سلام استاد.کتاب صوتی جدید که گفتی کی درستش میکنی ؟؟
پاسخ
اروند ملا
2 ماه قبل
سلام. تقریبا دو تا سه هفته دیگه انتشارش توی سایت شروع میشه.
پاسخ
سجاد
3 ماه قبل
چقدر شما شمرده و دلسوزانه صحبت میکنید..واقعا صدای شما و آگاهی که دارید بهم کمک کرد که بد از فیلم پورن ببرم.از خود نویسنده هم شما بهتر صحبت میکنید..دمت گرم استاد
پاسخ
اروند ملا
3 ماه قبل
خیلی خوشحالم کردید با پیامتون. خیلی خوبه که تونستید پورن رو کنار بذارید. امیدوارم همیشه موفق باشید.
پاسخ
نظر شما
پورنوگرافی و روابط انسان ها
به اپیزود پنجم پادکست پورنزدگی خوش آمدید. این اپیزود، بخش پایانی ما دربارهی کتاب افسانهی پورن، نوشتهی دکتر مت فِرْد است. افسانههایی که در این قسمت به آنها اشاره میشود، بهنظر من بسیار مهماند، بهویژه برای کسانی که متأهل هستند یا قصد دارند بهزودی ازدواج کنند، اما همچنان درگیر مصرف پورن هستند.
بیایید ببینیم آقای مت فِرْد در بررسی این افسانهها چه نکات تازهای برای ما دارد.
من، اروند ملا هستم و این پادکست پورنزدگی است.
افسانه شماره 11: ازدواج باعث درمان وابستگی به پورن می شود.
افسانهای که اکنون قصد داریم دربارهی آن صحبت کنیم این است:
«ازدواج باعث درمان وابستگی به پورن میشود.»
نویسنده بیان میکند که بسیاری از افراد مجرد، با خود چنین میاندیشند که اگر ازدواج کنند، دیگر مشکلی با اعتیاد به پورن نخواهند داشت. آنها تصور میکنند داشتن یک شریک دائمی برای رابطهی جنسی، نیاز به تماشای پورن را از بین میبرد. یا اینکه گمان میکنند تعهد اخلاقی نسبت به فردی که دوستش دارند، باعث میشود تمایل آنها به پورن بهصورت طبیعی کاهش یابد.
این طرز فکر، به نظر میرسد ناشی از عدم شناخت صحیح از ماهیت وابستگی به پورن باشد. نویسنده در اینجا مثالی مطرح میکند:
افرادی که به قمار اعتیاد دارند، ترک این رفتار برایشان بسیار دشوار است و دلیل آن صرفاً انگیزهی مالی نیست. وی توضیح میدهد که اگر به یک قمارباز حرفهای بگویید «این پول را بگیر ولی دیگر حق قمار نداری»، او بهاحتمال زیاد قبول نخواهد کرد. با اینکه خود نیز میداند ممکن است نهتنها این پول را در قمار از دست بدهد، بلکه بیشتر از آن را نیز ببازد. دلیل این موضوع این است که از دیدگاه دانشمندان، انگیزهی اصلی قماربازی، کسب پول نیست؛ بلکه «انتظارِ احساس خوب» پس از پیروزی است.
قمارباز به آن احساس خوب معتاد شده است. مغز او دائماً به دنبال آن حس است، از یک بازی به بازی دیگر میرود، و هنگامی که برنده میشود، آن حس رضایت دوام زیادی ندارد؛ بنابراین سریعاً سراغ بازی بعدی میرود.
به همان ترتیب که برنده شدن در یک بازی باعث ترک قمار در یک فرد معتاد نمیشود، ازدواج نیز نمیتواند اعتیاد به پورن را از بین ببرد. چرا؟ چون فردی که به پورن وابسته است، صرفاً به دنبال یک ارضای موفق نیست؛ بلکه مغز او به دنبال «انتظار لذت» است—انتظاری که شاید بعد از دیدن صحنهی بعدی، فیلم بعدی، فرد بعدی یا حالت بعدی تجربه شود. همین مسئله باعث میشود حتی یک فیلم بسیار تحریککننده، خیلی زود برای او کسلکننده شود و بهسرعت سراغ فیلم بعدی برود.
