پیش از آغاز این قسمت، لازم است اطلاع بدهم که از این پس میتوانید این پادکست را از طریق پادگیرهای محبوب دنبال کنید؛ از جمله اسپاتیفای، کستباکس، گوگل پادکست، اپل پادکست و سایر پلتفرمها. تنها کافیست نام «پورنزدگی» را در پادگیر خود جستجو کنید. لطفاً این پادکست را دنبال (Subscribe) کنید تا هنگام انتشار قسمتهای جدید، بهسرعت مطلع شوید و آنها را بشنوید. از این پس، قسمتهای جدید پادکست با یک تا دو هفته تأخیر در تلگرام منتشر خواهد شد؛ زیرا مایلیم شما را تشویق کنیم که بهجای تلگرام، از پادگیرها برای شنیدن پادکست استفاده کنید. علت این تصمیم آن است که استفاده از پادگیرها اطلاعات و آمار کاملی در اختیار ما قرار میدهد؛ از جمله تعداد دفعات پخش، مدتزمان گوش دادن، بخشهای کمجذاب قسمتها و مواردی از این دست. در حالی که هنگام گوشدادن از طریق تلگرام، هیچگونه داده یا آماری به ما منتقل نمیشود. بنابراین خواهشمندیم پادکست را از طریق پادگیرها دنبال کنید. بسیار سپاسگزارم.
خب، برویم سراغ ادامهی کتاب افسانه پورن و ببینیم آیا میتوانیم در این قسمت آن را به پایان برسانیم یا خیر. من، اروند ملا هستم و این پادکست «پورنزدگی» است.
افسانه شماره 7: خودداری از خودارضایی برای سلامتی مردان خطرناک است.
افسانهی نخست که در این قسمت به آن خواهیم پرداخت چنین است: خودداری از خودارضایی برای مردان از نظر سلامتی خطرناک است.
نویسنده در این بخش میگوید سالیان سال بر این باور بودند که خودارضایی برای مردان بسیار مضر است و حتی ممکن است منجر به نابینایی یا جنون شود. اما اکنون به نظر میرسد در حال افتادن به سوی افراط در جهت مخالف هستیم؛ گروهی ادعا میکنند که خودارضایی نکردن خطرناک است. به این معنا که اگر مردی خودارضایی نکند، ممکن است دچار بزرگی پروستات شود که این موضوع خطر ابتلا به سرطان پروستات را افزایش میدهد. این ایده بهطور گسترده تبلیغ میشود و بهتدریج به افسانهای تبدیل شده که دهانبهدهان میچرخد.
نویسنده تأکید میکند که این ادعا هیچ پشتوانهی علمی ندارد. او اشاره میکند که Journal of the American Medical Association یا همان «ژورنال انجمن پزشکی آمریکا» که بدون تردید یکی از معتبرترین مجلات پزشکی دنیاست، تمامی مطالعات مرتبط با رابطهی میان خودارضایی و سرطان پروستات در مردان را گردآوری کرده است. در مقالهای که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده و عنوان آن «تعداد انزال و ریسک سرطان پروستات» است، خلاصهی نتایج این پژوهشها ارائه شده است. این مقاله ۲۰ تحقیق علمی در این زمینه را بررسی کرده و در نهایت چنین نتیجهگیری میکند: از این ۲۰ تحقیق، ۹ مورد نشاندهندهی وجود رابطهی مثبت میان تعداد انزال و سرطان پروستات هستند، ۳ مورد هیچ رابطهای را گزارش نکردهاند، ۷ تحقیق رابطهای معکوس را گزارش دادهاند و تنها یک تحقیق نیز رابطهای U-شکل را نشان داده است؛ به این معنا که تا حدی رابطهی مثبت وجود دارد و از نقطهای به بعد این رابطه منفی میشود.
مفهوم نهایی این دادهها آن است که از منظر علمی، هیچ رابطهی اثباتشدهای میان تعداد انزال و بزرگی یا سرطان پروستات وجود ندارد.
