اعتیاد به پورنچیست؟

PornZadegi home page header

در این اپیزود می شنوید

متن کامل اپیزود

.کتاب مغز شما و پورن درباره چیست؟

.مهمترین ضرر اعتیاد به پورنوگرافی تغییر اولویت های مغز ماست بدون اینکه متوجه بشویم.

.کاربران آنلاین فرومهای ترک پورن، دیدن پورن را نه به عنوان یک راه حل برای مشکلاتی مثل تنهایی، اضطراب و بی هدفی بلکه به عنوان خود مشکل شناسایی کرده اند.

.اولین عارضه مصرف پورن: از دست دادن کنترل مصرف با وجود آسیب و اختلال در زندگی

6 نظر

نظر بدهید

ناشناس

2 روز قبل

سلام ممنون از اینکه در جهت آگاهی مردم عزیزمان بویژه جوان ها که آینده مملکت هستند اینهمه تلاش می کنید. قدم هایتان استوار و موفق

پاسخ

اروند ملا

2 روز قبل

سلام. خیلی ممنون هستم از شما. بهترین ها رو برای شما آرزو می کنم.

پاسخ

سجاد

یک ماه قبل

سلام .یه سوال خیلی مهم داشتم.چرا مافیاهایی که پشت پرده هستن و فیلم های پ.و.رن.میسازن و خودشون این همه هزینه میکنن.مثلا پول میدن به بازیگر و فیلمبردار و صدابردار و .... چرا رایگان در دسترس مردم قرار میدن؟ مگه این آب منی که در بدن ما همه مردم هست چرا اینقدر برای اونا مهمه که ما هدرش بدیم؟ و گیرم اصلا ما فیلم های پ.و.ر.ن.ببینیم چطور اونا که فیلم هارو میسازن ما با دیدن اونا رو پولدار میکنیم؟ لطفا این سوال های منو اگه میشه جواب بده.

پاسخ

اروند ملا

24 روز قبل

سلام بر شما. صنعت پورن همیشه به صورت مستقیم پول درنمیاره. خیلی از درامدها از طریق غیر مستقیم هست. درباره این موضوع توی فصل قبل اپیزود سوم صحبت کردیم. که سایتهای پورن چطور کسب درامد می کنند. لطفا دوباره گوش کن.

پاسخ

ناشناس

یک ماه قبل

سلام بر جناب مولا خیلی وقت بود که منتظر کتاب مغزشما و پورن بودم ازتون نهایت تشکرو دارم که وقت ویژه گذاشتین و زحمت کشیدین بازهم مثل قبل عالی و بی نظیر بود🙏🏻👌🏻❤

پاسخ

اروند ملا

یک ماه قبل

سلام بر شما. ممنون از پیام خوبتون. خوشحالم که از قسمت اول راضی بودید امیدوارم بقیه قسمتها را هم دنبال کنید. موفق باشید.

