تا همین چند سال پیش، اگر فردی قصد تماشای پورنوگرافی را داشت، مجبور بود به مجلههایی دسترسی پیدا کند که اغلب بهسختی و با هزینههای قابلتوجهی تهیه میشدند، یا از فیلمهای ویاچاس استفاده کند که کیفیت آنها با چند بار تماشا بهشدت افت میکرد. در آن زمان پدیدهای به نام «پورنزدگی» وجود نداشت، زیرا پورنوگرافی هنوز به کالایی تبدیل نشده بود که بتواند به آسانی در تمامی ابعاد زندگی انسانها نفوذ کند.
اما اکنون در عصر اینترنت پرسرعت، وبسایتهای استریمینگ پورن و گوشیهای هوشمندی که همواره و در هر موقعیتی همراه افراد هستند، برای نخستین بار در تاریخ بشر، روابط جنسی به کالایی تحت عنوان «پورن» تبدیل شده است. این کالا سه ویژگی اصلی دارد: نخست آنکه همواره در دسترس است، دوم آنکه رایگان ارائه میشود و سوم آنکه فرد استفادهکننده میتواند به آسانی ناشناس باقی بماند. این سه ویژگی باعث ورود ما به دورانی شده است که دیگر نیازی به جستجو و یافتن پورن نیست؛ بلکه پورنوگرافی است که ما را دنبال میکند. در چنین شرایطی است که پدیدهای به نام «پورنزدگی» آغاز میشود.
من اروند ملا هستم و این پادکست «پورنزدگی» است.
بسیاری از پدیدهها، زمانی که بهشدت فراگیر میشوند و اثرات منفی خود را آشکار میسازند، تازه دانشمندان و پژوهشگران را بر آن میدارند تا به تحقیق و بررسی آنها بپردازند. نمونه بارز این مسئله، مصرف سیگار است. سالها پس از اختراع سیگار، هیچ تحقیق علمی قابلتوجهی در خصوص آثار منفی مصرف آن بر سلامت انسان انجام نشده بود. زمانی که تحقیقات علمی در این زمینه آغاز شد، اثرات زیانبار سیگار در قالب بیماریهای مختلف در جامعه نمود یافته بود؛ اما دیگر برای پیشگیری بسیار دیر شده بود. سیگار به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شده بود و مردم در فیلمهای سینمایی شاهد هنرپیشههای محبوبی بودند که همواره سیگاری در دست داشتند. تبلیغات سیگار در گوشهوکنار شهر به چشم میخورد و حتی در تلویزیون، از جمله برنامههای کودک، تبلیغ میشد. به این ترتیب، سیگار به بخشی از سبک زندگی طبقه متوسط شهری بدل شده بود. به بیانی دیگر، سیگار از یک کالا فراتر رفته و به یک سبک زندگی تبدیل شده بود. از آن پس، دیگر هشدارهایی نظیر انتشار تصاویر ریههای آسیبدیده و جگرهای تخریبشده روی بستههای سیگار نیز نتوانست به طور کامل آن را از فرهنگ عمومی جدا کند.
تقریباً همین روند برای بازیهای کامپیوتری نیز رخ داد. تا چند سال پیش، عبارتی مانند «اعتیاد به بازیهای کامپیوتری» در هیچ منبعی ذکر نشده بود؛ اما امروزه این مسئله در منابع معتبر روانشناسی و عصبشناسی بهعنوان نوعی اعتیاد واقعی طبقهبندی میشود. مشابه همین وضعیت برای اعتیاد به شبکههای اجتماعی، اعتیاد به تلفن همراه و به طور کلی اعتیاد به اینترنت نیز رخ داده است.
