پورنیک محرکفوق طبیعی

PornZadegi home page header
پورن--یک محرک--فوق طبیعی

در این اپیزود می شنوید

متن کامل اپیزود

.پورن و اضطراب اجتماعی و اعتماد به نفس

.پورن و مه مغزی

.پورن و افسردگی

.بخش اولیه مغز ما چیست و چکار می کند؟

.چرا پورنوگرافی برای مغز اولیه جذاب است؟

.پورن یک محرک فوق طبیعی است

1 نظر

نظر بدهید

سجاد

23 روز قبل

بسیار آموزنده

پاسخ

نظر شما

پورن یک محرک فوق طبیعی

سلام. بسیار خوشحالیم که در حال شنیدن قسمت سوم از فصل دوم پادکست پورن‌زدگی هستید. امیدواریم مطالب ارائه‌شده در این پادکست بتواند به شما کمک کند تا نگاهی نو و متفاوت به موضوع پورن و صنعت پورنوگرافی داشته باشید. هدف اصلی ما نیز همین است؛ این‌که نکاتی را در این پادکست بازگو کنیم که شاید دسترسی به آن‌ها، به‌ویژه در منابع فارسی‌زبان موجود در اینترنت، برای شما آسان نباشد. حتی در صورت دسترسی نیز، معمولاً خواندن یک کتاب به‌مراتب دشوارتر و زمان‌برتر از شنیدن یک پادکست است. از همین رو، از شما دعوت می‌کنیم تا این پادکست را دنبال کنید. با این حال، اگر زمان کافی داشتید، توصیه ما این است که حتماً به سراغ منابع معرفی‌شده در پادکست نیز بروید و آن‌ها را مطالعه کنید، زیرا اگرچه مطالعه‌ی کتاب زمان بیشتری می‌طلبد، اما همواره موجب درک عمیق‌تری از موضوع خواهد شد. در اپیزودهای پیشین این فصل دیدیم که آقای گری ویلسن در کتاب مهم خود با عنوان مغز شما و پورن، بخشی کامل را به بررسی عوارض جسمی و روانی مصرف پورن اختصاص داده است. همچنین مشاهده کردیم که ایشان برای روشن‌تر شدن این عوارض، به پست‌های کاربران در فروم‌های آنلاین ترک پورن استناد کرده و آن‌ها را دسته‌بندی کرده تا به شکل شفاف‌تری برای خواننده بیان شود. اکنون سه مورد از این عوارض باقی مانده است که در این قسمت درباره آن‌ها گفت‌وگو خواهیم کرد. پس از آن نیز وارد بخش بررسی علمی تأثیرات پورن بر مغز انسان خواهیم شد و تا حد امکان آن بخش را نیز پیش خواهیم برد. من، اروند ملا هستم و این پادکست، پورن‌زدگی است.