پاسخ

نظر شما

اعتیاد به پورن چیست؟

سلام. بسیار خوشحالم که با فصل جدید پادکست پورن‌زدگی در کنار شما هستم. فصل اول پادکست با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد و بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کردیم. امیدوارم فصل دوم نیز بتواند به سهم خود، آگاهی عمومی درباره‌ی مسئله‌ی اعتیاد—به‌ویژه اعتیاد به پورنوگرافی—را گسترش دهد؛ به‌طوری‌که هم افرادی که خود به پورن وابسته هستند، و هم والدین و معلمانی که با نوجوانان و جوانان در ارتباط‌اند، بدانند با چه مسئله‌ای مواجه‌اند. چرا که تا زمانی که دقیقاً ندانیم مشکل چیست و چه ویژگی‌هایی دارد، نمی‌توانیم برای حل آن اقدام موثری انجام دهیم. همان‌طور که پیش‌تر وعده داده بودم، این فصل از پادکست به کتاب مهم «مغز شما و پورن» نوشته‌ی آقای گری ویلسن (Gary Wilson) اختصاص دارد. البته عنوان اصلی کتاب Your Brain on Porn است که ترجمه‌ی تحت‌اللفظی آن می‌شود: «مغز شما روی پورن». اصطلاح "رویِ چیزی بودن" (on something) معمولاً در مورد داروها یا مواد مخدر استفاده می‌شود—برای مثال می‌گویند: «فلانی روی کوکائنه»، یعنی کوکائین مصرف کرده و اکنون تحت تأثیر آن است. عنوان این کتاب نیز به‌همین معناست: مغز شما وقتی که تحت تأثیر پورن است. ما اما برای اختصار، آن را «مغز شما و پورن» ترجمه کرده‌ایم. این کتاب نخستین بار در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. اما در سال ۲۰۱۷، آقای ویلسن محتوای جدیدی به آن اضافه کرد و نسخه‌ی بازبینی‌شده‌ای منتشر نمود. منبع ما در این فصل از پادکست، همین ویرایش سال ۲۰۱۷ است. البته، آقای ویلسن تا پیش از درگذشتش در سال ۲۰۲۱، همواره آخرین تحقیقات و یافته‌های علمی را از طریق وب‌سایت رسمی‌اش به نشانی yourbrainonporn.com در دسترس عموم قرار می‌داد. اگر علاقه‌مند هستید، می‌توانید به این وب‌سایت سر بزنید—منبعی جامع و قابل‌اعتماد از مجموعه‌ی پژوهش‌ها و داده‌های علمی مرتبط با اعتیاد به پورنوگرافی اینترنتی. لازم به ذکر است که پس از فوت آقای ویلسن، فعالیت این وب‌سایت ادامه یافته، و کلیه‌ی درآمد حاصل از فروش کتاب مغز شما و پورن به خیریه‌ای اختصاص یافته که مأموریت آن تحقیق و آگاه‌سازی عمومی در زمینه‌ی اعتیاد به پورنوگرافی است. آقای گری ویلسن، از جمله نخستین افرادی است که در محافل عمومی به‌صورت جدی درباره‌ی پدیده‌ی «اعتیاد به پورنوگرافی» صحبت کرده است. سخنرانی معروف او در TED، با عنوان «تجربه‌ی بزرگ پورن» (The Great Porn Experiment) که در سال ۲۰۱۲ ارائه شد، اولین سخنرانی در این زمینه محسوب می‌شود. بسیاری از افرادی که بعداً موفق به ترک پورن شدند و خود به فعالان حوزه‌ی آگاهی‌بخشی و مقابله با پورنوگرافی تبدیل شدند، با شنیدن همین سخنرانی متوجه شدند که دقیقاً با چه مسئله‌ای مواجه هستند و چه خطراتی آن‌ها را تهدید می‌کند. این TED Talk تاکنون بیش از ۱۷ میلیون بازدید داشته و مدت‌زمان آن حدود ۱۵ دقیقه است. اگر مایل باشید، می‌توانید آن را مشاهده کنید. خب، بیایید کم‌کم وارد محتوای کتاب «مغز شما و پورن» شویم و ببینیم آقای گری ویلسن در این کتاب چه موضوعاتی را مورد بررسی قرار داده است. من، اروند ملا هستم، و این اپیزود اول از فصل دوم پادکست پورن‌زدگی است.