نکتهی جالب آن است که این تحقیقات اصلاً دربارهی خودارضایی نیستند بلکه دربارهی «انزال» هستند. انزال نیز ممکن است از طریق خودارضایی رخ دهد یا در خلال رابطهی جنسی طبیعی. امروزه مشخص شده است که انزال در چارچوب رابطهی جنسی طبیعی فواید زیادی برای سلامتی دارد، اما این امر ارتباطی به انزال ناشی از خودارضایی ندارد. نویسنده اشاره میکند که پژوهشهای علمی جدید نشان دادهاند انزال ناشی از رابطهی جنسی و انزال ناشی از خودارضایی، آثار روانی و فیزیولوژیکی متفاوتی بر فرد میگذارند. حتی ترکیب مایع منی حاصل از انزال طبیعی با ترکیب مایع منی حاصل از خودارضایی متفاوت است.
برای خود من این موضوع بسیار جالب بود. معمولاً تصور میشود انزال در هر صورت یکیست و تفاوتی ندارد، اما ظاهراً چنین نیست و حتی ترکیبات اسپرم نیز بسته به شیوهی انزال متفاوتاند.
نویسنده بیان میکند که بنابراین مشخص شد این تصور که «خودارضایی نکردن برای مردان خطرناک است» صرفاً یک افسانه است. او میافزاید که در واقع تحقیقات علمی، عکس این ادعا را نشان میدهند؛ به این معنا که خودارضایی کردن میتواند خطرناک باشد. این خطرات شامل موارد زیر است: اختلال در عملکرد پروستات، کاهش احتمال بهبود اختلال نعوظ، کاهش رضایت فرد از سلامت روانی خود، کاهش رضایت از روابط اجتماعی، کاهش احساس شادی و افزایش احتمال ابتلا به افسردگی.
نکتهای که شخصاً مایلم به آن اشاره کنم این است که نتایج این تحقیقات عمدتاً دربارهی خودارضایی مکرر است؛ یعنی مربوط به افرادی که این عمل را بهصورت منظم و حداقل هفتگی انجام میدهند. حال ممکن است کسی بگوید: «من این کار را فقط ماهی یکبار انجام میدهم و بنابراین گرفتار این عوارض نمیشوم.» این سخن در ظاهر صحیح است، اما یک شرط مهم دارد، و آن این است که فرد بتواند خود را در همان حد «ماهی یکبار» نگه دارد.
ببینید، خودارضایی، تماشای پورن، سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و مواردی از این قبیل، خاصیتی اعتیادآور دارند. معنای این موضوع آن است که اگر شما میزان مصرف را افزایش ندهید، دیگر همان لذت قبلی را تجربه نخواهید کرد. بنابراین، برای رسیدن به همان میزان لذت، مجبور خواهید شد میزان مصرف را افزایش دهید، و این همان فرآیند شکلگیری اعتیاد است. این موضوع مانند عبور از خیابان نیست. کسی نمیگوید: «عبور از خیابان خطرناک است، پس من فقط ماهی یکبار از خیابان عبور میکنم.» چرا که عبور از خیابان اعتیادآور نیست.
همهی افرادی که اکنون دچار وابستگی به الکل هستند، مصرف را از مقدار کم آغاز کردهاند؛ همهی کسانی که اکنون روزانه یک پاکت سیگار میکشند، با یک پاکت شروع نکردهاند؛ و همهی افرادی که اکنون گرفتار خودارضایی مکرر هستند نیز، ابتدا با چند بار در هفته شروع کردهاند.
خب، بازگردیم به کتاب.
نویسنده در پایان این افسانه میگوید که هیچ تحقیق علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد خودداری از خودارضایی به سلامت انسان آسیب میزند؛ بلکه برعکس، شواهدی در برخی تحقیقات علمی وجود دارد که ترک این عمل موجب بهبود سلامت جسمی و روانی افراد میشود.
افسانه شماره 8: پورنوگرافی اعتیادآور نیست.
خب، افسانهی بعدی که آقای مت فرد به آن میپردازد، موضوعی بسیار مهم است؛ گرچه در این کتاب بهطور عمیق به آن نپرداخته است. البته ما در آینده، زمانی که به سراغ کتاب مغز شما و پورن نوشتهی گری ویلسن برویم، بهصورت مفصل دربارهی آن گفتگو خواهیم کرد. این افسانه چنین است: «پورنوگرافی اعتیادآور نیست!»
