اونقدر زلال و صادق حرف میزنید و صداتون به دل میشینه.که آدم دوست داره بشینه پای حرفهاتون.واقعا کلمه استاد برازنده شماست👏👏👏👏
پاسخ
اروند ملا
3 ماه قبل
ممنون این لطف شماست.
پاسخ
نظر شما
صنعت پورن
سلام. تنها یک افسانه دیگر مانده تا فصل اول کتاب «افسانه پورن» به پایان برسد. البته افسانههای دیگری نیز در این فصل بررسی شده بود که من از توضیح آنها صرفنظر کردم و دربارهشان صحبت نکردم. در این پادکست قصد ما این است که مهمترین بخشهای یک کتاب را به صورت خلاصه بیان کنیم و نه تمامی محتوای آن را. برای این تصمیم دو دلیل وجود دارد: اول اینکه توضیح تمام کتاب باعث میشود پادکست به کتاب صوتی تبدیل شود و از لحاظ زمانی بسیار طولانی خواهد شد. دوم و مهمتر این است که مخاطب اصلی این پادکست افرادی هستند که درگیر پورن بوده و قصد ترک آن را دارند. همه مطالبی که در کتابهای مرتبط با پورن وجود دارد، لزوماً برای کسانی که میخواهند پورن را ترک کنند یا برای مشاوران و روانشناسانی که به افراد برای ترک پورن کمک میکنند، مفید نیست. به عنوان مثال، در همین کتاب بحثهایی درباره فرهنگ برهنگی و اینکه آیا هنرهایی مانند نقاشی یا مجسمهسازی که بدنهای برهنه را نشان میدهند پورن محسوب میشوند یا خیر، مطرح شده است. من برای خلاصهتر شدن و کاربردیتر بودن مطالب این پادکست از ذکر این قسمتها صرفنظر کردهام، زیرا معتقدم کمک چندانی به ترککنندگان پورن نمیکند.
به هر حال، این قسمت سوم از پادکست «پورنزدگی» است و من اروند ملا هستم.
افسانه شماره 3: فقط افراد مذهبی مخالف پورن هستند.
آقای مت فرد، نویسنده کتاب «افسانه پورن»، افسانه بعدی درباره پورن را اینگونه معرفی میکند:
«فقط افراد مذهبی مخالف پورن هستند.»
وی توضیح میدهد که برخی افراد در محیطهای آکادمیک و غیرآکادمیک، اینگونه استدلال میکنند که تعدادی افراد مذهبی وجود دارند که دین آنها یک نظام اخلاقی را به آنها تحمیل کرده است و چون پورن جایی در این نظام اخلاقی ندارد، این افراد مخالف آن هستند. به عبارت دیگر، تنها دلیل مخالفت این افراد با پورن، تضاد آن با اعتقادات مذهبی آنها است.
نویسنده در پاسخ به این استدلال میگوید: درست است که پورن با اعتقادات مذهبی بسیاری از مردم در تضاد است، اما این موضوع دلیل نمیشود که حرف این افراد درباره پورن نادرست باشد. او مثالی میزند و اشاره میکند که در دورهای که بردهداری در آمریکا رایج بود و بردگان از آفریقا به آمریکا آورده میشدند، عدهای به دلایل مذهبی با این کار مخالف بودند زیرا باور مذهبی آنها برابری انسانها را تأکید میکرد و بردهداری را غیرقابل قبول میدانست. حالا آیا چون مذهب این افراد بردهداری را بد میدانست، مخالفت آنها غلط بود؟ به عنوان مثالی دیگر، امروزه بسیاری از افراد مخالف دزدی و قتل هستند زیرا این کارها را مغایر با ده فرمان حضرت موسی میدانند. آیا مخالفت این افراد اشتباه است؟
نویسنده سپس به یک نکته جالب درباره انجمن نوفپ (NoFap) اشاره میکند که در قسمت اول پادکست درباره آن توضیح دادم. او میگوید تجربه عملی نشان داده است افرادی که به دنبال ترک پورن هستند یا از عوارض آن رنج میبرند، فقط افراد مذهبی نیستند. او ادامه میدهد: «من خودم این فرصت را داشتم تا شخصاً با الکساندر رودز، بنیانگذار انجمن نوفپ صحبت کنم. ایشان خود را بیخدا میدانند؛ یعنی نه تنها مذهبی نیست بلکه اصلاً به خدا هم اعتقاد ندارد. طبق گفته خودش، اکثر کسانی که در چالشهای نوفپ شرکت میکنند، به خاطر پیگیری اعتقادات مذهبیشان این کار را انجام نمیدهند؛ بلکه هدفشان این است که ببینند ترک پورن و خودارضایی چگونه باعث بهبود سلامت ذهنی و جسمی آنها میشود.»