پورن و اضطراب اجتماعی و اعتماد به نفس

عارضه‌ی دیگری که آقای گری ویلسن در کتاب مغز شما و پورن به آن پرداخته، نقش وابستگی به پورن در شکل‌گیری اضطراب اجتماعی و کاهش اعتماد به نفس است. منظور از اضطراب اجتماعی این است که فرد از حضور در جمع، برقراری ارتباط با دیگران یا صحبت در جمع دچار ترس، استرس یا اجتناب می‌شود و تا جای ممکن تلاش می‌کند در موقعیت‌هایی قرار نگیرد که ناچار به تعامل با دیگران باشد. در فروم‌های آنلاین ترک پورن، کاربران بسیاری تجربه‌ی مشابهی را ثبت کرده‌اند: اینکه پس از گذشت چند ماه از ترک پورن، به‌تدریج احساس راحتی بیشتری در جمع دارند، تمایل‌شان به معاشرت افزایش یافته و توانایی‌شان در برقراری ارتباط چشمی، بروز شوخ‌طبعی، گفت‌وگو با اعتماد به نفس، و حتی جذابیت فردی‌شان (از نگاه خود و دیگران) بیشتر شده است. برخی نیز گفته‌اند که واکنش مثبت‌تری از جنس مخالف دریافت می‌کنند. در این میان، نویسنده به سخنرانی تد دکتر فیلیپ زیمباردو (روانشناس شناخته‌شده) با عنوان مرگ مردان اشاره می‌کند و از قول او می‌نویسد: «اعتیاد به تحریک جنسی – که شامل پورن و بازی‌های کامپیوتری می‌شود – یکی از اصلی‌ترین عوامل افزایش اضطراب اجتماعی و گرایش به انزواست. مدت زمانی که افراد پای نمایشگر صرف می‌کنند، منجر به اختلال در رشد مهارت‌های اجتماعی مغز می‌شود.» در مجموع، تاکنون 10 مطالعه‌ی علمی رابطه‌ی مستقیم میان مصرف پورن و اضطراب اجتماعی را نشان داده‌اند و 11 مطالعه‌ی دیگر نیز این رابطه را با ویژگی‌هایی مثل خجالتی بودن تأیید کرده‌اند. گری ویلسن فهرست و لینک این پژوهش‌ها را در ضمیمه‌ی کتاب خود آورده است. به زبان ساده می‌توان گفت: مصرف مداوم پورن باعث می‌شود آدم‌های واقعی در ذهن مصرف‌کننده، نسبت به شخصیت‌های مجازی، کم‌اهمیت‌تر و کم‌جاذبه‌تر به نظر برسند؛ و به همین نسبت، روابط واقعی انسانی نیز برای فرد، کمرنگ‌تر و دشوارتر خواهد شد. در ادامه، برخی از کاربران فروم‌های ترک پورن از تجربه‌ی شخصی خود نوشته‌اند: «قبل از اینکه پورن را ترک کنم، از روابط اجتماعی می‌ترسیدم و فرار می‌کردم. از نگاه کردن در چشم دیگران شرم داشتم. اگر توی خیابون کسی رو می‌دیدم که می‌شناسم، مسیرمو عوض می‌کردم که مجبور به سلام و صحبت نشم. از دخترها می‌ترسیدم؛ حتی اون‌هایی که قبلاً می‌شناختم. ولی حالا احساس می‌کنم همه‌چیز داره تغییر می‌کنه. می‌تونم راحت با دیگران حرف بزنم، لبخند بزنم، توی چشم‌شون نگاه کنم. دیگه فقط تماشاگر نیستم، عضوی از مکالماتم.» کاربر دیگری که اضطراب اجتماعی شدیدی داشته و حتی تحت درمان دارویی قرار گرفته، اینطور می‌نویسد: «من خوب درک می‌کنم وقتی یه غریبه نزدیک می‌شه تا چیزی بپرسه و شما احساس حمله قلبی می‌کنی. منم تجربه کردم که مسیرمو عوض کنم تا از برخورد با دیگران فرار کنم. درک می‌کنم وقتی حس می‌کنی انگار مجرمی چون کسی توی چشمت نگاه کرده. حالا، بعد از دو سال ترک پورن، نمی‌گم تبدیل شدم به گل سرسبد جمع‌ها، ولی دیگه بودن بین مردم برام شکنجه نیست. توی همین چند ماه اخیر، با آدم‌هایی صحبت کردم، با دخترهایی آشنا شدم و دوست‌هایی پیدا کردم که بیشتر از تمام ۲۵ سال قبل از ترکمه. حالا با خودم راحت‌ترم. دیگه حس پوچی نمی‌کنم. دیگه نیازی نمی‌بینم بین خودم و بقیه دیوار بکشم.»