دقیقاً همین داستان درباره پورنوگرافی نیز تکرار شده است. سالها پس از آنکه پورنوگرافی بهوسیله اینترنت بهصورت رایگان و آزادانه در اختیار اقشار مختلف جامعه قرار گرفت، تحقیقات علمی آغاز شد و نشان داد که پورنوگرافی آنچنان که تصور میشد، تفریح بیضرری نیست. پدیدههایی همچون اختلال نعوظ (Erectile Dysfunction) که به اختصار ED نیز خوانده میشود، در میان جوانان و حتی نوجوانان به طرز بیسابقهای افزایش یافت. بررسیها نشان داد که شیوع این اختلال رابطه مستقیمی با میزان مصرف پورنوگرافی دارد. در ادامه تحقیقات، آثار مخرب دیگری نیز در این زمینه آشکار شد که در اپیزودهای آینده این پادکست به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.
نخستین گروهی که به صورت منسجم تصمیم به کنار گذاشتن پورنوگرافی و خودارضایی برای مدتی مشخص گرفتند، یک انجمن کوچک اینترنتی به نام «نوفپ» (NoFap) بود که فعالیت خود را در وبسایت ردیت آغاز کرد. بنیانگذاران این انجمن هرگز تصور نمیکردند که چند سال بعد، گروه کوچک آنان به یکی از بزرگترین جوامع آنلاین در زمینه ترک پورنوگرافی و خودارضایی تبدیل شود و صدها هزار کاربر فعال از سراسر جهان در آن عضویت پیدا کنند.
در حقیقت، هدف اولیه مؤسسان نوفپ ایجاد چنین ساختاری نبود؛ بلکه فعالیت آنان در آغاز صرفاً یک چالش ساده بود که طی آن، اعضا تصمیم گرفتند برای دو هفته به تماشای پورنوگرافی نپردازند و از خودارضایی خودداری کنند. پس از مدتی، این چالش گسترش یافت و به ترک سهماهه پورنوگرافی تبدیل شد. در این بازه زمانی، شرکتکنندگان در این چالش، بهتدریج متوجه تغییرات مثبتی در حالات روحی، احساسات و افکار خود شدند؛ حالاتی که در دوران مصرف مداوم پورنوگرافی و انجام مکرر خودارضایی از آنها خبری نبود. اعضای انجمن شروع به ثبت و به اشتراک گذاشتن این تجربیات مثبت کردند و همین مسئله باعث شد افراد زیادی به امید تجربه احساسات مشابه به این چالش بپیوندند.
اهمیت این موضوع تا آنجا پیش رفت که الکساندر رودز (Alexander Rhodes)، بنیانگذار این انجمن، که خود زمانی گرفتار اعتیاد به پورنوگرافی بود، تصمیم گرفت مصرف آن را به طور کامل متوقف کند و از آن زمان (تقریباً از سال ۲۰۱۰ تا کنون) به رهبر جنبشی تبدیل شده است که علیه صنعت پورنوگرافی فعالیت میکند. او و همکارانش از طریق وبسایت مستقل خود با نام NoFap.com به افراد کمک میکنند تا بهطور دائمی از پورنوگرافی دوری نمایند.
طی سالهای اخیر، سایتها، سازمانهای مردمنهاد و مؤسسات متعددی با هدف پژوهش درباره اثرات پورنوگرافی، افزایش آگاهی عمومی و کمک به افرادی که قصد ترک مصرف پورن را دارند، تأسیس شدهاند. صدها کتاب و مقاله در این زمینه نگارش یافته، دهها فیلم مستند تولید شده، دورههای آموزشی آنلاین برگزار شده و کارگاههای متعددی نیز تشکیل گردیده است. حتی برخی از سخنرانیهای تأثیرگذار در رویداد تد (TED) نیز به موضوع پورنوگرافی اختصاص داشتهاند. هدف تمامی این تلاشها در وهله اول شناخت دقیقتر پدیده پورنوگرافی، بررسی آثار فردی و اجتماعی آن و ارائه راهکارهای عملی برای ترک این عادت است.