مهم ترین ضرر اعتیاد به پورنوگرافی

در کتاب «مغز شما و پورن»، آقای گری ویلسن افزون بر تشریح یافته‌های علمی درباره‌ی اثرات پورن بر مغز و دستگاه عصبی انسان، کار جالب و قابل‌توجه دیگری نیز انجام داده است. ایشان به سراغ فروم‌ها و انجمن‌های آنلاین ترک پورنوگرافی رفته—جایی که کاربران، تجارب شخصی خود را چه پیش از شروع ترک و چه در حین و پس از موفقیت در ترک، با دیگران به اشتراک می‌گذارند. ویلسن بر این باور است که این دست تجربیات، منبعی ارزشمند برای مطالعات علمی هستند، زیرا مستقیماً از دل تجربه‌ی افرادی بیرون آمده‌اند که خود به‌طور واقعی و عملی درگیر این مسئله بوده‌اند. از همین رو، تلاش کرده تا در سراسر کتاب، تا حد امکان از نقل‌قول‌های کاربران این انجمن‌ها استفاده کند و در ادامه، تحلیل‌های علمی لازم را برای آن‌ها ارائه دهد. روشی که من برای تعریف خلاصه‌ی این کتاب در این پادکست انتخاب کرده‌ام، تقسیم موضوع به دو بخش کلی است: در بخش اول، به این می‌پردازیم که اصلاً با چه پدیده‌ای روبه‌رو هستیم. یعنی از زبان کاربران خواهیم شنید که مصرف پورن چه عوارضی برای ذهن و بدن آن‌ها به‌همراه داشته و پس از ترک این عادت، آیا این عوارض بهبود یافته‌اند یا خیر. در بخش دوم، به تبیین علمی این عوارض می‌پردازیم. در این بخش خواهیم دید که دقیقاً چه اتفاقاتی در مغز رخ می‌دهد که چنین آثار و اختلالاتی به‌وجود می‌آید. اما چرا آگاهی از دلایل علمی اعتیاد به پورن و عوارض آن اهمیت دارد؟ زیرا وقتی فردی که در مسیر ترک قرار دارد، درک درستی از ماهیت میل خود به پورن داشته باشد—و بداند که این میل ربطی به میل طبیعی جنسی ندارد و در واقع پورن سیستم جنسی طبیعی او را «هک» کرده—دیگر دیدن پورن را به عنوان امری طبیعی تلقی نمی‌کند. دیگر با خود نمی‌گوید: «خب، من جوانم و میل جنسی دارم، پس دیدن پورن طبیعی است.» از سوی دیگر، دانستن دلایل علمی باعث می‌شود فرد درک کند که مغز او با تماشای پورن دچار تغییراتی شده، و هنگام تلاش برای ترک، مغز به‌طور طبیعی مقاومت خواهد کرد. زیرا مغز ما تمایل دارد الگوهای رفتاری پیشین و آشنا را حفظ کند. اما همین مغز، پس از مدتی اگر در برابر وسوسه‌ها مقاومت شود و رفتار جدیدی جایگزین گردد، می‌تواند خود را با شرایط تازه تطبیق دهد و مقاومتش را کنار بگذارد. در نتیجه، فرد درمی‌یابد که: علت اصلی وسوسه‌اش چیست، و اینکه اگر برای مدتی از پورن دوری کند، این‌گونه نیست که تا ابد درگیر میل به تماشای آن باقی بماند. بلکه مغز به مرور با شرایط جدید سازگار می‌شود و دیگر میل و هوسی برای آن تولید نمی‌کند. اگر بخواهم با یک مثال این موضوع را روشن کنم: فرض کنید دست یا پای شما شکسته است. شما می‌دانید که اگر برای مدتی آن عضو را بی‌حرکت نگه دارید، استخوان‌ها جوش می‌خورند و عضو آسیب‌دیده به حالت