براساس آمار انجمن نوفپ، ۶۴ درصد کسانی که در چالشهای نوفپ شرکت کرده بودند نگران بودند که مصرف پورن باعث ایجاد گرایشهای افراطی و انحرافی جنسی در آنها شود. در میان افراد ۲۷ تا ۳۱ سالهای که در نوفپ حضور داشتند، ۱۹ درصد دچار مشکل زودانزالی بودند، ۲۵ درصد از آنها هیچ میلی برای رابطه جنسی واقعی نداشتند، ۳۱ درصد برای رسیدن به ارضا دچار مشکل بودند و ۳۴ درصد مشکل نعوظ داشتند. جالب اینکه بعد از پیوستن به انجمن و ترک پورن، ۶۰ درصد این افراد گزارش دادند که مشکلات جنسی آنها برطرف شده است.
نویسنده در ادامه میگوید: «در گفتگویی که با الکساندر رودز داشتم، او گفت اکثر اعضای نوفپ بیخدا یا بیدین هستند. وقتی از او پرسیدم پس انگیزه تو برای تأسیس این انجمن چه بود؟ پاسخ داد: عشق تنها انگیزه من بود. من دوست داشتم مردم را از پورن خلاص ببینم و باور داشتم زندگی ما بدون پورن بسیار بهتر است.»
نویسنده همچنین به یک گروه دیگر اشاره میکند که سالهاست در مخالفت با پورن فعالیت دارند: زنان فمینیست. او میگوید این گروه از زنان از دهه ۱۹۶۰ فعالیت علیه صنعت پورن را آغاز کردهاند و به همان اندازه که مخالف پورن بودهاند، مخالف مذهب نیز بودهاند. بنابراین مشخص است که مخالفت یا موافقت افراد با مذهب ارتباط مستقیمی با مخالفت یا موافقت آنها با پورن ندارد. در واقع، پورن تنها بیاحترامی به اخلاقیات مذهبی نیست؛ بلکه عوارض روانی و جسمی نیز دارد که همه انسانها—چه مذهبی باشند و چه نباشند—ممکن است با آنها مواجه شوند.
فصل اول کتاب با عنوان «فرهنگ پورن» به پایان رسید. اکنون به سراغ فصل دوم با عنوان «صنعت پورن» میرویم. در این فصل، آقای مت فرد به بررسی برخی باورهای غلط یا افسانههایی که درباره صنعت پورن و هنرپیشههای آن وجود دارد میپردازد که به اعتقاد من مطالب جالبی دارد.
افسانه شماره 4: صنعت پورن محیطی امن و سالم برای فعالیت پورن استارها است.