پورن و مه مغزی

یکی دیگر از عوارضی که گری ویلسن به آن اشاره می‌کند، وضعیتی است که کاربران وابسته به پورن از آن با عنوان «مه مغزی» یاد می‌کنند. منظور از مه مغزی این است که فرد حس می‌کند ذهنش دائماً در حالتی از ابهام، کندی و عدم شفافیت قرار دارد. همه‌چیز برای او گنگ، درهم و فاقد وضوح است. تمرکز کردن برایش دشوار است، تصمیم‌گیری سخت و سرعت فکر کردن کاهش یافته است. در مقابل، افرادی که مصرف پورن را متوقف کرده‌اند، گزارش داده‌اند که پس از مدتی ذهن‌شان شفاف‌تر شده، تمرکز بیشتری پیدا کرده‌اند، توانایی بالاتری در تحلیل مسائل دارند، راه‌حل‌ها را سریع‌تر می‌یابند و حافظه‌شان نیز تقویت شده است. به‌طور کلی، گویی آن «مه» ذهنی از بین رفته و جای خود را به وضوح و آرامش داده است. تحقیقات علمی نیز در همین راستا نشان داده‌اند که حتی مصرف محدود و غیر اعتیادی پورن نیز می‌تواند با اختلال در تمرکز، کاهش قدرت حافظه، تضعیف عملکرد اجرایی مغز و کاهش کارایی تحصیلی در ارتباط باشد. از نظر نوروبیولوژیک نیز، مصرف مستمر پورن با کاهش حجم ماده خاکستری در نواحی مغزی مرتبط با عملکرد شناختی همراه است. یکی از مهم‌ترین اختلالاتی که مصرف پورن یا هر نوع اعتیاد رفتاری دیگر به‌وجود می‌آورد، کاهش توانایی در تعویق لذت است. توانایی به‌تعویق‌انداختن لذت به این معناست که فرد بتواند لذت فوری را کنار بگذارد تا در آینده به هدفی بلندمدت‌تر برسد. مثلاً دانش‌آموزی که درس می‌خواند، لذت تماشای فیلم را به تعویق می‌اندازد تا پس از اتمام مطالعه، به آن بپردازد. اما فردی که مغزش به لذت‌های سریع و آنی شرطی شده، تاب‌آوری در برابر رنج، تمرکز طولانی یا تأخیر در دریافت پاداش را از دست می‌دهد. در نتیجه، او همواره به‌دنبال پناه‌بردن از رنج به لذت فوری است؛ فرآیندی که مانع هرگونه رشد یا موفقیت جدی در زندگی خواهد شد. تجربه‌های برخی کاربران در این زمینه چنین بوده است: «زمانی که پورن مصرف می‌کردم، کاملاً در وضعیت مه مغزی بودم. همیشه احساس گیجی و منگی داشتم. نمی‌توانستم روی کارها تمرکز کنم یا ارتباط مؤثری با دیگران برقرار کنم. اما حالا احساس می‌کنم ذهنم شفاف و آرام است. افکارم قابل کنترل شده و تمرکز زیادی دارم.» کاربر ۳۴ ساله‌ای نیز می‌نویسد: «پس از دو ماه ترک، متوجه شدم که توانایی‌ام در به‌خاطر سپردن مطالب بسیار بهتر شده. خاطرات قدیمی زندگی‌ام را خیلی شفاف‌تر و دقیق‌تر به‌یاد می‌آورم. دیگر زودرنجم یا دمدمی‌مزاج نیستم. تمرکزم برگشته و می‌توانم کارها را سریع‌تر و دقیق‌تر انجام دهم.» یک دانشجو از تجربه خود چنین می‌گوید: «برای آن‌هایی که دانشجو هستند می‌گویم: ترک پورن برای مغز شما یک معجزه است. قبلاً در کلاس دائم درگیر این بودم که تمرکز کنم، اما آخر کار می‌دیدم مدت‌هاست به هیچ‌چیز توجه نکرده‌ام. حالا می‌توانم سه ساعت تمام با تمرکز کامل در کلاس حاضر باشم.» در تجربه‌ای دیگر، یکی از دانش‌آموزان دبیرستانی که مشاوره ترک پورن دریافت کرده بود، تنها دو ماه پس از ترک اظهار داشت که از پیشرفت تحصیلی خود شگفت‌زده است. قبلاً برای درک یک مطلب باید پنج یا شش بار آن را می‌خواند، اما حالا یک‌بار کافی است. بسیاری از مطالب را همان‌جا در کلاس یاد می‌گیرد و دیگر نیازی به مطالعه سنگین خارج از کلاس ندارد.