این وضعیت، دقیقاً مشابه همان احساسیست که یک قمارباز پس از بردن تجربه میکند: از حس پیروزی زود خسته میشود و مغز به او میگوید «بازی بعدی لذت بیشتری خواهد داشت.» این همان تأثیر دوپامین در مغز است.
دوپامین خودِ لذت را ایجاد نمیکند؛ بلکه انتظار لذت در آیندهی نزدیک را در مغز فعال میکند. و همین انتظار است که باعث تداوم اعتیاد میشود.
نویسنده تأکید میکند که نهتنها ازدواج باعث ترک پورن نمیشود، بلکه این اعتیاد است که میتواند ازدواج را تخریب کند و به آن آسیب جدی وارد کند.
تحقیقات زیادی دربارهی تأثیر پورن بر نگرش افراد نسبت به رابطهی جنسی انجام شده است. یکی از مهمترین تأثیرات پورن این است که طرز فکر افراد دربارهی روابط خارج از ازدواج را تغییر میدهد. پورن، این نوع روابط را بسیار لذتبخش و تحریککننده نشان میدهد، و همین باعث میشود که این روابط در ذهن بیننده قابل قبول و بیقبح جلوه کنند. در نتیجه، فرد تمایل پیدا میکند که آن را در واقعیت تجربه کند.
براساس آمارهای فعلی، روابط خارج از ازدواج یکی از عوامل مهم طلاق در ایالات متحده محسوب میشود. در دههی گذشته، سالانه حدود یک میلیون طلاق در آمریکا ثبت شده است. مطالعهای در سال ۲۰۰۳ توسط وکلای خانواده (که مسئول رسیدگی به پروندههای طلاق هستند) انجام شد. نتایج آن بسیار قابل توجه است: در نیمی از پروندههای طلاق، وابستگی به پورن یکی از دلایل ذکرشده برای جدایی بوده است. این آمار، بهویژه با درنظر گرفتن اینکه در سال ۲۰۰۳ هنوز دوران ابتدایی گسترش جهانی پورن بوده، نگرانکننده است.
هرچند مشخص نیست که در چند درصد از این موارد، اعتیاد به پورن «عامل اصلی» طلاق بوده است، اما دکتر کوین اسکینر (Kevin Skinner)، نویسندهی کتاب درمان اعتیاد به پورن، در اینباره میگوید:
«مشخص نیست در میان ۵۰۰ هزار پروندهی طلاق سالانهای که پورن یکی از عوامل آنهاست، در چند مورد این موضوع عامل اصلی بوده است؛ اما بیایید فرض کنیم فقط در ۲۵ درصد موارد، پورن دلیل اصلی طلاق باشد. این یعنی تنها در آمریکا، سالانه ۱۲۵ هزار طلاق به دلیل اعتیاد به پورن رخ میدهد. این رقم به معنای صدها هزار خانوادهی از همپاشیده، و حجم عظیمی از غم و رنج انسانی است.»
نویسنده بیان میکند یکی دیگر از تأثیرات پورن بر روابط زوجین این است که باعث ایجاد توقعاتی در میان آنها میشود که صرفاً در فیلمهای پورنوگرافی و توسط بازیگران این حوزه مشاهده شدهاند. انجام این انتظارات نهتنها برای شریک جنسی تحریککننده نیست، بلکه ممکن است ذهنیت و احساس او نسبت به رابطهی زناشویی را تغییر دهد و حتی به سردی جنسی منجر شود.
در افرادی که به پورن وابسته شدهاند، رابطهی جنسی به نوعی تبدیل میشود به «فیلم پورن»، اما فیلم پورنی با جذابیت پایین. چرا؟ چون در این «فیلم» همیشه فقط همسر او حضور دارد.
برای افزایش جذابیت این تجربه، معمولاً دو اقدام ممکن است انجام شود:
نخست، فرد از همسر خود میخواهد همان رفتارهایی را که بازیگران پورن اجرا میکنند، بازسازی کند—رفتارهایی که پیشتر دربارهی تأثیرات مخرب آنها بر رابطهی طبیعی، عاشقانه، صمیمانه و محترمانهی زناشویی صحبت کردیم.