شاید بسیاری بر این باور باشند که تماشای پورن یک فعالیت لذتبخش است ولی خاصیت اعتیادآور ندارد. حتی افرادی که بارها تلاش کردهاند این رفتار را ترک کنند اما موفق نبودهاند نیز، همچنان معتقدند که دلیل ناتوانی آنها در ترک این عادت، اعتیاد به پورن نیست؛ بلکه آن را ناشی از جوانی و سطح بالای نیروی جنسی خود میدانند. به باور این افراد، چیزی که آنها با آن درگیر هستند، نه اعتیاد، بلکه نیروی جنسی طبیعیشان است.
از سوی دیگر، برخی از دانشمندان نیز بر این باورند که پورن و بهطور کلی رفتارهای جنسی اجباری در افراد، قابل طبقهبندی در دستهی «اعتیاد» نیستند. زیرا، به اعتقاد آنان، عنصر اصلی در هر نوع اعتیاد، وجود یک مادهی خارجی اعتیادآور است که باید به نوعی وارد بدن شود؛ مانند الکل، مواد مخدر، دود سیگار و موارد مشابه. از نظر آنها، در رفتارهای جنسی—حتی در شدیدترین و افراطیترین شکل خود—هیچ مادهی خارجی وارد بدن نمیشود، و بنابراین نمیتوان این رفتارها را «اعتیاد» نامید.
نویسنده در این بخش چند نقلقول از عصبشناسان و متخصصان مغز و اعصاب مطرح میکند که نشان میدهند اعتیاد لزوماً از طریق ورود یک مادهی خارجی به بدن ایجاد نمیشود. وی توضیح میدهد که ما دو نوع اعتیاد داریم: اعتیاد به مواد (Substance Addiction) و اعتیاد طبیعی (Natural Addiction). اعتیاد به مواد، مشخص و شناختهشده است؛ یعنی زمانی که یک مادهی خارجی اعتیادآور وارد بدن میشود. اما اعتیاد طبیعی چیست؟ نویسنده توضیح میدهد که اعتیاد طبیعی، به معنای تولید بیش از حد نرمال مواد شیمیایی درون بدن است که خاصیت اعتیادآور دارند. به بیان دیگر، برخی از مواد شیمیایی که به آنها هورمونهای مغزی گفته میشود، در بدن ما وجود دارند. اگر اقداماتی انجام دهیم که منجر به ترشح بیش از حد این مواد شوند، مغز ما به همین مواد درونزا وابسته میشود. در این حالت، زمانی که ترشح این هورمونها کاهش یابد، فرد دچار علائم خماری میشود؛ علائمی که در هر نوع اعتیادی مشاهده میشوند. این علائم شامل حساسیت بیش از حد، رؤیاهای آشفته، شیدایی یا سرخوشی مفرط، و در مقابل، افسردگی و یأس، بیخوابی، سردرد، عصبانیتهای بیدلیل و نوسانات شدید خلقی هستند؛ بهگونهای که فرد ممکن است در یک لحظه حال روحی خوبی داشته باشد و نیمساعت بعد دچار افسردگی و ناامیدی شدید شود و دائماً میان حالات مختلف احساسی در نوسان باشد.
حال به موضوع وابستگی به پورن بپردازیم.
درست است که پورن یک مادهی خارجی نیست که وارد بدن شود، اما تماشای پورن منجر به تحریک یکی از مدارهای مغزی ما میشود. این مدار مغزی، یکی از مواردی است که در هنگام رابطهی جنسی نیز فعال میشود. پورن، مغز را فریب میدهد تا تصور کند در حال تجربهی یک رابطهی جنسی واقعی است. این تصور باعث فعال شدن آن مدار مغزی میشود که در نتیجهی آن، چند هورمون مغزی ترشح میشوند؛ مهمترین آنها هورمونی به نام دوپامین است. دوپامین موجب احساس تحریکپذیری، برانگیختگی و سرزندگی میشود و حس هیجانانگیز بودن زندگی را به فرد منتقل میکند.