پورن و افسردگی

معنای افسردگی از منظر علمی، کاهش انرژی و انگیزه برای انجام امور روزمره است. مطالعات علمی نشان داده‌اند که عامل اصلی انگیزش در مغز انسان برای شروع و ادامه فعالیت‌ها، هورمونی به نام دوپامین است. بسیاری از احساسات منفی‌ای که مصرف‌کنندگان پورن تجربه می‌کنند، یا احساسات مثبتی که افرادی که از آن فاصله گرفته‌اند تجربه می‌کنند، به سیستم ترشح و جذب دوپامین در مغز مربوط می‌شود؛ موضوعی که به‌تفصیل در بخش دلایل علمی به آن خواهیم پرداخت. در ادامه، برخی از تجربه‌های شخصی کاربران در رابطه با این موضوع آمده است: «در حال حاضر کمتر احساس افسردگی و بی‌ارزشی می‌کنم. حالا راحت‌تر از خواب بیدار می‌شوم و شب‌ها پیش از خواب انگیزه دارم که حتی ظرف‌ها را هم بشویم.» کاربر دیگری می‌نویسد: «الان نسبت به گذشته شادتر هستم، در واقع خیلی شادتر. معمولاً درگیر ناراحتی و ناامیدی بودم و چند سال پیش هم دکتر تشخیص افسردگی خفیف داده بود. ولی این پاییز و زمستان، حال روحی‌ام به طرز چشم‌گیری بهتر شده و انرژی بیشتری نسبت به قبل دارم.» کاربری که سابقه ژنتیکی ابتلا به افسردگی دارد، می‌گوید: «به‌عنوان کسی که ژن افسردگی دارد، باید بگویم که فاصله گرفتن از پورن، بسیار بیشتر از تمام داروهای ضدافسردگی که تاکنون مصرف کرده‌ام به من کمک کرده. ترک پورن باعث شده هوشیارتر باشم، تمرکز بهتری داشته باشم و به‌مراتب شادتر از زمانی باشم که هر روز دارو مصرف می‌کردم.» کاربر دیگری که با مشکلات روانی طولانی‌مدت درگیر بوده، چنین گزارش می‌دهد: «تا جایی که یادم می‌آید با اضطراب، افسردگی و مشکلات روانی دیگر درگیر بودم. دو سال گذشته را به‌طور منظم دارو مصرف کردم اما حالا آن‌ها را کنار گذاشته‌ام. در سه ماه گذشته که از پاکی‌ام از پورن می‌گذرد، احساس بهتری دارم. توانستم شغلی پیدا کنم که بیشترین درآمد ماهیانه‌ را در زندگی‌ام داشته. روابط خانوادگی و دوستانه‌ام بهبود پیدا کرده و انگیزه و انرژی‌ام برای انجام کارها آن‌قدر زیاد شده که خودم هم متعجبم. حالا پول بیشتری در حسابم دارم، به لطف چیزی که تازه یاد گرفته‌ام: خویشتن‌داری. اکنون دیگران نیز به‌گونه‌ای ناخودآگاه با احترام بیشتری با من برخورد می‌کنند، انگار حس می‌کنند من نیز برای خودم احترام بیشتری قائلم.» کاربر دیگری که تجربه خود را از ترک پورن بیان می‌کند، می‌گوید: «به نظر من، ترک پورن درمان همه‌ی مشکلات زندگی نیست، اما پایه و زیربنای یک زندگی سالم را فراهم می‌کند. وقتی این زیربنا وجود داشته باشد، می‌توان بذرهای یک زندگی خوب را در آن کاشت. اما بدون آن، فرد همواره در چرخه‌ای از شرم، ناامیدی و تنفر از خود دست‌وپا می‌زند. این پایه‌ریزی به شما کمک می‌کند زندگی‌تان را بر اساس امید و توانایی بسازید، نه بر پایه‌ی اندوه و رؤیاهای محقق‌نشده.» نویسنده اشاره می‌کند که ده‌ها مطالعه علمی رابطه‌ی میان مصرف مداوم پورن و اختلالات روانی نظیر افسردگی، اضطراب و حتی افکار پارانویید را تأیید کرده‌اند. او می‌گوید: اگر با خواندن هزاران تجربه ثبت‌شده در فروم‌های ترک پورن و نیز نتایج این تحقیقات علمی هنوز تردید دارید که آیا این علائم ممکن است ناشی از مصرف پورن شما باشد یا خیر، یک راه بدون ریسک برای آزمایش وجود دارد: چند ماه مصرف پورن را کنار بگذارید و ببینید حال‌تان بهتر می‌شود یا نه.