در این بخش، نویسنده مثالهای متعددی ارائه میدهد که نشان میدهد پورن استارها نه تنها در امنیت و سلامت نیستند، بلکه از لحاظ جسمی و روانی در معرض شدیدترین خطرات قرار دارند. نخستین مورد، موضوع بیماریهای مقاربتی است. آمریکا تنها کشور صنعتی است که استفاده از کاندوم را در فیلمهای پورن اجباری نکرده است. در سال ۲۰۰۹، بنیاد ایدز یک طومار (پتیشن) را برای اجباری شدن استفاده از کاندوم در صنعت پورن در کالیفرنیا مطرح کرد. بسیاری از شهروندان کالیفرنیا نیز با امضای این طومار موافقت کردند. اما فشار شرکتهای تولیدکننده فیلمهای پورن در لسآنجلس باعث شد که در نهایت کمیته ایالتی سنا این طرح را لغو کند. در نتیجه، اکنون هیچ نهاد بیرونی مسئول کنترل و انجام آزمایشهای پزشکی کارکنان صنعت پورن نیست و هیچ آمار رسمی نیز از میزان بیماریهای مقاربتی شایع در میان این هنرپیشهها منتشر نمیشود. فقط یک آمار موجود است که نشان میدهد بیش از ۶۶ درصد پورن استارها، اعم از زن و مرد، دچار زگیل تناسلی هستند. این در حالی است که این بیماری یکی از کمخطرترین بیماریهای مقاربتی محسوب میشود و آمار بیماریهای خطرناکتری همچون سوزاک، سیفلیس و ایدز نامشخص است.
به جز موضوع بیماریهای مقاربتی، سوءرفتار و خشونت فیزیکی علیه زنان در این صنعت که منجر به آسیبهای جسمی و روحی جدی میشود نیز نگرانی بزرگ نهادهای بینالمللی سلامت است؛ با این حال تاکنون این نهادها موفق به مداخله و حل این معضل نشدهاند. شرکتهای تولید پورن با این استدلال که پورن استارها همزمان برای چند شرکت مختلف کار میکنند و در نتیجه کارمند رسمی آنها نیستند، از ارائه خدمات درمانی و مراقبتهای بهداشتی به آنان خودداری میکنند. به همین دلیل، در فیلمهای پورن، هیچ محدودیتی برای خشونت و انجام اقدامات غیربهداشتی علیه هنرپیشهها وجود ندارد. نویسنده توضیح میدهد که به دلیل هزینههای زیاد ساخت فیلمهای پورن با فیلمنامه و داستانپردازی، تولید فیلمهای خشن و غیرعادی که ارزانتر و سریعتر ساخته میشوند رایج شده است. در این فیلمها، هنرپیشهها با سختترین شرایط جسمی و روانی روبهرو هستند.
یکی از این پورن استارها در مصاحبهای میگوید:
«برای فیلمبرداری صحنههای رابطه مقعدی، من از ساعت پنج عصر روز قبل هیچ غذایی نمیخورم و صبح نیز فقط آب مصرف میکنم. باید ذهن و بدنم را برای فیلمبرداری آن روز آماده کنم. من زنانی را دیدهام که در حین فیلمبرداری دچار آسیبهای شدید فیزیکی در ناحیه مقعد شدهاند. حتی برخی زنان آسیبهایی به رحمشان وارد شده که قدرت باروری خود را به طور کامل از دست دادهاند. مردانی را نیز دیدهام که در موقعیتها و پوزیشنهای غیرعادی، آلت تناسلی آنها دچار شکستگی شده است.»
یکی دیگر از پورن استارها به نام اختصاری EE نیز میگوید:
«من صحنههایی را بازی کردم که باید وانمود میکردم مردهام و کسی در حال تجاوز به جسد من است. آنها من را کتک میزدند، مشت میزدند، روی من تف میانداختند و فحش میدادند. وقتی به خانه برمیگشتم، تمام بدنم کوفته، کبود و گاهی زخمی و خونی بود. شبها با ترس و گریه به خواب میرفتم و فکر میکردم فردا چه اتفاقی در انتظار من است.»