دوم، در حین رابطهی جنسی، فرد در ذهن خود صحنههایی از فیلمهای پورنوگرافی را بازسازی میکند و در واقع از طریق تصور آن تصاویر تحریک شده و به ارگاسم میرسد. این حالت را نیز «پورن ذهنی» مینامیم که در قسمت پیشین بهتفصیل دربارهی آن توضیح داده شد.
در نتیجه، برای مغز این افراد، رابطهی جنسی یا بهانهای برای شبیهسازی تماشای پورن است، یا باید به نحوی بازتولید تجربهی دیدن پورن باشد. و از آنجا که این تلاشها اغلب ناکام میمانند، فرد به خود میگوید: «پس بهتر است مستقیماً بروم و پورن تماشا کنم.»
اینجاست که مشخص میشود موضوع، پیچیدهتر از آن چیزیست که در ابتدا به نظر میرسد. اینگونه نیست که رابطهی جنسی بتواند جایگزین پورن شود؛ بلکه این پورن است که وارد رابطهی جنسی میشود و آن را تخریب میکند.
من خودم تجربهی مشاوره به افرادی متأهل که به پورن معتاد بودند را داشتهام. شاید باور آن سخت باشد، اما افرادی بودهاند که با وجود داشتن رابطهی جنسی روزانه با همسرشان، همچنان احساس نیاز به تماشای پورن داشتند؛ حتی در برخی موارد، بلافاصله پس از پایان رابطهی جنسی، به سراغ تماشای پورن و خودارضایی میرفتند.
نویسنده یک مورد واقعی از زنی به نام «رناتا» را تعریف میکند. رناتا، زنیست که دوستپسرش به تماشای پورن اعتیاد داشته و این اعتیاد در نهایت باعث از هم پاشیدن رابطهی این دو نفر شده است. رناتا میگوید:
«هرچه دوستپسرم بیشتر پورن تماشا میکرد، بیشتر از من میخواست که همان رفتارها را در رابطهی جنسی اجرا کنم. کار به جایی رسید که در حین رابطه، پورن تماشا میکرد و از من میخواست دقیقاً همان کارهایی را که در فیلم اتفاق میافتاد، انجام بدهم. من واقعاً ناراحت بودم؛ از اینکه او یک تصویر مجازی روی صفحهنمایش را به من، که بهصورت فیزیکی در کنارش بودم، ترجیح میداد. در نهایت، به او گفتم باید بین من و پورن یکی را انتخاب کنی... و او، پورن را انتخاب کرد. و ما به رابطهمان پایان دادیم.»
در اینجا ممکن است این سؤال پیش آید:
پس آیا ازدواج هیچ تأثیری در وابستگی افراد به پورن ندارد؟
پاسخ این است که بستگی دارد فرد تا چه میزان به پورن وابسته شده باشد. اگر فرد هنوز هیچگاه پورن ندیده یا در مراحل ابتدایی این مسیر است، ازدواج میتواند نقش پیشگیرانهی مؤثری داشته باشد و از شکلگیری اعتیاد جلوگیری کند.
اما اگر وابستگی شکل گرفته باشد، ازدواج نهتنها کمکی به درمان نمیکند، بلکه خودِ ازدواج و رابطهی زناشویی نیز در معرض تهدید جدی ناشی از تأثیرات پورن قرار میگیرد.
بنابراین، تنها راهحل مؤثر برای چنین افرادی آن است که ابتدا به ترک پورن بپردازند و سپس به فکر ازدواج بیفتند.
افسانه شماره 12: اگر همسران مردان متأهل، جذابتر بودند یا علاقهی بیشتری به رابطهی جنسی داشتند، آن مردان به سمت تماشای پورن نمیرفتند.
افسانهی بعدی که قصد داریم به آن بپردازیم، همچنان به زندگی زناشویی مربوط میشود. این افسانه چنین میگوید:
«اگر همسران مردان متأهل، جذابتر بودند یا علاقهی بیشتری به رابطهی جنسی داشتند، آن مردان به سمت تماشای پورن نمیرفتند.»