بخش اولیه مغز ما چیست و چکار می کند؟

بخش مربوط به عوارض مصرف پورن از منظر کاربران فروم‌های ترک پورن در این‌جا به پایان می‌رسد. از این‌جا وارد بخش جدیدی می‌شویم که به بررسی دلایل علمی این عوارض می‌پردازد؛ بخشی که به‌نظر می‌رسد آقای گری ویلسن با دقت و جامعیت قابل توجهی درباره آن صحبت کرده است. آگاهی از این دلایل علمی می‌تواند به ما نشان دهد که عوارضی که درباره‌شان صحبت شد، صرفاً خیال‌پردازی یا توهم نیستند، بلکه حاصل تغییرات واقعی و فیزیکی در مغز افرادی هستند که به‌طور مداوم پورن تماشا می‌کنند؛ درست مانند اتفاقی که در سایر انواع اعتیاد از جمله اعتیاد به الکل یا مواد مخدر رخ می‌دهد. پیش از آن‌که وارد این بحث علمی شویم، لازم است یکی‌دو اصطلاح کلیدی را که نویسنده مکرراً در متن خود به آن‌ها اشاره کرده است، توضیح دهیم تا درک مفاهیم راحت‌تر شود. اولین اصطلاح، «مغز اولیه» یا Primitive Brain است. به این بخش از مغز، «مغز حیوانی» نیز گفته می‌شود. مغز اولیه چیست؟ این اصطلاح به قسمت مرکزی مغز انسان اشاره دارد که در تمام پستانداران مشترک است؛ به همین دلیل آن را «مغز حیوانی» نیز می‌نامند. در این مغز، بخشی وجود دارد که وظیفه‌اش تجربه لذت و ایجاد میل و هوس برای انجام کارهای لذت‌بخش است. این بخش به نام «مدار پاداش مغز» شناخته می‌شود. به زبان ساده، با انجام برخی رفتارها، مواد شیمیایی لذت‌بخش در مغز ترشح می‌شود که برای ما نقش پاداش دارند و ما را ترغیب می‌کنند که مجدداً آن رفتار را تکرار کنیم. دقیقاً مشابه همان کاری که رام‌کنندگان حیوانات انجام می‌دهند: هر بار حیوان رفتار مطلوب را انجام می‌دهد، به او خوراکی خوش‌طعم یا شیرینی می‌دهند. حیوان نیز برای کسب مجدد آن لذت، همان رفتار را تکرار می‌کند. در واقع، می‌توان گفت ما یک رام‌کننده در مغزمان داریم که با ابزار لذت آنی تلاش می‌کند ما را به انجام مکرر یک رفتار عادت دهد. این مدار پاداش که در مغز اولیه ما قرار دارد، پایه و منشأ همه انواع اعتیادهاست. و از آن‌جا که این بخش در همه‌ی پستانداران وجود دارد، می‌توان هر پستانداری را با تحریک این بخش، به یک ماده یا رفتار خاص معتاد کرد. بنابراین، اعتیاد مختص انسان نیست. حیوانات نیز به‌راحتی می‌توانند به یک ماده مخدر یا یک رفتار لذت‌بخش معتاد شوند. اما تفاوت مهمی که وجود دارد این است که وقتی حیوانی معتاد می‌شود، هیچ‌گاه تصمیم به ترک اعتیاد نمی‌گیرد. تا زمانی که ماده‌ی موردنظر در دسترس باشد، آن را مصرف می‌کند. اما انسان متفاوت است. انسان تنها پستانداری است که می‌تواند تصمیم بگیرد اعتیاد خود را ترک کند—even زمانی که همچنان به ماده یا رفتار اعتیادآور دسترسی دارد. چرا؟ چرا انسان می‌تواند برخلاف خواسته‌های مغز اولیه خود عمل کند؟ چرا می‌تواند تصمیم بگیرد که به‌دنبال لذت آنی نرود؟ پاسخ در وجود یک بخش دیگر در مغز انسان نهفته است که در پستانداران دیگر وجود ندارد. این بخش، لوب پیشانی مغز یا Prefrontal Cortex است. این بخش از مغز است که انسان را از سایر پستانداران متمایز می‌کند. این همان بخشی از مغز است که قادر است با خواسته‌های مغز اولیه مخالفت کند، در برابر وسوسه‌ها مقاومت کند و رفتارهایی را انتخاب کند که برخلاف لذت آنی هستند اما در بلندمدت به نفع فرد تمام می‌شوند. در واقع، این بخش از مغز است که انسان را انسان می‌کند. به‌نظر می‌رسد این توضیحات، پیش‌زمینه مناسبی برای ورود به مبحث دلایل علمی تأثیرات پورن بر مغز باشند. در ادامه خواهیم دید که آقای گری ویلسن در این بخش، به چه یافته‌های علمی و مستنداتی اشاره می‌کند. برای اینکه این بخش از پادکست، که شامل مفاهیم علمی است، خسته‌کننده نباشد، تلاش شده است در هر جا که امکان‌پذیر بوده، تجربیات کاربران نیز در کنار مفاهیم علمی آورده شود.