نویسنده همچنین به مصرف الکل و مواد مخدر در بین پورن استارها اشاره میکند که به صورت رایگان در حین فیلمبرداری در اختیار آنها قرار میگیرد. هدف از مصرف این مواد بیحسی بدن و کاهش دردهای جسمی است. همچنین مصرف مواد باعث میشود پورن استارها «های» شوند و کمتر به کاری که انجام میدهند فکر کنند. یکی از پورن استارهای سابق میگوید:
«مردها به صورت تو مشت و سیلی میزنند و رفتارهایی با تو میکنند که حالت تهوع میگیری. این هیچوقت تمامی ندارد. آنها با تو مثل یک شیء رفتار میکنند و انگار نه انگار که تو انسان هستی و روح داری. پورن استارها برای فرار از این واقعیت مواد مخدر مصرف میکنند.»
بسیاری از پورن استارهای مشهور نیز خودشان اعتراف کردهاند که به موادی مانند اکستازی، کوکائین، ماریجوانا، زاناکس، والیوم و الکل به شدت وابسته هستند و به طور مداوم آنها را مصرف میکنند. نویسنده میگوید اینها تنها گوشهای از «امنیت و سلامتی» است که شرکتهای تولید پورن مدعی فراهم کردن آن برای کارکنانشان هستند. او اضافه میکند که به نظر من بدلکاران فیلمهای اکشن هالیوودی از امنیت و سلامتی بیشتری نسبت به هنرپیشههای فیلمهای پورن برخوردارند.
در ادامه، نویسنده چند نقل قول از پورن استارها درباره شرایط کاری آنها در این صنعت ارائه میدهد که برخی از آنها را ذکر میکنم:
خانم EE میگوید:
«معمولاً پس از پایان یک سکانس فیلمبرداری، گلوی من خونریزی میکند، روی بدنم پر از کبودی است و رحمم دچار چندین زخم میشود. احساس بیپناهی میکنم و حس میکنم بارها و بارها به من تجاوز شده است.»
خانم JS میگوید:
«یک بار مجبور بودم یک دیویدی تعاملی پورن برای یک شرکت ضبط کنم. این تحقیرکنندهترین و وحشتناکترین تجربه زندگی من بود. فیلمبرداری ساعتها طول کشید و من ۴۰ درجه تب داشتم. گریه میکردم و التماس میکردم اجازه دهند محل را ترک کنم اما مدیر برنامهام به هیچ وجه اجازه نداد و گفت اجازه نمیدهم پروژه را خراب کنی.»
نقل قول بعدی از خانم CT:
«هنگام فیلمبرداری یکی از صحنهها، آنقدر درد داشتم که شروع کردم سر هنرپیشه مرد داد زدن و از او میخواستم بس کند، اما او اصلاً توجهی نکرد و به کارش ادامه داد. شدت درد به حدی رسید که وارد حالت شوک شدم و بدنم کاملاً بیحس شد. پس از فیلمبرداری حتی حاضر نشدند مرا به خانه برسانند. مجبور شدم تاکسی بگیرم و به یک درمانگاه بروم چون درد خیلی زیادی داشتم. روز بعد، فردی به نام وینس با من تماس گرفت (احتمالاً مدیر برنامههایم بود) و مرا تهدید کرد که نباید درباره اتفاق شب گذشته با کسی صحبت کنم. او گفت حتی اگر شکایت کنم، نسخه تدوینشدهای از فیلم شب قبل را منتشر میکنند و هیچکس حرف من را باور نخواهد کرد و همه فکر خواهند کرد که من دروغ میگویم.»
نقل قول بعدی از خانم ER:
«مدت زیادی نبود که من و مدیر برنامههایم فعالیتهای مربوط به وبسایتم را تحت نظر یک کمپانی دنبال میکردیم که مدیر برنامهام به من گفت باید با من رابطه جنسی داشته باشی. او گفت اگر این کار را انجام ندهی، برایت خیلی گران تمام میشود. من مجبور شدم به خواسته او تن بدهم چون دائم من را تهدید میکرد که اگر از او اطاعت نکنم کاری میکند که به خاک سیاه بنشینم. او اولین و آخرین تهیهکنندهای نبود که خارج از زمان کاری من را مجبور به رابطه جنسی کرده بود.»