اما نکتهی قابل توجه این است که پورن، میزان ترشح دوپامین را بهمراتب بیش از یک رابطهی جنسی طبیعی افزایش میدهد. در نتیجه، مغز به این سطح غیرطبیعی از دوپامین عادت میکند و دیگر میزان نرمال دوپامینی که در مغز افراد عادی ترشح میشود، برایش رضایتبخش نیست. در این شرایط، فرد همواره تمایل دارد همان سطح بالای دوپامین را تجربه کند و همین امر او را دوباره به سمت تماشای پورن سوق میدهد. با تکرار این فرآیند، حتی همان میزان قبلی دوپامین نیز دیگر برای مغز جذابیتی نخواهد داشت. در نتیجه، فرد به دیدن پورن بیشتر یا گرایش به ژانرهای غیرمعمولی روی میآورد که پیشتر هیچ علاقهای به آنها نداشته است. او سعی میکند با تماشای بیشتر یا متنوعتر، مجدداً سطح بالای دوپامین را تجربه کند. اینجا دقیقاً همانجایی است که مانند هر نوع اعتیاد دیگر، عوارض روانی و جسمی بروز میکنند. فرد برای فرار از این عوارض، دوباره به پورن پناه میبرد و وارد چرخهای میشود که در تمام اعتیادها مشترک است و به آن «مارپیچ رو به پایین» گفته میشود. در ادامه، بهصورت مفصل دربارهی این مفهوم صحبت خواهد شد.
بنابراین، پورن مداری در مغز ما را تحریک میکند که منجر به ترشح بیش از حد دوپامین میشود. آیا فعالیتهای دیگری نیز هستند که همین مدار را تحریک کنند؟ نویسنده پاسخ میدهد: بله، فعالیتهایی مانند وابستگی به اینترنت، شبکههای اجتماعی، قمار و حتی پرخوری، همگی باعث تحریک همان مدار در مغز میشوند که به آن «سیستم پاداش مغز» گفته میشود. تحریک بیش از حد این سیستم، منجر به اعتیاد میشود؛ بدون آنکه مادهی خارجیای به بدن وارد شده باشد. در واقع، ما به مواد شیمیایی مغز خود، البته در سطوح غیرطبیعی، وابسته میشویم.
نویسنده در پایان این بخش توضیح میدهد که اطلاق عنوان «اعتیاد» به وابستگی به پورن، به معنای تبرئهی افرادی نیست که خود را گرفتار آن میدانند. اینگونه نیست که فرد بگوید «خب، من معتاد هستم و مجرم که نیستم!»؛ زیرا هر نوع اعتیادی، نوعی بردگی است—البته بردگیای که بهصورت خودخواسته شکل گرفته است. یعنی فرد، خود را در این بردگی نگاه داشته است. راه رهایی از بردگی پورن، انکار این اعتیاد یا دستکم گرفتن قدرت آن نیست؛ بلکه نخستین گام برای رهایی، پذیرش این واقعیت است که پورن یک اعتیاد است و فرد بهشدت درگیر آن است. این، اولین قدم برای ترک هر نوع اعتیاد محسوب میشود.
افسانه شماره 9: داستانهای جنسی، انیمه ها و پورنوگرافی کارتونی بی ضرر هستند.
در پایان فصل «پورن و جنسیت ما»، آقای مت فرد به سراغ انواع دیگری از کالاهای جنسی میرود، مانند داستانهای جنسی و انیمهها یا پورنوگرافی کارتونی. یکی از افسانهها چنین ادعا میکند که خواندن داستانهای جنسی یا تماشای انیمههای جنسی برای ما مضر نیست؛ زیرا افراد واقعی در این محتواها دخیل نیستند.
در فصل مربوط به صنعت پورن دیدیم که تولید فیلمهای پورنوگرافی چه آسیبهایی برای سازندگان و بازیگران این آثار به همراه دارد و اینکه این صنعت، برای گسترش هرچه بیشتر تولیدات خود، در موارد متعددی با موضوعاتی نظیر قاچاق انسان و سوءاستفاده از کودکان درگیر است. اکنون برخی افراد اینگونه استدلال میکنند: اگر پذیرفتهایم که تولید فیلمهای پورن برای بازیگران مضر است، پس اگر عنصر بازیگر را حذف کنیم، دیگر مشکلاتی مانند قاچاق انسان، سوءاستفاده از زنان و کودکان، و خشونت علیه زنان نیز از بین میرود. این استدلال در ظاهر صحیح است، اما نه بهطور کامل.