چرا پورنوگرافی برای مغز اولیه جذاب است؟

در فصل قبلی این پادکست که به بررسی کتاب افسانه پورن اختصاص داشت، دیدیم که «جدید بودن» یکی از عوامل اصلی جذابیت پورن برای مغز اولیه‌ی انسان به‌شمار می‌آید. سیستم پاداش مغز ما به محرک‌های جدید با ترشح دوپامین واکنش نشان می‌دهد. اما آیا صرفاً خاصیت «جدید بودن» است که در پورن موجب ترشح دوپامین و ایجاد حس خواستن می‌شود؟ پاسخ منفی است. دوپامین در اثر احساسات و محرک‌های دیگری نیز ترشح می‌شود که همه‌ی آن‌ها در محتوای پورن نیز حضور دارند. احساساتی مانند: شگفتی و سورپرایز مواجهه با آن‌چه خلاف انتظارات ماست مواجهه با آن‌چه خلاف ارزش‌ها و باورهای ماست اضطراب حالت جست‌وجو و در پی چیزی بودن همه‌ی این عوامل، در کنار عنصر «تازگی»، در پورنوگرافی اینترنتی وجود دارند. فیلم‌های پورن تلاش می‌کنند شگفت‌انگیز و خلاف‌باور جلوه کنند. سعی دارند محتوایی را نمایش دهند که به نظر ما غیرممکن می‌رسد. بسیاری از آن‌ها عمداً اضطراب و استرس ایجاد می‌کنند. مواجهه با محتوایی که با هویت جنسی ما در تضاد است، برای مغز ما حالت اضطراب‌زا دارد. صفحات پورن معمولاً شامل گالری‌هایی از ویدیوهای متنوع‌اند و مغز این‌گونه تصور می‌کند که می‌تواند بی‌پایان، روی ویدیوهای مختلف کلیک کند و به جست‌وجوی محتوای جذاب‌تری ادامه دهد. احساساتی مانند اضطراب، شرم، شک و شگفتی، نه‌تنها مستقیماً باعث افزایش سطح دوپامین می‌شوند، بلکه با ترشح هورمون‌های استرس، اثر دوپامین را در مغز چند برابر می‌کنند. در نتیجه، مغز یک مصرف‌کننده‌ی پورن ممکن است به‌تدریج بین تحریک جنسی و احساس اضطراب و استرس دچار سردرگمی شود و این دو را با یکدیگر اشتباه بگیرد. به همین دلیل است که بسیاری از کاربران پس از مدتی به سراغ ژانرهای بسیار افراطی‌تر پورن می‌روند، زیرا مغز آن‌ها برای رسیدن به اوج جنسی، به سطح خاصی از هورمون‌های استرس وابسته شده است. با در نظر گرفتن این نکات، پورنوگرافی اینترنتی بسیار شبیه چیزی است که دانشمندان به آن محرک فوق‌طبیعی یا Supernormal Stimulus می‌گویند. محرک فوق‌طبیعی، موجب می‌شود هورمون‌های مغزی، به‌ویژه در بخش مغز اولیه، به‌مراتب بیشتر و متنوع‌تر ترشح شوند، نسبت به زمانی که انسان با محرک‌های طبیعی مواجه است. مجلات فیزیکی پورن که پیش از دوران اینترنت وجود داشتند، هرگز نمی‌توانستند جای رابطه‌ی جنسی واقعی را برای مغز پر کنند. اما پورنوگرافی اینترنتی امروز، تمام ویژگی‌های یک محرک فوق‌طبیعی را داراست. نکته‌ی دیگر این است که اغلب افراد در سنین نوجوانی یا اوایل جوانی مصرف پورن را آغاز می‌کنند؛ زمانی که مغز آن‌ها هیچ تجربه‌ای از رابطه‌ی جنسی واقعی ندارد. بنابراین، مغز آن‌ها ممکن است پورن را مهم‌تر و جذاب‌تر از رابطه‌ی جنسی واقعی ارزیابی کند و این امر حتی ممکن است در طول زمان، توانایی ایجاد رابطه‌ی جنسی طبیعی را در آن‌ها تضعیف یا از بین ببرد. یکی از کاربران فروم‌های ترک پورن از تجربه‌ی خود می‌گوید: «من مدتی را بدون داشتن شریک جنسی گذراندم و در آن زمان شروع به خودارضایی با تماشای پورن کردم. برای خودم هم عجیب بود که چقدر سریع درگیرش شدم. ناگهان متوجه شدم که روزهای