نقل قول بعدی از خانم JJ:
«افرادی که در صنعت پورن کار میکنند انگار نسبت به دنیای واقعی کاملاً بیحس شدهاند. ارتباطشان را با واقعیت از دست دادهاند و مثل زامبیها اینطرف و آنطرف میروند. حجم سوءاستفادهای که در این صنعت وجود دارد به قدری زیاد است که نمیدانی بخندی یا گریه کنی. رفتارهایی که با زنان در این صنعت میشود کاملاً غیرانسانی است و روح و روان آنها را نابود میکند. من خودم وقتی از این صنعت خارج شدم، به لحاظ روانی دچار تروما شده بودم، با اینکه مدت زیادی در این صنعت کار نکرده بودم.»
اینها نمونههایی از نقلقولهایی است که نویسنده در کتاب خود به آنها اشاره کرده است. نکته دیگری که نویسنده به آن اشاره نمیکند، آمار بالای خودکشی بین پورن استارها است. من خودم چند سال پیش فیلم مستندی را دیدم که به طور مشخص به این موضوع اختصاص داشت: خودکشی در صنعت پورن.
حال به سراغ افسانه بعدی که آقای مت فرد درباره صنعت پورن بررسی میکند میرویم.
افسانه بعدی که خود صنعت پورن بسیار مایل است مردم باور کنند این است که:
«پورن استارها عاشق رابطه جنسی هستند؛ هرچه بیشتر بهتر.»
این باور چنین وانمود میکند که پورن استارها افرادی کاملاً عاشق و دیوانه رابطه جنسی هستند و فقط به خاطر لذت بردن مخاطبان حاضرند که روابط جنسی خود را به نمایش بگذارند. نویسنده اشاره میکند که اگر منصف باشیم، این ادعا شاید درباره تعدادی از پورن استارهای معروف که به گفته خودشان عاشق رابطه جنسی هستند، واقعیت داشته باشد. به این معنا که این افراد از لحاظ جنسی بیشفعال (هایپراکتیو) هستند و به نوعی به رابطه جنسی اعتیاد دارند و با رغبت خود این کار را انجام میدهند. اما چند درصد از پورن استارها واقعاً چنین انگیزهای دارند؟
نویسنده در اینجا نقل قولی از دکتر شارون میشل ارائه میدهد. دکتر میشل یکی از بنیانگذاران کلینیکی در لسآنجلس است که به پورن استارها خدمات درمانی ارائه میدهد و روزانه با تعداد زیادی از پورن استارها سر و کار دارد. دکتر میشل میگوید:
«سه دسته آدم به سمت صنعت پورن جذب میشوند: افرادی که به رابطه جنسی معتادند، افرادی که به پول معتادند و افرادی که به شهرت معتادند.»
نویسنده سپس نقل قولهایی را از پورن استارهای مختلف از جمله یک پورن استار معروف به نام خانم BD مطرح میکند. خانم BD میگوید:
«من ۱۸ سالم بود که وارد صنعت پورن شدم و تنها چیزی که آن موقع به آن فکر میکردم پول بود.»
گروه دیگری از پورن استارها نیز کسانی هستند که عاشق شهرت و شناخته شدن هستند. آنها پورن را به چشم نردبانی میبینند که اگر خوب باشند شاید بتوانند از آن برای ورود به هالیوود استفاده کنند.
دکتر میشل درباره این گروه میگوید:
«طبق تجربه من، گروهی که بیشتر از همه به پورن روی میآورند کسانی هستند که برای رسیدن به شهرت به این صنعت وارد میشوند. دلیلش هم این است که اغلب این افراد گذشتهای تلخ و دردناک داشتهاند؛ خانوادههای آشفته، تربیت نامناسب و سو استفاده جنسی در کودکی. در نتیجه، در تولد ۱۸ سالگی به لسآنجلس میآیند با این رویا که شاید پورنوگرافی راه ورود آنها به هالیوود باشد.»