با این حال و با تأسف بسیار، باید اذعان کرد که تقریباً هیچیک از این منابع ارزشمند و تخصصی به زبان فارسی ترجمه نشدهاند. تاکنون هیچ کتاب مستقلی به زبان فارسی در رابطه با پورنوگرافی نگارش نیافته است و حتی ترجمههای موجود در این حوزه نیز بسیار محدود است. همچنین هیچ وبسایت تخصصی و معتبری در این زمینه به زبان فارسی فعالیت نمیکند و هیچیک از مستندهای موجود نیز به زبان فارسی دوبله یا حتی زیرنویس نشده است. تنها منابع موجود به زبان فارسی، چند مقاله پراکنده هستند که عمدتاً توسط وبسایتهای غیرتخصصی و زرد با هدف جذب بازدیدکننده منتشر شدهاند و غالباً محتوای یکدیگر را کپی کردهاند. به نظر میرسد مجموع مطالب موجود به زبان فارسی درباره این موضوع حتی به بیست صفحه محتوای معتبر نیز نمیرسد؛ و این کمبود محتوا و منابع را باید به عنوان یک فاجعه فرهنگی و آموزشی در نظر گرفت.
با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، احتمالاً حدس زدهاید که هدف این پادکست چه خواهد بود. در پادکست «پورنزدگی»، تصمیم بر این است که منابع علمی و آموزشی ارزشمندی که در حوزه پورنوگرافی و اثرات آن به زبان انگلیسی تولید شده است، به صورت خلاصه و به زبان فارسی ارائه گردد. رویکرد ما در ابتدا، بیان خلاصهای از کتابهای مطرحی است که در این زمینه نوشته شدهاند، و در آینده نیز ممکن است منابع دیگری نظیر فیلمهای مستند و سخنرانیهای مرتبط را به این مجموعه بیفزاییم. همانگونه که احتمالاً مطلع هستید، مستندها و سخنرانیهای ارزشمندی در رابطه با موضوع پورنوگرافی و اعتیاد به آن وجود دارند؛ از جمله سخنرانیهای «تد» (TED Talks) که شاید مهمترین آنها سخنرانی آقای «گری ویلسون» (Gary Wilson) در سال ۲۰۱۲ درباره اعتیاد به پورن باشد. در طول این پادکست، نام گری ویلسون را بسیار خواهید شنید؛ ایشان نویسنده کتاب مهم و تأثیرگذاری با عنوان «Your Brain on Porn» (مغز شما در معرض پورن) است که به عنوان یکی از آثار شاخص و تأثیرگذار در تبیین علمی تأثیرات پورنوگرافی شناخته میشود. قطعاً در قسمتهای آینده این پادکست، خلاصهای از این کتاب را نیز خدمت شما ارائه خواهیم نمود.
امیدواریم تولید این پادکست بتواند قدم کوچکی برای رفع کمبود جدی منابع فارسیزبان در زمینه پورنوگرافی و آگاهسازی درباره آن باشد.
کتاب «افسانه پورن»
برای شروع، کتابی را انتخاب کردهایم با عنوان «The Porn Myth» یا «افسانه پورن». این کتاب به عنوان نخستین منبع، برای شروع مباحث بسیار مناسب است؛ به این دلیل که به صورت کلی و بدون ورود به جزئیات عمیق علمی یا مباحث پیچیده عصبشناختی، نکات مهم و اساسی را در ارتباط با پورنوگرافی بیان میکند. معتقدیم مطالب این کتاب میتواند برای افرادی که تازه مطالعه درباره موضوع پورنوگرافی را آغاز کردهاند، بسیار آموزنده باشد.
کتاب «افسانه پورن» توسط آقای «مت فرد» (Matt Fradd) در سال ۲۰۱۷ تألیف شده است. نویسنده این کتاب دارای مدرک دکترای فلسفه است و کتابهای متعددی نوشته که البته همه آنها درباره پورنوگرافی نیستند. با این حال، دو یا سه کتاب از آثار وی بهطور ویژه در رابطه با پورنوگرافی هستند. یکی از این آثار کتابی است با عنوان «Delivered» یا «به مقصد رسیده»، که در فهرست منابع این پادکست نیز قرار دارد و در آینده به آن خواهیم پرداخت.