اول بازمی‌گردد. همین آگاهی به شما کمک می‌کند درد و سختی دوران نقاهت را تحمل کنید، چون می‌دانید پایانش بهبودی است. در موضوع ترک پورن هم همین اصل صادق است: اگر افراد بدانند که فقط باید مدتی مقاومت و صبوری کنند تا مغزشان بهبود پیدا کند، تحمل سختی‌های مسیر ترک بسیار آسان‌تر خواهد شد. حال بیاییم ببینیم آقای گری ویلسن از زبان کاربران انجمن‌های ترک پورن، چه روایت‌هایی درباره‌ی عوارض مصرف پورن برای ما نقل کرده است. اما پیش از آن، در مقدمه‌ی این بخش از کتاب، ایشان جمله‌ای بسیار مهم و تأثیرگذار دارد که شاید بتوان آن را «خلاصه‌ترین و عمیق‌ترین توصیف از اثر پورن» دانست. ویلسن می‌نویسد: «پورن، بدون آنکه ما متوجه شویم، اولویت‌های ذهنی ما را تغییر می‌دهد.» این جمله، حقیقتی بنیادی را بازگو می‌کند. ما انسان‌ها، آن‌چه که شخصیت و هویت‌مان را می‌سازد، مجموعه‌ی اولویت‌های‌مان است. ما جهان را از دریچه‌ی اولویت‌های ذهنی خود می‌بینیم. و هر آنچه را که برای ما در اولویت باشد، ناخودآگاه ذهن، وقت و توجه بیشتری به آن اختصاص می‌دهد—و حتی هویت ما با آن شکل می‌گیرد. اجازه بدهید با چند مثال ساده این مفهوم را روشن‌تر کنم: فرض کنید سه نفر در یک خیابان در حال قدم‌زدن هستند. نفر اول، عاشق ماشین است. او هنگام راه رفتن، تمام توجه‌اش به خودروهای عبوری است. آن‌ها را با دقت بررسی می‌کند، مقایسه می‌کند و با لذت تماشا می‌کند. نفر دوم، فردی است که علاقه‌ی زیادی به غذا و خوراکی دارد. او به‌جای توجه به ماشین‌ها، مغازه‌های غذا و بستنی‌فروشی‌ها را رصد می‌کند و آن‌ها را در ذهنش تحلیل می‌کند. نفر سوم، یک معمار است. او توجهی به خودرو یا رستوران ندارد و در عوض، محو تماشای ساختمان‌ها و سبک معماری آن‌هاست. هر سه در یک خیابان قدم می‌زنند، اما هر یک جهان متفاوتی را تجربه می‌کند. چرا؟ چون اولویت‌های ذهنی‌شان متفاوت است. حالا برگردیم به آن جمله‌ی کلیدی آقای ویلسن: «پورن، اولویت‌های مغز ما را تغییر می‌دهد، بدون آنکه متوجه شویم.» یعنی هربار که فردی پورن تماشا می‌کند، در واقع در حال تقویت مدارهای عصبی مربوط به پورن است. او دارد به مغزش می‌گوید: «این موضوع از همه چیز برای من مهم‌تر است. روی همین تمرکز کن.» و مغز نیز مطابق با همین پیام، سیم‌کشی‌هایش را بازتنظیم می‌کند. نتیجه این فرایند، آن است که اولویت‌های ذهنی فرد به‌شکل ناخودآگاه تغییر می‌کند. در ادامه، فرد جهان را تنها از زاویه‌ی آن چیزی می‌بیند که برایش به اولویت بدل شده است—در این‌جا، پورن. و این دقیقاً خطرناک‌ترین عارضه‌ی هر نوع اعتیاد، و به‌ویژه اعتیاد به پورنوگرافی است: تغییر تدریجی اولویت‌های ذهنی به سمت چیزی که نه‌تنها هیچ ارزش افزوده‌ای برای رشد فردی و اجتماعی ما ندارد، بلکه می‌تواند بنیان‌های مهم زندگی‌مان را نیز از بین ببرد.