نویسنده توضیح میدهد که بازار پورن از دو سوی عرضه و تقاضا تشکیل شده و در هر دو سمت، آسیبهایی وجود دارد. شاید داستانهای جنسی یا انیمههای هنتای (پورنوگرافی کارتونی) بتوانند بخشی از مشکل سمت عرضه را حل کنند، اما در سمت تقاضا—یعنی مصرفکنندگان این محتواها—همچنان آسیبها پابرجاست، بلکه حتی در مواردی شدیدتر نیز میشود.
در خصوص انیمههای جنسی، نویسنده اشاره میکند که این آثار کارتونی همچنان ارزشهای ضدزن موجود در فیلمهای پورن واقعی را حفظ کردهاند، بلکه در برخی موارد، حتی پررنگتر نیز شدهاند. در این آثار، زن همچنان به عنوان یک شیء نمایش داده میشود که هیچ ارزش و نقشی جز ارضای مردان ندارد. از آنجا که این انیمهها با بازیگران واقعی ساخته نمیشوند، دیگر هیچ مرز و محدودیتی برای نمایش خشونت و توهین نسبت به زنان در آنها وجود ندارد. مخاطبان این انیمهها نیز هنگام تماشای این صحنهها هیچگونه احساس عذاب وجدانی ندارند؛ چرا که شخصیتی که مورد خشونت قرار گرفته، صرفاً مجموعهای از رنگها روی کاغذ یا طرحهایی در نرمافزارهای کامپیوتری است.
در مورد داستانهای جنسی نیز همین وضعیت وجود دارد. هرچند شخصیتهای این داستانها خیالیاند، اما تأثیری که آن تخیلات بر مخاطب و خواننده میگذارند، خیالی نیست. در واقع، خواندن این متون موجب شکلگیری پدیدهای میشود که از آن با عنوان «پورن ذهنی» یاد میشود. پورن ذهنی، همان تأثیرات مخرب پورن واقعی را دارد—و چهبسا شدیدتر و عمیقتر.
اجازه دهید این موضوع را بیشتر توضیح دهم. ذهن انسان توانایی بسیار بالایی در خلق تصورات دارد. زمانی که رمانی را مطالعه میکنیم، شخصیتها و فضای داستان در ذهن ما شکل میگیرند. نکتهی مهم این است که اگر چند نفر یک رمان را بخوانند، تصاویری که در ذهن هر کدام از آنان شکل میگیرد، با دیگران متفاوت است؛ زیرا ذهن هرکس، آنچه را که خود میخواهد، میسازد. اما هنگام تماشای فیلم، صرفاً همان چیزی را میبینیم که سازنده ارائه کرده و جایی برای تخیل چندانی باقی نمیماند.
خود من بارها تجربه کردهام که از خواندن یک رمان بسیار لذت بردهام، اما زمانی که فیلم اقتباسشده از همان رمان را تماشا کردهام، برایم جالب نبوده؛ زیرا آنچه دیدهام بسیار متفاوت از تصوری بوده که در ذهنم شکل گرفته بود. حتی فیلمسازان نیز به این مسئله واقفاند؛ بههمین دلیل، در برخی مواقع، صحنههایی را به تصویر نمیکشند و آن را به تخیل بیننده واگذار میکنند. برای نمونه، در برخی فیلمهای ترسناک، موجود ترسناک اصلاً نشان داده نمیشود، اما ترسی که القا میشود، آنقدر شدید است که اگر موجود ترسناک به تصویر کشیده میشد، چنین تأثیری نداشت.
این دقیقاً همان چیزی است که در پورن ذهنی رخ میدهد. تصورات ذهنی که در نتیجهی خواندن یک متن جنسی در ذهن افراد شکل میگیرد، حتی ممکن است تأثیرگذاری بیشتری از تماشای یک فیلم پورن داشته باشد. این مسئله دربارهی چتهای جنسی نیز صادق است.
بنابراین این ادعا که «متنهای جنسی یا انیمههای جنسی، آسیبهای پورنوگرافی واقعی را ندارند» صرفاً یک افسانه است.