اگر مقدمه این کتاب را مطالعه نمایید، متوجه خواهید شد که کتاب درباره تصورات نادرستی است که به طور معمول در خصوص پورنوگرافی وجود دارد. اغلب این تصورات، پورنوگرافی را پدیدهای مثبت و در نهایت بیضرر جلوه میدهند که تأثیر منفی خاصی بر زندگی انسانها ندارد. نویسنده این تصورات نادرست را «افسانههای پورن» نامیده و هدف خود را در این کتاب، بررسی تکتک این افسانهها و اثبات نادرستی آنها اعلام میکند.
نویسنده برای جلب توجه مخاطبان به نقش عمیق پورنوگرافی در زندگی انسانها، کتاب را با روایت کوتاهی از یک واقعه تاریخی آغاز میکند. وی اشاره میکند که یک حشرهشناس به نام لئوپولد تروولات (Leopold Trouvelot) در سال ۱۸۶۹ مرتکب خطای بزرگی میشود. تروولات نوعی حشره بید را از اروپا به آمریکا منتقل میکند. این حشره اروپایی، به دلیل نداشتن دشمنان طبیعی در قاره آمریکا، شروع به تولیدمثل بیرویه کرده و ظرف ده سال، بخشهای گستردهای از جنگلهای آمریکا را آلوده کرده و در معرض نابودی قرار میدهد. تمامی تلاشها برای کنترل و از بین بردن این آفت تا مدت حدود ۱۰۰ سال بینتیجه میماند. تا اینکه در دهه ۱۹۶۰، زیستشناسان راهحل تازهای را پیدا میکنند.
زیستشناسان کشف کردند که حشرههای نر از طریق یک رایحه خاص، که حشره ماده از خود ترشح میکند، قادر به یافتن حشرات ماده برای جفتگیری هستند. دانشمندان حجم زیادی از این رایحه را به صورت مصنوعی تولید کرده و داخل گویهای کوچکی قرار دادند. سپس این گویها را به وسیله هواپیما در مناطق آلوده به این حشره پخش کردند. نتیجه این روش قابل توجه بود: شدت رایحه مصنوعی به اندازهای بود که حشرات نر دچار سردرگمی شدند و تنها تلاش میکردند به گویهای منتشرکننده رایحه دسترسی یابند. در چنین شرایطی، رایحه ضعیفتر حشرات ماده به کلی قابل شناسایی نبود. در نتیجه حشرات نر قادر به یافتن مادهها و جفتگیری نبودند، و در مدت زمان کوتاهی جمعیت این حشرات به شدت کاهش یافت.
نویسنده با بیان این مثال قصد دارد نشان دهد که پورنوگرافی دقیقاً همان تأثیر را بر انسانها دارد که آن رایحه مصنوعی بر حشرات بید داشت. پورنوگرافی در حقیقت همانند یک محرک مصنوعی است که وقتی به میزان زیادی در جامعه پخش میشود، افراد را سردرگم کرده و یا باعث ناتوانی آنها در برقراری روابط سالم و طبیعی با جنس مخالف میگردد. وی خاطرنشان میکند که امروزه موارد متعددی از اثرات منفی پورن بر روی انسانها از سوی متخصصان مختلف گزارش شده است؛ از عصبشناسان و جراحان مغز و اعصاب گرفته تا روانپزشکان و مشاوران خانواده، همگی گزارشهایی مبنی بر اختلالات متنوع ناشی از مصرف پورن ارائه کردهاند. این اختلالات نه تنها بر سلامت جسمی و مغزی افراد تأثیرگذار است، بلکه روابط اجتماعی و فرهنگ عمومی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
نویسنده در این بخش، نقل قول جالبی از دکتر دونالد هیلتون (Donald Hilton)، جراح مغز و اعصاب، ذکر میکند. دکتر هیلتون بیان میکند: «پورنوگرافی برای انسانها همانند آن رایحه مصنوعی برای حشرات است؛ با این تفاوت که پورنوگرافی یک رایحه بصری محسوب میشود.» وی پورنوگرافی را به یک ماده مخدر با گردش مالی ۱۰۰ میلیارد دلاری در سال تشبیه میکند که قادر است تمایلات جنسی انسانها را به طور کلی تغییر دهد. نویسنده در واقع این ادعا را مطرح میکند که پورنوگرافی مانند یک ماده مخدر برای مغز انسان عمل میکند و اصطلاح «ماده مخدر مغز» (brain drug) را برای توصیف آن به کار میبرد.