آیا پورن راه حل است یا مشکل؟

آقای گری ویلسن معتقد است که اغلب افرادی که پورن مصرف می‌کنند، این کار را به این دلیل انجام می‌دهند که تصور می‌کنند پورن راه‌حلی برای بی‌حوصلگی، تنهایی یا استرس‌های روزمره‌ی زندگی‌شان است. با این حال، به‌تدریج گروهی از جوانان در فضای اینترنت ظاهر شدند که باور داشتند خودِ مصرف پورن، ریشه‌ی برخی از مشکلاتشان است. یکی از این کاربران در یکی از پست‌های خود در وب‌سایت ردیت، تاریخچه‌ی این موضوع را این‌گونه روایت می‌کند: «حدود سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ بود که گروهی در فروم‌های اینترنتی شروع کردند به نوشتن درباره‌ی نگرانی‌های خود در رابطه با اختلال نعوظ در روابط جنسی واقعی. آن‌ها می‌گفتند که شگفت‌زده شده‌اند از اینکه هنگام رابطه‌ی جنسی دچار مشکل هستند، ولی هنگام خودارضایی با پورن چنین مشکلی ندارند. نکته‌ی جالب این بود که در مدت کوتاهی، هزاران نفر دیگر زیر این پست‌ها اظهار نظر کردند و گفتند که دقیقاً با همین مسئله درگیرند. نظر غالب این بود که این افراد، به دلیل مصرف زیاد پورن و خودارضایی با آن، نسبت به زنان واقعی بی‌حس شده‌اند و دیگر رابطه‌ی جنسی واقعی برایشان جذاب نیست. فرضیه‌ی آن‌ها این بود که اگر مدتی از تماشای پورن و خودارضایی با آن پرهیز کنند، شاید این مشکلشان به‌مرور رفع شود. البته چون در آن زمان، هیچ منبع علمی یا اطلاعات مستندی درباره‌ی این موضوع در دسترس نبود، هیچ‌کس نمی‌دانست که آیا واقعاً پورن عامل این مشکلات است یا اینکه این افراد به‌طور مادرزادی دچار ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف هستند و ناگزیر باید تا پایان عمر دارو مصرف کنند یا تنها بمانند. با این حال، گروهی از این جوانان توانستند برای چند ماه تماشای پورن و خودارضایی را کنار بگذارند. پس از این مدت، مشاهده کردند که عملکرد جنسی‌شان به حالت عادی بازگشته است. اما موضوع مهم‌تری نیز وجود داشت: این افراد متوجه شدند که تغییرات مثبتی نیز در حالات روحی و روانی‌شان ایجاد شده است که آن‌ها نامش را گذاشته بودند "ابرقدرت‌ها" یا Superpowers. به‌عنوان مثال، اعتمادبه‌نفس‌شان به طرز کم‌نظیری افزایش یافته بود؛ افسردگی و اضطراب اجتماعی‌شان از بین رفته بود؛ و برای نخستین‌بار در زندگی، احساس رضایت از زندگی و اجتماعی بودن را تجربه می‌کردند. خود من یکی از همان افراد بودم. من هرگز در برقراری رابطه‌ی موفق با هیچ دختری تجربه‌ی مثبتی نداشتم، و این شکست روحی بزرگی برای من در آغاز جوانی‌ام محسوب می‌شد. در دنیایی که کمتر برنامه، تبلیغ یا فیلمی پیدا می‌شد که بار جنسی نداشته باشد، من احساس طردشدگی از جامعه می‌کردم. همه‌ی این نشانه‌های جنسی که در اطرافم می‌دیدم، مدام به من یادآوری می‌کردند که من دچار نقص هستم و ناتوانم. به‌عنوان یک مرد، درونی‌ترین شکست را تجربه کرده بودم. حدود یک سال پیش از شروع ترک پورن، ناچار شدم به روان‌شناس مراجعه کنم و بعد از آن به روان‌پزشک. تشخیص آن‌ها، افسردگی شدید و اختلال اضطراب اجتماعی بود. داروهای ضد افسردگی تجویز کردند، اما هیچ‌گاه آن‌ها را مصرف نکردم. وقتی از طریق اینترنت متوجه شدم که مشکل اصلی زندگی‌ام—که ۲۴ ساعته ذهنم را به خود مشغول کرده بود—ممکن است قابل حل باشد، حسی شبیه برداشته‌شدن یک سنگ بزرگ از روی سینه‌ام داشتم. یادم هست وقتی برای اولین‌بار توانستم ۸۰ روز بدون تماشای پورن سپری کنم، همان "ابرقدرت‌ها" را تجربه کردم. خودم هم باورم نمی‌شد که چیزی که بزرگ‌ترین نقطه‌ی شکست زندگی‌ام بود، دارد کم‌کم از میان می‌رود. امروز احساس خوشبختی می‌کنم. اعتمادبه‌نفس دارم، اجتماعی‌ام، باهوش‌تر از گذشته‌ام، و احساس می‌کنم توان و انگیزه‌ی مقابله با هر چالشی را دارم.» اکثر اولین کسانی که درگیر پورن اینترنتی شدند، مهندسان کامپیوتر و فناوری اطلاعات بودند—افرادی که بیش از دیگران از اینترنت استفاده می‌کردند و زودتر از سایرین به اینترنت پرسرعت دسترسی داشتند، که امکان تماشای آنلاین ویدیو را فراهم می‌کرد. یکی از این افراد می‌گوید: «در ابتدا با مجله‌های پورن آشنا شدم. مصرف پورن من به چند بار در هفته محدود می‌شد و می‌توانستم آن را کنترل کنم. اما وقتی به اینترنت پرسرعت دسترسی پیدا کردم و وارد دنیای پورن اینترنتی شدم، انگار مغزم چیزی پیدا کرده بود که مدام بیشتر و بیشتر از آن می‌خواست. در عرض شش ماه، این موضوع کاملاً از کنترل من خارج شد. نکته‌ی جالب این بود که سال‌ها تماشای مجله‌های پورن برایم مشکل جدی‌ای ایجاد نکرده بود، اما تنها شش ماه تماشای ویدیوهای پورن اینترنتی، اثرات مخرب و سریعی بر من گذاشت.» با گسترش اینترنت پرسرعت، سایت‌های استریمینگ پورن نیز ظهور کردند. سایت‌هایی که مملو از کلیپ‌های کوتاه در دسته‌بندی‌های مختلف بودند. یکی از کاربران می‌گوید: «سال‌ها بود که مجله‌های پورن تماشا می‌کردم. اما زمانی که تماشای کلیپ‌های پورن را شروع کردم، تازه آن‌جا بود که مشکلات نعوظ برایم آغاز شد. ویدیوهای بی‌پایان موجود در این سایت‌ها، مغزم را به‌کلی دچار اختلال کرده بود. در این سایت‌ها می‌توانستی ظرف چند ثانیه، از صفر به اوج تحریک برسی. مغزت همیشه کنجکاو بود که بداند کلیپ بعدی چه چیزی دارد. ذهن مدام تو را ترغیب می‌کرد که: "این یکی را رها کن، برو سراغ بعدی."» با فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند و اینترنت موبایل، کاربران در هر زمان و مکانی به پورن دسترسی پیدا کردند. یکی از کاربران می‌نویسد: «اینترنت موبایلم به من این امکان را می‌داد که هر بار با کیفیت بالاتری پورن تماشا کنم. گاهی یک روز کامل طول می‌کشید تا کلیپی بی‌نقص پیدا کنم که بتوانم با آن به پایان برسم. اما هیچ‌گاه احساس رضایت نداشتم. هیچ‌وقت. همیشه بیشتر می‌خواستم.» کاربر دیگری که متأهل بود می‌گوید: «پورن اینترنتی همه چیز را برای من تغییر داد. شروع کردم به خودارضایی با پورن بیش از یک‌بار در روز. هر وقت استرس داشتم، پورن تماشا می‌کردم. حتی برای خوابیدن هم باید پورن می‌دیدم؛ وگرنه خوابم نمی‌برد. در نهایت کار به جایی رسید که پیش از رابطه‌ی جنسی با همسرم نیز باید پورن تماشا می‌کردم تا تحریک شوم، زیرا همسرم دیگر برایم تحریک‌کننده نبود. کم‌کم دچار مشکل دیرانزالی شدم و گاهی اصلاً قادر به انزال نبودم.» نویسنده به نکته‌ای جالب اشاره می‌کند: افرادی که از دوران نوجوانی با پورن خودارضایی کرده‌اند، مغز خود را به ویژگی‌هایی شرطی کرده‌اند که در روابط واقعی جنسی وجود ندارند یا کاملاً متفاوت‌اند. در رابطه‌ی واقعی، فرد نقش اول‌شخص دارد. اما در تماشای پورن، بیننده ناظر رابطه‌ی دو نفر دیگر است—در واقع، او در موقعیت سوم‌شخص قرار دارد. مغز به‌تدریج به این وضعیت شرطی می‌شود، و زمانی که فرد در موقعیت اول‌شخص قرار