در واقع، این افسانه تقصیر گرایش مردان متأهل به پورن را متوجه «به اندازه کافی خوب نبودن» همسران آنها میداند.
دکتر لیندا هَچ (Linda Hatch)، سکستراپیست، در اینباره میگوید:
«مردان اغلب تقصیر را به گردن همسر خود میاندازند. آنها میگویند مشکل این است که من به رابطهی جنسی بیشتری نسبت به همسرم نیاز دارم. چون همسرم نمیتواند نیاز من را برآورده کند، ناچاراً با تماشای پورن آن را ارضا میکنم.»
حال باید دید آیا این ادعا میتواند درست باشد یا خیر.
ریشهی این ادعا در این باور نهفته است که پورن، تفاوتی با رابطهی جنسی با همسر ندارد—و بههمین دلیل، زمانیکه فرد رابطهی جنسی کمتری دارد، بهطور طبیعی به سمت پورن سوق پیدا میکند.
در کتاب، مثالی بسیار جالب برای نشاندادن تفاوت این دو حالت مطرح شده که بهخوبی ماهیت این تفاوت را روشن میکند.
تصور کنید تفاوت میان صرف یک شام رمانتیک دونفره—با شمع روی میز و فضای صمیمی—را با خوردن غذا در یک بوفهی آزاد با انواع غذاها، دسرها و میوهها. کسی که بوفه را انتخاب میکند، این انتخاب را بهدلیل بهتر بودن کیفیت غذا انجام نمیدهد؛ چرا که غذاهای بوفه معمولاً برای ساعتها در گرمخانه باقی ماندهاند و تازگی خود را از دست دادهاند. بلکه دلیل این انتخاب، تنوع، حجم زیاد و تازگی ظاهری است.
اما غذایی که در فضای یک میز دونفره و در روشنایی شمع صرف میشود، گرچه از لحاظ تنوع و حجم کمتر است، ویژگیهایی دارد که در بوفه یافت نمیشود: توجه، گفتوگو، صمیمیت، درد دل، خنده و حتی تجربهی لحظات ناراحتی مشترک.
تمام این عناصر، رابطهی انسانی میان زن و شوهر را عمیقتر و لذتبخشتر میکند. در واقع، غذا صرفاً بهانهای برای خلوت کردن و تعامل انسانی است؛ نه هدف اصلی.
این در حالی است که در بوفهی آزاد، حتی اگر صمیمیترین زوجها نیز حضور داشته باشند، تمرکز آنها روی غذا خواهد بود. مدام به این فکر میکنند که «بعدی را چه بخورند؟»؛ حتی زمانیکه هنوز مشغول خوردن غذای فعلی هستند. و با اینکه ممکن است سیر شده باشند، همچنان تمایل دارند همهی غذاها، دسرها و میوهها را امتحان کنند.
در این فضا، هدف صرفاً لذت لحظهای از خوردن است و گفتوگو و ارتباط عاطفی با طرف مقابل به حاشیه میرود.
در پایان، وقتی از رستوران بیرون میآیند، گرچه لذت آنی زیادی را تجربه کردهاند، اما دچار احساس سنگینی، دلدرد و ناخوشی جسمی خواهند شد.
این مثال، بهخوبی تفاوت رابطهی جنسی طبیعی با همسر را در مقابل مصرف پورن نشان میدهد.
پورن، دنیایی خیالیست که ماهیت تحریککنندگی آن، در «تنوع» و «تازگی» است.
وقتی فرد در حال تماشای یک صحنهی پورنوگرافی است، آنچه او را تحریک میکند نه محتوای فعلی، بلکه «انتظار برای صحنهی بعدی» است. صحنهای که میبیند، بهزودی برایش خستهکننده میشود؛ پس برای حفظ همان سطح از تحریک، به سراغ فیلم بعدی، صحنهی بعدی یا بازیگر بعدی میرود.
اما رابطهی جنسی طبیعی با همسر، همانند صرف یک شام دونفره با شمع است—رابطهای که نیازمند تعمیق، توجه و ارتباط انسانیست. حتی نوع لذتی که در آن تجربه میشود، بهطور ماهوی با پورن متفاوت است.