کاری‌ام را صرف جست‌وجو در سایت‌های پورن می‌کنم. واقعاً متوجه نبودم چه اتفاقی در حال رخ دادن است تا زمانی که با شریک جدیدم به رختخواب رفتم. آلت من سفت نمی‌شد. برای اینکه سفت شود باید صحنه‌هایی که در فیلم‌ها دیده بودم را در ذهنم مجسم می‌کردم. هرگز فکر نمی‌کردم روزی با چنین مشکلی مواجه شوم؛ آن هم منی که سال‌ها تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی داشتم. بعد از ترک پورن، وضعیت آلت من به‌تدریج به حالت طبیعی برگشت. تقریباً همان زمان بود که با همسرم آشنا شدم.» نویسنده توضیح می‌دهد که وقتی درباره‌ی یک محرک، خطر ایجاد می‌شود، معمولاً چهار ویژگی در آن وجود دارد: آن محرک، تبدیل به نسخه‌ای اغراق‌شده از محرکی می‌شود که به‌صورت طبیعی برای انسان جذاب است. آن محرک به‌راحتی و در مقادیر بسیار زیاد (که در طبیعت وجود ندارد) قابل دسترس است. آن محرک در انواع بسیار متنوع و گوناگون در دسترس است. آن محرک به‌صورت بیش‌ازحد و بیمارگونه مصرف می‌شود. این شرایط دقیقاً مشابه وضعیتی است که در مورد فست‌فودهای ارزان‌قیمت در سراسر جهان وجود دارد. امروزه این نوع غذاها با اجماع دانشمندان به‌عنوان نمونه‌هایی از محرک‌های فوق‌طبیعی شناخته می‌شوند. برای مثال، یک فرد می‌تواند به‌راحتی یک همبرگر، یک پاکت سیب‌زمینی سرخ‌کرده و یک نوشابه مصرف کند؛ درحالی‌که اگر بخواهد همان مقدار کالری را از طریق گوشت خشک‌شده‌ی گوزن و سبزیجات طبیعی دریافت کند، معده‌ی او چنین ظرفیتی نخواهد داشت. اما نکته‌ی مهم‌تر این است که مصرف پورن حتی از فست‌فود نیز خطرناک‌تر است. چرا که خوردن غذا همیشه با یک محدودیت فیزیکی همراه است: وقتی معده پر شد، دیگر نمی‌توان غذا خورد. ولی در مورد پورن چنین محدودیتی وجود ندارد. مصرف‌کننده‌ی پورن می‌تواند ساعت‌ها خودش را در مرز انزال نگه دارد و هر زمان که از یک فیلم خسته شد، تنها با یک کلیک سراغ فیلم بعدی برود و مغز خود را در وضعیت تحریک بالا نگه دارد. به‌این‌ترتیب، حجم دوپامینی که در مغز ترشح می‌شود، آن‌قدر زیاد است که شاید حتی پادشاهانی که حرم‌سراهای پر از زنان مختلف داشتند، چنین سطحی از ترشح را تجربه نمی‌کردند. یادتان هست دوپامین چه کار می‌کند؟ دوپامین مستقیماً لذت ایجاد نمی‌کند. بلکه می‌گوید: "ادامه بده، الان وقتشه. همین الان ممکنه به یک لذت بزرگ برسی. پس دست نکش." یکی دیگر از مصرف‌کنندگان پورن می‌گوید: «من عادت داشتم که خودم را آن‌قدر با پورن تحریک کنم که به مرز انزال برسم، بعد توقف می‌کردم و دوباره شروع می‌کردم به تماشای پورن. انگار هدف مغزم رسیدن به لذت انزال نبود، بلکه فقط می‌خواستم پورن بیشتری ببینم و بیشتر در آن حالت متمرکز باقی بمانم. تا این‌که درنهایت، از شدت خستگی تسلیم انزال می‌شدم.» نویسنده توضیح می‌دهد که پورن ۲۴ ساعته در دسترس است، رایگان است، مصرف‌کننده ناشناس می‌ماند، و دسترسی به آن آسان است. و نکته‌ی نگران‌کننده‌تر این است که مغز نوجوانان، بیشترین حساسیت ممکن را نسبت به دوپامین دارد. تغییراتی که دوپامین ناشی از مصرف پورن در مغز یک نوجوان ایجاد می‌کند، ممکن است به اعتیاد منجر شود و حتی در مواردی، باعث تغییر در گرایش جنسی او گردد.