در نگاه اول ممکن است تصور شود که پورنوگرافی چیزی بیش از ضبط رابطه جنسی چند نفر و تماشای آن توسط عدهای دیگر نیست، اما نویسنده معتقد است که موضوع بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از این تصور ساده است.
مقدمه کتاب به روشنی توضیح میدهد که موضوع اصلی آن چیست و چه هدفی را دنبال میکند. نویسنده در آغاز تأکید میکند که این کتاب قصد ندارد انسان را از لذت جنسی محروم کند؛ بلکه هدف آن، نشان دادن این موضوع است که لذت واقعی جنسی، با آنچه که پورنوگرافی ارائه میدهد بسیار متفاوت است. همچنین نویسنده تصریح میکند که در این کتاب به مباحث مذهبی و اخلاقی در زمینه پورنوگرافی پرداخته نشده است و به پورنوگرافی به عنوان گناه از دیدگاه دینی نگاه نمیکند، بلکه تلاش دارد تا به شکلی بیطرفانه و مبتنی بر شواهد، اثرات گوناگون پورنوگرافی بر افراد و جامعه را مورد تحلیل قرار دهد.
هدف کتاب افسانه پورن چیست؟
نویسنده هدف کتاب خود را در یک جمله اینگونه خلاصه میکند:
«هدف این کتاب افشای این افسانه یا دروغ بزرگ است که پورنوگرافی پدیدهای مثبت یا دستکم بیخطر است.»
برای دستیابی به این هدف، نویسنده تصمیم دارد باورها و تصورات نادرست و رایج درباره پورنوگرافی را یک به یک معرفی و بررسی کند تا مشخص شود که این باورها تا چه اندازه به واقعیت نزدیکاند و چه مقدار از آنها صرفاً افسانههایی ساختگی و گاهی حتی محصول تبلیغات شرکتهای تولیدکننده پورنوگرافی است. نویسنده همچنین بیان میکند که افرادی که معمولاً خود را حامی آزادیهای فردی و اجتماعی میدانند، به دلیل باور کردن این افسانهها تصور میکنند که حمایت از پورنوگرافی به معنای حمایت از آزادی است. در حالی که اگر حقیقت این افسانهها روشن شود، دیگر دفاع از پورنوگرافی به نام آزادی و حقوق فردی، امکانپذیر نخواهد بود.
پورنوگرافی در دنیای امروز به یک صنعت بزرگ چند ده میلیارد دلاری تبدیل شده است که کاملاً آشکار و بیپرده در سطح جهانی فعالیت میکند و شرکتهای چندملیتی بزرگ و شخصیتهای برجسته رسانهای پشت آن قرار دارند. این صنعت به گفته نویسنده، کاری بیسابقه در تاریخ بشر انجام داده است؛ یعنی غریزه جنسی انسان را به یک کالای تجاری تبدیل کرده و آن را به واسطه اینترنت در اختیار افراد قرار داده است.
در ادامه، نویسنده به بحث جالبی درباره هدف غایی و حقیقی رابطه جنسی پرداخته و آن را با لذتی که پورنوگرافی به افراد عرضه میکند مقایسه میکند. او جمله قابل توجهی دارد که میگوید:
«مشکل پورنوگرافی این نیست که چیزی را بیش از حد نشان میدهد، بلکه مشکل اصلی آن این است که بسیاری چیزهای مهم و اساسی را اصلاً نشان نمیدهد.»