اگر بخواهیم از تعبیرهای شاعرانه فاصله بگیریم، باید گفت علم عصبشناسی نیز همین را تأیید میکند: این دو نوع لذت، از نظر زیستشناختی و شیمی مغز، یکسان نیستند.
دکتر نورمن دویج (Norman Doidge) در کتاب مهم خود با عنوان «مغزی که خودش را تغییر میدهد»، تفاوت این دو نوع لذت را از منظر علمی مورد بررسی قرار میدهد. او میگوید در مغز انسان دو سیستم متفاوت برای تولید لذت وجود دارد. لذتی که یکی از این سیستمها تولید میکند را «لذت تحریک» (exciting pleasure) مینامیم، و لذتی که توسط سیستم دوم ایجاد میشود را «لذت ارضا» (satisfying pleasure) میگوییم.
درک صحیح این دو نوع لذت مغزی، به ما کمک میکند تا بهتر بفهمیم چرا برخی مردان، تماشای پورن را به رابطهی طبیعی با همسر خود ترجیح میدهند.
«لذت تحریک» در مغز با ترشح مادهای به نام دوپامین بهوجود میآید. دوپامین هورمونیست که انسان را بهسوی چیزی تحریک میکند؛ مانند زمانی که ما تصور میکنیم در حال خوردن غذای خوشمزهای هستیم یا یک رابطهی جنسی را در ذهن مجسم میکنیم.
در مقابل، «لذت ارضا» از طریق ترشح هورمونی دیگر بهنام اندورفین ایجاد میشود. اندورفین در زمان انجام واقعی یک فعالیت لذتبخش—نظیر خوردن غذا یا داشتن رابطهی جنسی—ترشح میشود. این هورمون احساس رضایت، آرامش و رسیدن به مقصود را در ما ایجاد میکند.
اکنون به سراغ پورن برویم. پورن تنها لذتی از نوع «تحریک» ایجاد میکند، یعنی صرفاً مبتنی بر دوپامین است و تقریباً هیچ لذتی از نوع «ارضاشدن» ایجاد نمینماید.
در فرآیند تماشای پورن، مقادیر بالایی از دوپامین در مغز ترشح میشود و فرد را در حالت تحریکشده نگه میدارد، اما در پایان، سیستم لذت ارضای مغز بدون پاسخ باقی میماند. چرا که هیچ تماس واقعی با شریک جنسی وجود ندارد: نه لمس، نه بوسه، نه معاشقه، نه رابطهی انسانی واقعی—هیچچیز.
بیایید این مسئله را مرور کنیم:
هنگامی که فرد در حال برقراری یک رابطهی جنسی طبیعی است، ابتدا میل جنسی از طریق ترشح دوپامین در مغز ایجاد میشود. این دوپامین باعث تحریک شده و فرد را بهسمت رابطه سوق میدهد. اما در طول رابطه، نقش دوپامین کاهش مییابد و این اندورفین است که لذت را بهوجود میآورد—لذتی همراه با آرامش و رضایت.
در چنین حالتی، مغز ممکن است بهعنوان مثال، ۱۰ واحد دوپامین و سپس ۱۰ واحد اندورفین دریافت کند.
اما در فردی که به تماشای پورن وابسته است، مغز ۱۰۰ واحد دوپامین دریافت میکند—درحالیکه هیچ اندورفینی ترشح نمیشود. یعنی ۱۰۰ واحد تحریک بدون حتی ۱ واحد ارضا.
در نتیجه، در مغز چنین فردی، مدار لذت مبتنی بر تحریک بیشفعال میشود و در مقابل، مدار لذت ارضا بهتدریج کمفعال یا غیرفعال میشود.
معنای این پدیده چیست؟
یعنی حتی زمانی که فرد با شریک زندگیاش رابطهی جنسی طبیعی برقرار میکند، مغز او همچنان در پی تحریک دوپامینی است، نه احساس رضایت واقعی. در چنین حالتی، رابطهی جنسی برای فرد، صرفاً شبیه تماشای یک فیلم پورن است—اما یک فیلم پورن ضعیف، چون تنها یک بازیگر دارد و امکان رفتن به «صحنهی بعدی» در آن وجود ندارد.
