن زمان بین ۲۵ تا ۳۰ هزار دلار هزینه داشت و نتیجهاش هم قطعی نبود. داشتم روی جراحی فکر میکردم که یک روز بهطور تصادفی وارد یکی از فرومها شدم. خدای من، چه حس خوبی داشتم وقتی فهمیدم مشکل من بهاحتمال زیاد ناشی از سالها مصرف پورن بوده. الان وضعیتم خیلی بهتر شده، گرچه هنوز صد درصد خوب نشدم، اما پیشرفتی که دارم میبینم با هیچ دارویی به دست نیامد. تنها کاری که باید میکردم این بود که پورن نبینم و خودارضایی نکنم. وقتی به وقت و پولی که صرف دیدن دکترهای مختلف کردم فکر میکنم، واقعاً عصبانی میشوم. آن هم پولی که بهسختی به دست آورده بودم.»
نتیجه گیری و پایان
خب دوستان، این اپیزود و در واقع این فصل از پادکست «پورنزدگی» همینجا به پایان میرسد. اجازه بدهید در پایان، با تکیه بر آنچه از کتاب «مغز شما و پورن» یاد گرفتیم، یک جمعبندی کوتاه اما مهم ارائه کنیم.
برخی از اختلالهای جسمی ناشی از مصرف پورن، مانند اختلال نعوظ، زودانزالی یا دیرانزالی، ممکن است برای بعضی افراد چندان اهمیتی نداشته باشد. افرادی که هنوز ازدواج نکردهاند یا قصد ازدواج ندارند، ممکن است تصور کنند تا زمانی که آلت جنسیشان هنگام تماشای پورن عملکرد مناسبی دارد، جای نگرانی نیست. یا ممکن است با خود بگویند: «هر وقت خواستم ازدواج کنم، چند ماه پورن نمیبینم و همهچیز درست میشود.»
اما بیایید به حرفی برگردیم که در اپیزود اول این فصل به آن اشاره شد:
پورن، بدون آنکه متوجه شویم، اولویتهای مغز ما را تغییر میدهد.
و بهنظر من، این تغییر در اولویتبندی، از تمام عوارض جسمی و روانی پورن خطرناکتر و حتی کشندهتر است.
بر اساس دانستههایی که در این فصل از کتاب گری ویلسن آموختیم، مصرف پورن دستکم چهار تغییر عمده در مغز انسان ایجاد میکند:
1. حساسسازی مغز: مغز نسبت به محرکهای جنسی حساستر میشود. نتیجهاش این است که تمرکز ما مدام به سمت محرکهای جنسی اطرافمان کشیده میشود.
2. بیحسسازی نسبت به دوپامین: مغز ما به دریافت طبیعی دوپامین واکنش کمتری نشان میدهد و این موجب میشود زندگی روزمره بیمعنا، بیانگیزه و بیلذت بهنظر برسد.
3. تضعیف عملکرد کورتکس پیشپیشانی (Prefrontal Cortex): این بخش از مغز که مسئول تصمیمگیری آگاهانه، آیندهنگری و کنترل تکانههاست، ضعیف میشود. در نتیجه، کنترل ما بر رفتارهایمان کمتر میشود.
4. اختلال در عملکرد سیستم استرس: مغز دیگر نمیتواند بهدرستی استرسهای روزمره را مدیریت کند. این باعث میشود فشارهای روانی کوچک نیز تبدیل به بحرانهای بزرگ شوند.
حاصل ترکیب این چهار اختلال، تصویری از انسانی را شکل میدهد که دچار وابستگی به پورن شده؛ فردی که فقط در حوزهی مسائل جنسی دچار مشکل نیست، بلکه در همهی ابعاد زندگیاش با چالش مواجه میشود.
وقتی کورتکس پیشپیشانی مغز تضعیف میشود و مغز اولیه کنترل تصمیمها را بهدست میگیرد، دیگر فقط در برابر پورن نیست که ارادهمان را از دست میدهیم. بلکه در تمامی بخشهای زندگیمان، از تصمیمگیریهای شغلی گرفته تا روابط انسانی، از برنامهریزی شخصی تا پیگیری اهداف بلندمدت، دچار ضعف اراده، بینظمی، و ناتوانی در تعویق لذتهای آنی خواهیم شد.
پس وابستگی به پورن فقط یک «مشکل جنسی» نیست. بلکه یک تغییر بنیادی در کارکرد مغز است که همهی تصمیمهای ما، اولویتهای ما، و در نهایت مسیر زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد. و این نکتهایست که بسیاری از افراد از آن غافلاند.
عدهای ممکن است با بیتوجهی بگویند: «خب آخرش اینه که هر چند وقت یکبار هوس میکنیم و میریم پورن میبینیم.» اما آنچه نمیدانند این است که هر بار مصرف، مغز را عمیقتر در مسیر اعتیاد قرار میدهد. و وقتی ساختار مغز تغییر کند، نهتنها رفتار جنسی، بلکه شخصیت فرد، نگاه او به دنیا، و تواناییاش برای ساختن آینده دچار آسیب میشود.
بیشتر از این وقتتان را نمیگیرم. اگر شما هم از این فصل برداشت یا نتیجهگیری خاصی داشتید که فکر میکنید میتواند برای دیگران مفید باشد، لطفاً در بخش نظرات با ما و دیگر شنوندگان به اشتراک بگذارید.
اگر این فصل را کامل نشنیدهاید، پیشنهاد میکنم از اپیزود اول شروع کنید. همچنین اگر فصل قبلی پادکست، دربارهی کتاب «افسانه پورن» را گوش ندادهاید، حتماً آن را هم دنبال کنید، چون مطالب آن بسیار مفید و مکمل فصل حاضر است.
در پایان یادآوری میکنم که این پادکست و همینطور دوره آموزشی رایگان ترک عادتهای بد و ایجاد عادتهای خوب در سایت ما با نام بیشکست در دسترس است. کافیست در گوگل جستوجو کنید: «سایت بیشکست».
منتظر حضور شما هستیم.
مراقب خودتان باشید و خداحافظ.