افسانه شماره 10: پورن فقط یک فانتزی است و هیچ تأثیری بر زندگی واقعی ما ندارد.
افسانهی بعدی که آقای مت فرد به آن میپردازد، به تأثیر پورنوگرافی بر نوع نگاه و همچنین سبک زندگی ما انسانها مربوط میشود. این افسانه چنین ادعا میکند: «پورن صرفاً یک فانتزی است و هیچ تأثیری بر زندگی واقعی ما ندارد.»
نویسنده این بخش را با بررسی تأثیر رسانهها بر انسانها آغاز میکند. او میگوید پیش از آنکه بررسی کنیم پورن بهعنوان یک رسانه چه اثری بر مخاطبان خود دارد، ابتدا باید ببینیم آیا دیگر رسانهها نیز بر انسانها تأثیرگذار هستند، یا آنها نیز صرفاً فانتزیاند. برای نمونه، آیا تماشای فیلمهای خشونتآمیز یا ترسناک تأثیری بر مخاطبان دارد یا خیر؟ بهطور کلی، آیا تصاویری که ما از رسانهها مشاهده میکنیم بر رفتارها و تصمیمگیریهای ما در زندگی روزمره اثر میگذارند یا خیر؟
وی اشاره میکند که تحقیقات فراوانی در مورد تأثیر تصاویر بر ذهن و عملکرد انسانها انجام شده است، و این مسئله، موضوعی بدیهی و روشن است. اما در ادامه، نکتهای جالب مطرح میکند: به اعتقاد او، روشنترین دلیل برای اثبات تأثیرگذاری تصاویر بر ذهن و رفتار انسانها، وجود تبلیغات در رسانههاست. تبلیغات تصویری نشان میدهند که تصاویر تا چه اندازه میتوانند ذهن و تصمیمات ما را تحت تأثیر قرار دهند؛ وگرنه شرکتهای بزرگ در سراسر جهان سالانه میلیاردها دلار برای تبلیغات تصویری خود هزینه نمیکردند. این نکته منطقی بهنظر میرسد: بیتردید باید تأثیرگذار باشد که این حجم از سرمایهگذاری روی تبلیغات انجام میشود.
همگان میدانند که تبلیغات واقعی نیستند. صرفاً گروهی بازیگر هستند که متنی از پیش نوشتهشده را اجرا میکنند. با این حال، همان تبلیغات، تأثیری عمیق بر ذهن مخاطب میگذارند. برآوردها نشان میدهد که سالانه بیش از ۱۸۰ میلیارد دلار در جهان صرف تبلیغات تصویری میشود. افزون بر این، نویسنده به نوع خاصی از تبلیغات به نام تبلیغات ناخودآگاه یا subliminal advertisement اشاره میکند. در یکی از مشهورترین نمونهها، در سالنهای سینما، هنگام پخش فیلم، هر چند صد فریم یکبار، یک فریم تصویر نوشابهی کوکاکولا به نمایش درمیآمد. طول نمایش یک فریم آنقدر کوتاه است که انسان عملاً متوجه دیدن آن نمیشود. اما همین تصویر نادیده، تأثیری ناخودآگاه بر ذهن مخاطب میگذارد. پس از آزمایش، مشخص شد درصد افرادی که پس از تماشای این فیلم از سینما بیرون آمده و کوکاکولا خریدند، بهمراتب بیشتر از افرادی بود که در سالنهای دیگر فیلم مشابهی را بدون فریم کوکاکولا دیده بودند.
حال، وقتی چیزی که ما اصلاً نمیبینیم، تا این حد بر ناخودآگاه ما تأثیر میگذارد و رفتار ما را تغییر میدهد، تأثیر آنچه بهطور کامل میبینیم، قابل تصور است.
نویسنده همچنین به تحقیقات مرتبط با تأثیر تماشای خشونت بر انسانها اشاره میکند، اگرچه وارد جزئیات آنها نمیشود. در مجموع، از دیدگاه عصبشناسی، مغز انسان ویژگیای دارد که نقش مهمی در یادگیری ایفا میکند؛ این ویژگی «یادگیری از طریق مشاهده» (observational learning) نام دارد. به بیان دیگر، مغز ما این توانایی را دارد که صرفاً با مشاهدهی انجام کاری توسط فردی دیگر، آن رفتار را یاد بگیرد. این توانایی مغز، اساس تمام تأثیراتی است که از فیلمها و رسانههای تصویری میگیریم.