ازاینرو، حتی اگر همسر چنین فردی از نظر ظاهری بسیار جذاب، سکسی و خواهان رابطهی جنسی باشد، باز هم برای او جذابیت کافی نخواهد داشت. زیرا چیزی که مغز او به آن اعتیاد دارد—یعنی تنوع و تازگی مداوم برای تحریک دوپامینی—در این رابطهی طبیعی وجود ندارد.
بنابراین، مشکل در جذاب نبودن همسر یا پایین بودن میل جنسی او نیست. حتی اگر رابطهی جنسی بهصورت روزانه برقرار شود، باز هم مغز چنین فردی نمیتواند میزان دوپامینی را که از تماشای پورن دریافت میکرد، از طریق رابطهی طبیعی دریافت کند.
و بههمین دلیل، فرد مجدداً به سمت پورن کشیده میشود—زیرا تنها پورن است که میتواند آن سطح از تحریک و دوپامین را برایش فراهم کند.
خلاصه آنکه، تماشای پورن نوعی رابطهی یکطرفه است که نیازی به صرف زمان، توجه یا تعمیق ندارد. لذتی سریع، سطحی و گذراست—همانند خوردن فستفود.
فستفود طعمی خوشایند دارد، اما فاقد ارزش غذایی است و مصرف زیاد آن به بدن آسیب میزند. در مقابل، اگر کسی بخواهد غذای سالم و مفیدی تهیه کند، باید مواد اولیهی باکیفیت تهیه کند، زمان و حوصله صرف پخت آن کند، و در نهایت، غذایی خواهد داشت که هم خوشمزه است و هم سرشار از ویتامینها و مواد مغذی مفید برای بدن.
رابطهی زناشویی نیز به همین صورت است؛ نیازمند مراقبت، توجه، صرف وقت و رسیدگی مداوم است تا روزبهروز پویاتر و رضایتبخشتر شود.
پورن اما این توهّم را ایجاد میکند که میتوان بدون صرف زمان و توجه به طرف مقابل، همان لذت رابطهی جنسی را تجربه کرد.
به همین دلیل است که در افراد متأهل، تمایل به تماشای پورن بهتدریج باعث کاهش علاقه به رابطهی جنسی واقعی میشود. این کاهش میل، به تضعیف پیوند عاطفی میان زوجین منجر میگردد و چرخهای معیوب شکل میگیرد: تماشای بیشتر پورن → کاهش کیفیت رابطهی جنسی → کاهش بیشتر رضایت → تمایل بیشتر به پورن.
و این چرخه ادامه پیدا میکند.
افسانه شماره 13: من تا پایان عمرم به پورن وابسته خواهم بود و هیچگاه قادر به ترک آن نخواهم شد.
خب، اکنون به آخرین افسانهای میرسیم که از کتاب افسانهی پورن قصد دارم برایتان بازگو کنم.
این افسانه چنین میگوید:
«من تا پایان عمرم به پورن وابسته خواهم بود و هیچگاه قادر به ترک آن نخواهم شد.»
افرادی که به مصرف پورن وابسته بودهاند و من با آنان گفتوگو کردهام، احساسات متنوعی داشتهاند؛ اما آنچه در میان آنان مشترک بوده، این احساس بوده است که گویی درون یک باتلاق یا چاه گیر افتادهاند—و هرچه تلاش میکنند، نمیتوانند خود را نجات دهند.
بدتر آنکه، احساس میکنند هر روز بیش از پیش در آن باتلاق فرو میروند. این احساس بسیار ترسناک است، و همین ترس نیز فرآیند رهایی را دشوارتر میکند.
زمانیکه ترس از حدی فراتر میرود و به ناامیدی تبدیل میشود، فرد به جایی میرسد که حتی اگر طنابی برای نجاتش فرود آورید، دیگر انگیزهای برای گرفتن آن طناب نخواهد داشت.
اما چرا افراد به چنین نقطهای میرسند؟
چرا احساس میکنند با وجود تلاش، نمیتوانند تماشای پورن را کنار بگذارند؟
نویسنده، آقای مت فِرْد، میگوید یکی از دلایل اصلی این وضعیت، اشتباهیست که افراد در تفسیر میل خود به پورن مرتکب میشوند. آنان «میل به پورن» را با «میل جنسی طبیعی» اشتباه میگیرند.