می‌گیرد، این تجربه برایش سردرگم‌کننده و غیرتحریک‌کننده است. یکی از کاربران در این باره می‌نویسد: «بیگانه بهترین واژه‌ای است که می‌تواند وضعیت من در رابطه‌ی واقعی را توصیف کند. در هنگام سکس، احساس مصنوعی بودن و ناآشنایی دارم. انگار آن‌قدر جلوی کامپیوتر خودارضایی کرده‌ام که مغزم آن وضعیت را به‌عنوان سکس واقعی پذیرفته، نه رابطه با یک انسان واقعی را.» نویسنده ادامه می‌دهد: «همسر من روان‌شناس است. در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، شروع کرد به دریافت پیام‌هایی از مردان جوانی که ناگهان با مشکلات جنسی روبه‌رو شده بودند—از قبیل: از بین رفتن میل جنسی به همسر، دیرانزالی یا عدم انزال در رابطه‌ی واقعی، و حتی زودانزالی که مانع شکل‌گیری رابطه‌ی موفق بود. از دیگر مشکلات، ایجاد فتیش‌ها یا سلیقه‌های جنسی جدیدی بود که با گرایش جنسی اولیه‌ی آن‌ها هم‌خوانی نداشت. همسرم پیشنهاد داد یک وب‌سایت راه‌اندازی کنیم تا این افراد بتوانند تجربه‌هایشان را به اشتراک بگذارند و در عین حال به اطلاعات علمی درباره‌ی اعتیاد، به‌ویژه اعتیاد به پورن، دسترسی داشته باشند. نتیجه‌ی این پیشنهاد، راه‌اندازی وب‌سایت yourbrainonporn.com در سال ۲۰۱۰ بود.» در همان زمان، فروم‌های ترک پورن نیز محبوب شدند. بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، NoFap بود که تا سال ۲۰۱۷ حدود ۷۵۰ هزار عضو داشت. (نویسنده می‌افزاید که اخیراً این عدد به بیش از ۱٫۲ میلیون نفر رسیده است.) سایت‌ها و فروم‌های دیگری هم در همین مسیر شکل گرفتند، مانند: PornFree RebootNation.org Your Brain Rebalanced که موفق شدند صدها هزار نفر را در مسیر ترک پورن و به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها گرد هم آورند. در کشورهای دیگر نیز شرایط مشابهی دیده می‌شود. برای مثال، در چین سه فروم بزرگ در این زمینه فعال‌اند که جمعاً میلیون‌ها عضو دارند. به‌تدریج، رسانه‌های جریان اصلی نیز به این موضوع پرداختند، تا جایی که در سال ۲۰۱۶، مجله‌ی تایم مقاله‌ای منتشر کرد با عنوان: «پورن و تهدید علیه توانمندی جنسی» نویسنده نتیجه‌گیری می‌کند: وجود این حجم از وب‌سایت‌ها و فروم‌های پرمخاطب در سراسر جهان نشان می‌دهد که ما با جمعیتی میلیونی از انسان‌ها مواجه‌ایم که در حال تجربه‌ی ترک پورن هستند. از این رو، می‌توان با رجوع به گزارش‌ها و تجربیات همین افراد، هم عوارض دوران مصرف و ترک را شناخت و هم به دستاوردهای بعد از ترک پی برد. این اطلاعات می‌توانند به‌عنوان منابع ارزشمند پژوهش‌های علمی نیز مورد استفاده قرار گیرند. به‌جای آنکه به‌صورت نظری بررسی کنیم که آیا پورن ممکن است باعث اختلال نعوظ یا افسردگی شود یا خیر، می‌توان مسیر معکوس را پیمود: یعنی بررسی کرد که آیا در افرادی که مصرف پورن را کنار گذاشته‌اند، این علائم بهبود یافته یا نه. نویسنده تأکید می‌کند که تنوع بالای شرکت‌کنندگان در این تجربه جمعی، بر اعتبار نتایج آن می‌افزاید. این افراد از نظر: انگیزه (رفع مشکل یا دستیابی به «ابرقدرت‌ها»)، منطقه جغرافیایی، سن، فرهنگ و مذهب، شرایط جسمی و روانی، وضعیت تأهل یا تجرد، سابقه‌ی مصرف مواد مخدر یا الکل، سبک زندگی (ورزشکار، شاغل، دانشجو و...) با یکدیگر متفاوت‌اند. و همین اختلاف‌ها باعث می‌شود نتایج تجربه‌ی ترک پورن، قابل تعمیم به طیف گسترده‌تری از انسان‌ها باشد.