حال، به سراغ پورن برویم.
یکی از آثار منفی پورنوگرافی—که بارها در این پادکست نیز به آن پرداخته شده—تأثیر آن بر افزایش خشونتهای جنسی است. نویسنده میگوید مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده، اما یکی از جامعترین آنها، مطالعهای است با عنوان «پورنوگرافی و خشونت جنسی» که در سال ۲۰۰۰ صورت گرفته است.
لازم به یادآوریست که این پژوهش در سال ۲۰۰۰ انجام شده، درحالیکه گسترش دسترسی به پورن در آن زمان اصلاً قابل مقایسه با وضعیت کنونی نیست.
در این تحقیق، شرکتکنندگان براساس ویژگیهای روانی و شخصیتی به دو گروه تقسیم شدهاند:
گروه نخست، مردانی که احتمال کمی برای بروز خشونت جنسی داشتند، و گروه دوم، مردانی که براساس ویژگیهای روانیشان، احتمال بروز خشونت جنسی در آنها بالا ارزیابی میشد. هر یک از این دو گروه نیز به سه دسته تقسیم شدند: کسانی که اصلاً پورن تماشا نمیکردند، کسانی که بهصورت محدود تماشا میکردند، و کسانی که بهطور مرتب پورن مصرف میکردند.
نتایج به این صورت بود:
در گروه نخست، یعنی مردانی که احتمال کمی برای بروز خشونت جنسی داشتند، تفاوت زیادی بین کسانی که پورن را بهصورت محدود یا زیاد تماشا میکردند دیده نشد. اما اختلاف قابل توجهی میان افرادی که اصلاً پورن تماشا نمیکردند و کسانی که بهطور مرتب مصرف میکردند، مشاهده شد.
در گروه دوم، یعنی مردانی که از نظر روانی مستعد بروز خشونت جنسی بودند، نتایج بهمراتب شدیدتر بود. در این افراد، هرچه مصرف پورن بیشتر بود، احتمال بروز خشونتهای جنسی نیز به شکل چشمگیری افزایش مییافت.
یکی دیگر از تأثیراتی که پژوهشگران معتقدند پورنوگرافی میتواند بر زندگی ما داشته باشد، اثر آن بر روابط عاطفی افراد با همسر یا شریک زندگیشان است. پژوهشی در دانشگاه ایالتی فلوریدا با همین موضوع و بر روی دانشجویانی که وابستگی به تماشای پورن داشتند، انجام شده است. در این تحقیق، شرکتکنندگان به دو گروه تقسیم شدند. از گروه اول خواسته شد که برای مدتی مشخص، تماشای پورن را بهطور کامل کنار بگذارند. از گروه دوم نیز خواسته شد که در همان بازهی زمانی، مصرف یکی از غذاهای مورد علاقهی خود را کنار بگذارند و از خوردن آن پرهیز کنند.
پس از پایان دوره، پژوهشگران از دانشجویان دربارهی میزان تعهد و کیفیت رابطهی آنان با شریک عاطفیشان پرسوجو کردند. نتایج نشان داد افرادی که در این مدت از تماشای پورن پرهیز کرده بودند، سطح تعهد به رابطهی عاطفی و کیفیت آن را بهمراتب بیشتر و بهتر از گروه دوم تجربه کرده بودند—گروهی که صرفاً از غذای مورد علاقهشان پرهیز کرده بودند. علت این موضوع دو عامل اساسی است: اول اینکه تأثیرات منفی ناشی از مصرف پورن در این افراد کاهش یافته بود و این مسئله به بهبود کیفیت رابطهی عاطفی آنها منجر شده بود؛ دوم اینکه زمانی را که پیشتر به تنهایی و تماشای پورن اختصاص میدادند، اکنون صرف تعامل و ارتباط انسانی با شریک زندگیشان کرده بودند و این نیز به ارتقای کیفیت رابطه انجامیده بود.