پورن یک محرک فوق طبیعی است

همان‌طور که دیدیم، یک مصرف‌کننده‌ی پورن می‌تواند به اختیار خود، سطح دوپامین مغزش را در زمانی که افت می‌کند، دوباره افزایش دهد. معنای این موضوع این است که فرد می‌تواند ساعت‌ها به تماشای پورن و انجام خودارضایی ادامه دهد و هر بار که احساس خستگی می‌کند، با دیدن یک فیلم جدید یا صحنه‌ای تازه، دوباره سطح تحریک خود را بالا ببرد. به این کار، زیاده‌روی یا به انگلیسی binging گفته می‌شود. حال چه اتفاقی در مغز این فرد رخ می‌دهد زمانی که در مصرف پورن زیاده‌روی می‌کند؟ بخش اولیه‌ی مغز ما، زمانی که یک رفتار منجر به ترشح زیاد دوپامین شده و بارها و بارها تکرار می‌شود، بین سلول‌هایی که با هم در ارتباط هستند و آن احساس را ایجاد می‌کنند، شروع به ایجاد «پل ارتباطی» می‌کند. برای توضیح بهتر، باید بگوییم که سلول‌های مغز برای برقراری ارتباط با یکدیگر، مستقیماً به هم متصل نیستند؛ مانند یک سیم یکپارچه عمل نمی‌کنند. هر سلول دارای شاخه‌هایی است که به آن‌ها «دندریت» گفته می‌شود. زمانی که دندریت‌های دو سلول مختلف به یکدیگر نزدیک می‌شوند، نقطه‌ای برای انتقال پیام بین آن‌ها شکل می‌گیرد که به آن «سیناپس» گفته می‌شود. در سیناپس، پیام عصبی از دندریت یک سلول به دندریت سلول دیگر منتقل می‌شود. این انتقال نه از طریق پالس‌های الکتریکی، بلکه با ترشح مواد شیمیایی از یک سلول و جذب آن‌ها توسط سلول دیگر انجام می‌شود. به این مواد شیمیایی «هورمون‌های مغزی» گفته می‌شود، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها در بخش اولیه‌ی مغز، همان دوپامین است که درباره‌اش صحبت کردیم. حال اگر ما رفتارهایی را بارها تکرار کنیم که باعث شود این دو سلول مجبور شوند دائماً پیام‌هایی با حجم زیاد دوپامین میان خود رد و بدل کنند، برای سهولت در ارتباط، دندریت‌های این سلول‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. حتی تعداد شاخه‌هایی که با یکدیگر در تماس هستند نیز افزایش می‌یابد. برای مثال، اگر در حالت عادی تنها یک دندریت از یک سلول با یک دندریت از سلول دیگر در ارتباط بوده باشد، حالا چندین شاخه به یکدیگر نزدیک می‌شوند و شبکه‌ی ارتباطی گسترده‌تری ایجاد می‌کنند. این فرآیند توسط یک پروتئین خاص در مغز انجام می‌شود که در شرایط فعالیت بیش‌ازحد دوپامینی ترشح می‌شود و به آن دلتا فاس‌بی (DeltaFosB) گفته می‌شود. وظیفه‌ی این مولکول، سیم‌کشی مجدد مغز است. یعنی مسیرهایی که سلول‌های مغزی از طریق دوپامین با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند، با اتصال‌های بیشتر و قوی‌تری تثبیت می‌شوند. نتیجه‌ی این فرآیند چیست؟ این سلول‌ها در دفعات بعدی، بسیار راحت‌تر و سریع‌تر با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، و انتقال دوپامین در سیناپس‌ها با سرعت و شدت بیشتری انجام می‌شود. و نتیجه‌ی نهایی آن، چیزی نیست جز: اعتیاد. خب دوستان، به‌نظر می‌رسد این اپیزود تا همین‌جا کافی باشد. در اپیزود بعدی، بررسی دلایل علمی اعتیاد به پورن را ادامه می‌دهیم و به دو مفهوم بسیار مهم با نام‌های حساس‌سازی و بی‌حس‌سازی اشاره خواهیم کرد. درک همین دو مفهوم به ما کمک می‌کند بفهمیم هر نوع اعتیادی – از جمله اعتیاد به پورن – چگونه در مغز شکل می‌گیرد و آن را دچار تغییر می‌کند. کانال ما در تلگرام به نام pornzadegi را نیز می‌توانید دنبال کنید. مثل همیشه، مراقب خودتان باشید و تا اپیزود بعد، خداحافظ.