به بیان دیگر، تصور میکنند دلیل تمایلشان به تماشای پورن این است که جوان هستند و نیروی جنسی فعالی دارند؛ و از اینرو، گرایش به پورن را امری طبیعی قلمداد میکنند.
در حالیکه این باور بهکلی نادرست است.
شاید آغاز تماشای پورن در برخی افراد با انگیزههایی همچون کنجکاوی یا میل جنسی همراه باشد، اما پس از وابسته شدن مغز به پورن، دیگر هوسها و کششهای بعدی، ریشه در میل جنسی طبیعی ندارند.
بلکه، این هوسها ناشی از وابستگی مغز به ترشح دوپامین هستند—پدیدهای که پیشتر بهتفصیل دربارهاش صحبت شد.
بنابراین، این کششها نشانهی فعالیت بالای نیروی جنسی نیستند.
مثال روشنی که نویسنده ارائه میدهد چنین است:
مثل این میماند که فردی سیگاری ادعا کند تمایلش به کشیدن سیگار، ناشی از جوانی یا میل جنسی اوست! در حالیکه واضح است میل به سیگار، نه به میل جنسی ربطی دارد، نه به سن و سال.
در مورد پورن نیز وضعیت همینگونه است.
این نکته ممکن است پذیرش دشواری داشته باشد، اما حقیقت دارد. و اگر این واقعیت بهدرستی درک نشود، فردی که تصمیم میگیرد پورن را ترک کند، ممکن است تصور کند در حال سرکوب میل جنسی طبیعی خود است—و این تصور، مانعی جدی در مسیر ترک خواهد بود.
چنین فردی احساس میکند با کنار گذاشتن پورن، دارد برخلاف طبیعت و غریزهی خود عمل میکند.
میپندارد دوری از پورن، معادل دوری از نیروی جنسی و سرکوب آن است—و ممکن است این باور در ذهنش به شکل پنهان اما مؤثر باقی بماند.
نتیجه این میشود که فرد، تماشای پورن را امری طبیعی و بیضرر تلقی میکند، و در مقابل، ترک آن را اقدامی خلاف طبیعت خود میبیند.
در چنین شرایطی، این باور اشتباه به یک مانع ذهنی بزرگ تبدیل میشود که مانع پیشرفت او در مسیر رهایی از وابستگی خواهد شد.
یکی از دلایل مهمی که باعث ناامیدی افراد در مسیر ترک پورن میشود، این است که چندین بار تلاش میکنند آن را کنار بگذارند، اما هر بار با شکست مواجه میشوند. با افزایش تعداد این شکستها، احساس ناتوانی و ناامیدی در آنها شکل میگیرد.
فرد با خود میگوید: «من تا حالا صد بار تصمیم گرفتهام این کار را کنار بگذارم و نتوانستهام، پس احتمالاً دیگر هم نخواهم توانست.»
یکی از دلایل رایج شکست در ترک پورن این است که افراد، ترک آن را بیش از حد ساده تلقی میکنند، یا انتظار دارند در مدتزمانی کوتاه به نتیجه برسند. اما واقعیت این است که این مسیر آسان نیست و نیازمند صبر و حوصله و تعهد مداوم است.
نویسندگان کتاب تله پورن (Porn Trap)، وندی و لری مالتز (Wendy and Larry Maltz) که هر دو روانشناس هستند، در کتاب خود میگویند:
«اگر شما بهطور منظم پورن مصرف میکنید و این عادت را برای چندین سال ادامه دادهاید، باید بدانید که کنار گذاشتن آن میتواند عوارضی مشابه ترک الکل یا کوکائین برای افراد معتاد داشته باشد.»
از جمله این عوارض میتوان به تحریکپذیری، افسردگی، احساس ناامیدی و بیخوابی اشاره کرد.
در واقع، بازهی زمانی مورد نیاز برای بازیابی کامل مغز و بازگشت به عملکرد طبیعی، بهطور میانگین در افراد مختلف، حدود ۱۸ ماه است. این زمانی است که مغز فرصت پیدا میکند تا گیرندههای دوپامین خود را ترمیم کرده و به وضعیت طبیعی بازگردد.