یکی دیگر از تأثیراتی که پژوهشهای علمی آن را تأیید کردهاند، این است که تماشای پورن، هم در مردان و هم در زنان، باعث کاهش جایگاه زن به سطح یک شیء جنسی میشود. زن، از جایگاه یک انسان، به ابزاری برای لذت جنسی تقلیل مییابد. نکتهی مهم این است که وقتی مردان، تحت تأثیر فیلمهای پورن، زنان را اینگونه میبینند و قضاوت میکنند، در ادامه، خود زنان نیز کمکم چنین نگاهی نسبت به خود پیدا میکنند. به بیان دیگر، زنبودن معادل میشود با شیء جنسی بودن. یعنی زنی که شیء جنسی نیست، گویی اصلاً زن واقعی محسوب نمیشود. در این دیدگاه، زن واقعی کسی است که همیشه آماده و مشتاق برای رابطهی جنسی باشد. پورن، این نوع نگاه را هم در مردان و هم در زنان نسبت به خودشان ایجاد میکند.
یکی دیگر از اثراتی که نویسنده در این بخش به آن میپردازد، تأثیر پورنوگرافی بر بدن مردان است. وی توضیح میدهد که با گسترش مصرف پورن، آمار اختلالات در عملکرد جنسی مردان نیز افزایش یافته است و سن ابتلا به این اختلالات نیز بهشدت کاهش پیدا کرده است. مهمترین این اختلالات، اختلال نعوظ در روابط جنسی طبیعی است—یعنی در حین رابطهی جنسی، آلت مرد به حالت سفت و آماده نمیرسد. این مسئله برای مردان بسیار شرمآور است و باعث احساس خجالت و کاهش اعتمادبهنفس در آنان میشود. این اختلال پیشتر معمولاً مختص مردان مسن بود، اما اکنون سن ابتلا به آن آنقدر پایین آمده که بیشتر مبتلایان در بازهی سنی ۲۰ تا ۳۰ سال قرار دارند.
نویسنده برای اثبات این موضوع، آمارهای متعددی را از تحقیقات انجامشده در کشورهای مختلف، از جمله سوئیس، کانادا، ایتالیا و دیگر کشورها، ارائه میدهد. تمامی این آمارها نشان میدهند که اختلالات جنسی مردان مانند اختلال نعوظ، انزال زودرس و انزال دیررس، روندی صعودی دارند و سن ابتلا به آنها در حال کاهش است. پزشکان معتقدند که پورن عامل اصلی این وضعیت است.
یک پژوهش از دانشگاه کمبریج که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد افرادی که دچار اختلال نعوظ بودند، اعلام کردهاند که این مشکل تنها در رابطهی جنسی طبیعی برایشان وجود دارد، نه در زمان تماشای پورن.
دکتر لاورنس اِسمایلی (Lawrence Smiley)، متخصص بیماریهای تناسلی مردان، میگوید:
«من هر روز با مردانی مواجه میشوم که از این اختلالات رنج میبرند. توصیهی من به آنها این است که تا حد امکان تماشای پورن را کنار بگذارند. تقریباً همهی کسانی که به این توصیه عمل میکنند، پس از گذشت چند ماه بهطور طبیعی بهبود پیدا میکنند و عملکرد جنسیشان به حالت نرمال بازمیگردد.»
نویسنده در پایان این بخش میگوید:
با توجه به آنچه دربارهی تأثیرات پورن بر ذهن و بدن انسان مشاهده کردیم، دیگر نمیتوان گفت که پورن صرفاً یک فانتزی است و هیچ تأثیری بر زندگی افراد ندارد.
خب، این قسمت از پادکست نیز به پایان رسید و ما موفق نشدیم کتاب افسانهی پورن را بهطور کامل به اتمام برسانیم. اشکالی ندارد؛ لازم است یک قسمت دیگر نیز به این کتاب اختصاص دهیم. در قسمت بعد، چند افسانهی دیگر بررسی خواهد شد که برخی از آنها برای افراد متأهلی که درگیر پورن هستند، بسیار مهم و آموزنده است. قسمت بعد را از دست ندهید.
مراقب خودتان باشید و خداحافظ.