عارضه 1: ازدست دادن کنترل مصرف

در این بخش، نویسنده تلاش کرده است تا با استناد به گزارش‌هایی که در وب‌سایت‌های ترک پورن توسط افرادی که در فرآیند ترک مشارکت داشته‌اند نوشته شده، عوارض اصلی و شایع مصرف پورن را استخراج کند. در فصل دوم کتاب، او برای این عوارض، توضیحات علمی ارائه خواهد داد، اما در این فصل صرفاً به اظهارات مستقیم افرادی که با موضوع پورن درگیر بوده‌اند یا هنوز هم درگیر هستند، بسنده می‌کند. اولین و یکی از مهم‌ترین عوارضی که به آن اشاره شده، از دست دادن کنترل مصرف و ایجاد اختلال در زندگی است. نویسنده می‌نویسد: هر رفتاری که شما احساس کنید اولاً به زندگی‌تان آسیب می‌زند و در آن اختلال ایجاد می‌کند، و ثانیاً با وجود این آگاهی، کنترلی بر انجام آن ندارید و قادر به متوقف‌کردنش نیستید، اعتیاد محسوب می‌شود. با شکل‌گیری اعتیاد، اولویت‌بندی مغز انسان دچار تغییر می‌شود. در این حالت، شادی‌ها و لذت‌های طبیعی و رضایت‌بخشی مانند دوستی با دیگران، فعالیت بدنی، حضور در طبیعت، بازی با حیوانات، یا به پایان رساندن کارهای روزمره، جذابیت خود را از دست می‌دهند. مغز به این باور می‌رسد که تنها یک چیز در زندگی اهمیت و اولویت دارد، و آن هم همان رفتار اعتیادآور است—گویی ادامه‌ی حیات فرد وابسته به انجام آن رفتار است. یکی از کاربران می‌نویسد: «من روزی شش بار یا بیشتر با پورن خودارضایی می‌کردم. از لحظه‌ای که بیدار می‌شدم تا وقتی که می‌خواستم بخوابم. آن‌قدر ادامه می‌دادم که در نهایت دیگر چیزی از من خارج نمی‌شد. زندگی‌ام به یک فاجعه‌ی واقعی تبدیل شده بود. تمام اثرات منفی پورن را ضرب‌در ده تجربه می‌کردم. می‌دانستم که این پورن و خودارضایی است که همه چیز را از بین می‌برد، ولی در انکار بودم. نمی‌خواستم واقعیت را بپذیرم. به خودم می‌گفتم: خودارضایی برایت مفید است، نترس. امکان ندارد به پورن معتاد شوی. نگران نباش.» کاربر دیگری نوشته است: «زندگی‌ام در سراشیبی سقوط قرار داشت، اما بدترین روز آن، روزی بود که هم مدرک داروسازی‌ام را از دست دادم و هم دوست‌دخترم را—و هر دو در یک روز. و همه‌ی این‌ها به خاطر پورن و به تعویق انداختن کارهایم بود.» فرد دیگری می‌نویسد: «پیش از شروع ترک، زندگی‌ام ۲۴ ساعته در بی‌نظمی و نابسامانی مطلق بود. انرژی‌ام صفر بود، انگیزه‌ام صفر بود. در هر ساعت از شبانه‌روز احساس بی‌حالی داشتم. تغذیه‌ی مناسبی نداشتم، فعالیت بدنی نداشتم، توان مطالعه نداشتم، حتی برای نظافت شخصی‌ام هم اهمیتی قائل نبودم.» کاربر دیگری نوشته است: «در ابتدا تصور می‌کردم دلیل علاقه‌ی شدیدم به پورن، افزایش میل جنسی‌ام است. اما بعداً متوجه شدم که اشتباه می‌کردم—من به پورن معتاد شده بودم. اگر موضوع صرفاً میل جنسی بود، باید بیرون می‌رفتم و با دختران ارتباط برقرار می‌کردم. کاری که در تمام آن مدت، هیچ‌گاه انجام ندادم.» بسیار خوب، در این اپیزود با نخستین عارضه‌ی مصرف پورن از زبان کاربران آشنا شدیم: یعنی از دست دادن کنترل در مصرف، با وجود مشاهده‌ی اثرات منفی آن در زندگی. در اپیزود بعدی، مرور عوارض دیگر مصرف پورن را ادامه خواهیم داد. لطفاً اگر نظری درباره‌ی این اپیزود یا کلیت پادکست دارید، حتماً در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید. مراقب خودتان باشید و خدا نگهدار.