معنای این سخن این است که پورنوگرافی بُعد انسانی رابطه جنسی را کاملاً نادیده گرفته و آن را به یک رفتار صرفاً فیزیکی میان دو اندام جنسی محدود میکند. در حالی که رابطه جنسی میان انسانها، تنها به تماس فیزیکی محدود نمیشود، بلکه مبتنی بر عشق، عاطفه و صمیمیت میان دو انسان است. پورنوگرافی به طور کلی این ابعاد عمیق انسانی را نادیده میگیرد و تنها به جنبه ظاهری و فیزیکی آن میپردازد. در نگاه تولیدکنندگان پورنوگرافی، رابطه جنسی انسانها هیچ تفاوتی با رابطه جنسی میان دو حیوان ندارد. این در حالی است که مغز و روان انسانها به گونهای طراحی شده که رابطه جنسی برای آنها فراتر از یک عمل فیزیکی باشد.
در اینجا، نویسنده به تفاوت اساسی انسان با سایر پستانداران اشاره میکند. او توضیح میدهد که تکهمسری یا تمایل به ایجاد روابط طولانی و پایدار با جنس مخالف و فرزندان، در میان پستانداران بسیار نادر است؛ اما انسانها به طور طبیعی به دنبال روابط پایدار و طولانی با شریک عاطفی و فرزندانشان هستند که بنیان خانواده را تشکیل میدهد. در اینجا از قول دکتر «لری جی یانگ» (Larry J. Young)، استاد روانپزشکی، نقل میکند که: «بدون تردید، تمایل انسان به ایجاد روابط انتخابی و پایدار، ریشهای زیستی و ژنتیکی دارد.»
نویسنده توضیح میدهد که تحقیقات اخیر در حوزه علوم اعصاب، به ویژه در مورد هورمونهایی که در موقعیتهای مختلف در مغز ترشح میشوند، به درک بهتر این موضوع کمک کرده است. یکی از این هورمونها «اکسیتوسین» است که به «هورمون عشق» نیز معروف است. ترشح این هورمون، باعث ایجاد احساس عمیق محبت و وابستگی عاطفی بین افراد میشود. این هورمون هنگام تولد فرزند، شیردهی مادر، عشقبازی و رابطه جنسی میان افراد ترشح میشود و باعث میگردد افراد به یکدیگر علاقهمند شده و روابط عاطفی طولانیمدت برقرار کنند.
نویسنده نتیجهگیری میکند که رابطه جنسی برای انسانها، یک مجموعه کامل و شامل است که تماس جنسی فیزیکی تنها بخش کوچکی از آن را تشکیل میدهد. او به نکته مهمی اشاره میکند: «اگر از نیروی جنسی خود خارج از این مجموعه کامل استفاده کنیم، این امر منجر به خشونت علیه دیگران و حتی خودمان خواهد شد.» پورنوگرافی دقیقاً همین کار را انجام میدهد؛ یعنی تمام این مجموعه انسانی را حذف کرده و فقط بر جنبه فیزیکی تمرکز میکند. نویسنده این عمل را «ابزاری شدن» رابطه جنسی (instrumentalized) مینامد. هنگامی که رابطه جنسی به صورت ابزاری درآید، انسانها دیگر طرف مقابل خود را به عنوان انسانی ارزشمند و شایسته عشق و احترام نگاه نمیکنند، بلکه تنها او را وسیلهای برای ارضای نیازهای فیزیکی خود میدانند.
نویسنده در انتهای مقدمه، دوباره تأکید میکند که این کتاب تلاش میکند تا تمامی تصورات غلط و باورهای افسانهای درباره پورنوگرافی را از میان بردارد تا انسانها بتوانند به شکلی شفاف و صادقانه با واقعیت پورنوگرافی مواجه شوند، نه بر اساس افسانههایی که آن را سرگرمی بیخطری معرفی میکنند.
بدین ترتیب، مقدمه کتاب به پایان میرسد. نویسنده برخی نکات بسیار مهم را در مقدمه بیان کرده است که لازم بود مطرح شود. به دلیل جلوگیری از طولانی شدن بیش از حد هر اپیزود، ادامه بحث پیرامون محتوای این کتاب را به اپیزودهای بعدی موکول خواهیم کرد. از توجه شما سپاسگزارم و شما را به گوش دادن به اپیزودهای آتی دعوت میکنم. موفق و سلامت باشید.