البته این بهمعنای آن نیست که فرد باید بهمدت ۱۸ ماه در رنج و عذاب مداوم باشد. برعکس، هرچه فرد در مسیر ترک پیشتر میرود، علائم منفی کاهش مییابند و بهتدریج احساسات مثبت و انگیزهبخش، مانند شادی، امید و انرژی، جایگزین آنها میشود.
معمولاً اگر فرد بتواند حدود چهار ماه پاک بماند، از مرحلهی اصلی ترک عبور کرده و وارد دورهای میشود که مغز به سطح پایدارتری از تعادل میرسد. اما برای ترمیم کامل، مغز به زمانی حدود ۱۸ ماه نیاز دارد.
بهقول نویسندگان کتاب:
«مغز شما یکشبه به پورن وابسته نشده است، بنابراین یکشبه هم نمیتواند از آن رها شود.»
نکتهی مهم دیگری که در مسیر ترک پورن باید مدنظر قرار گیرد، آشنایی با روش صحیح این فرآیند است. اگر قصد ترک دارید، میتوانید با یک روانشناس متخصص در این حوزه مشورت کرده و تحت نظر او مسیر را طی کنید.
همچنین میتوانید از دورههای آموزشی آنلاین موجود بهرهمند شوید. این دورهها نهتنها آگاهی شما را دربارهی اعتیاد به پورن افزایش میدهند، بلکه به شما آموزش میدهند که چگونه این مسیر را اصولی و اثربخش طی کنید.
ما نیز در این زمینه یک دورهی آموزشی رایگان طراحی کردهایم با عنوان برنامهی آموزشی دنیای عادتها.
این برنامهی ۲۴ قسمتی تصویری در قالب ۴ فصل، با هدف کمک به ترک عادتهای ناپسند طراحی شده و میتواند مکملی مؤثر در کنار شنیدن پادکست باشد.
توصیه میکنم حتماً به این برنامه مراجعه کنید، جلسات آن را ببینید و تمریناتش را انجام دهید. لینک دسترسی به این دوره در توضیحات پادکست قرار داده شده است. همچنین میتوانید عبارت برنامه دنیای عادتها را در گوگل جستوجو کرده و آن را بیابید.
در پایان این بخش از کتاب، نویسنده، آقای مت فِرْد، چنین مینویسد:
«پورن به ما وعدهی آزادی میدهد، اما ما را گرفتار میکند.
به ما وعدهی هیجان میدهد، اما موجب بیحوصلگیمان در زندگی میشود.
به ما وعدهی سرگرمی بزرگسالانه میدهد، اما ما را کودک نگه میدارد و نمیگذارد رشد کنیم.
به ما وعدهی صمیمیت میدهد، اما در نهایت، ما را تنها رها میکند.
اما خبر خوب این است که رهایی ممکن است.
و زندگیای بهمراتب بهتر در انتظار کسانیست که به این رهایی دست مییابند.»
خب، به پایان کتاب افسانهی پورن نوشتهی دکتر مت فِرْد رسیدیم.
امیدوارم از مطالب این کتاب بهرهمند شده باشید و نکات تازهای دربارهی واقعیت پورن آموخته باشید.
پورن، بناییست که تماماً بر پایهی توهم بنا شده، و من این کتاب را بهعنوان آغاز این پادکست انتخاب کردم چون به ما کمک میکند این توهمها را بشکنیم و اندکی به واقعیت پشت آنها فکر کنیم.
فصل بعدی پادکست پورنزدگی، با کتاب ارزشمند و شناختهشدهی «مغز شما و پورن» نوشتهی آقای گری ویلسن ادامه پیدا خواهد کرد.
از شما دعوت میکنم اگر نظری دربارهی پادکست دارید، حتماً در پادگیر خود برای ما کامنت بگذارید. ما همهی نظرات را میخوانیم و تلاش میکنیم در فصل آینده، از بازخوردهای شما بهره ببریم.
منتظر دیدارتان در قسمت بعد هستیم.
مراقب خودتان باشید و خدا نگهدار.