نویسنده اشاره میکند که آنقدر نقل قول از پورن استارها در این زمینه وجود دارد که شک باقی نمیماند انگیزه اصلی اکثر پورن استارهایی که اکنون فعال هستند، پول و شهرت است. اما برگردیم به کسانی که انگیزه اصلیشان واقعاً رابطه جنسی است. در علم پزشکی به این افراد بیشفعال جنسی (هایپرسکشوال) گفته میشود. بیشفعالی جنسی صرفاً به این معنا نیست که فرد از رابطه جنسی زیاد لذت میبرد یا دوست دارد زیاد رابطه داشته باشد، بلکه نشانه نوعی اختلال روانی است. از نظر روانشناختی، به فردی بیشفعال جنسی گفته میشود که به شکلی وسواسگونه و شدید به دنبال لذت جنسی باشد. روانشناسان معتقدند بیشفعالی جنسی به دلایل مختلفی در افراد شکل میگیرد، مثل اختلالات شخصیتی، اعتیادهای جنسی (مانند اعتیاد به پورن)، اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، مشکلات مغزی در کنترل تکانهها، یا سو استفاده جنسی در کودکی.
در بسیاری از موارد، افرادی که دچار بیشفعالی جنسی هستند، از لذت جنسی به عنوان راهی برای رسیدن به آرامش روانی و احساسی استفاده میکنند. استیون بریومن از انجمن مشاوران و درمانگران جنسی آمریکا میگوید:
«افرادی که در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند، معمولاً در بزرگسالی به یکی از این دو حالت روی میآورند: یا به شدت و به صورت وسواسی به دنبال لذت جنسی هستند یا کاملاً دچار سردمزاجی جنسی شده و از رابطه جنسی فاصله میگیرند.»
نویسنده در پایان اشاره میکند که صنعت پورن به دلیل ذات خود، افرادی را جذب میکند که زمینه چنین اختلالاتی را دارند. تبدیل این افراد به پورن استار نه تنها مشکلات روانی آنها را حل نمیکند بلکه آنها را تشدید میکند. این افراد نیاز به مشاوره و رواندرمانی دارند تا مشکلاتشان حل شود و به زندگی عادی برگردند، نه آنکه تبدیل به ابزاری برای درآمدزایی شرکتهای پورن شوند. این مثل این است که کسی که سندروم PW دارد یعنی همیشه گرفتار حس گرسنگی مداوم هست را به یک مسابقه غذا خوری ببریم که تا سرحد مرگ غذا بخورد تا بقیه ببینند و تفریح کنند.
افسانه شماره 6: من پورن میبینم، اما پولی بابت آن پرداخت نمیکنم، در نتیجه از صنعت پورن حمایت مالی نمیکنم.
باور غلط آخری که میخواهیم در این قسمت از پادکست درباره آن صحبت کنیم، به پورن استارها مربوط نمیشود، بلکه به مصرفکنندههای پورن ارتباط دارد. این باور چنین است:
«من پورن میبینم، اما پولی بابت آن پرداخت نمیکنم، پس در نتیجه از صنعت پورن حمایت مالی نمیکنم.»
صنعت پورن مانند هر صنعت دیگری بر مبنای عرضه و تقاضا عمل میکند. هرچه تقاضا بیشتر باشد، عرضه بیشتری صورت میگیرد و در نتیجه این صنعت رونق مالی بیشتری خواهد گرفت. بسیاری از افراد آگاهند که صنعت پورن با اینکه در بسیاری از کشورها قانونی است، اما لزوماً اخلاقی نیست و حتی گاهی با فعالیتهای غیرقانونی مثل بردهداری جنسی، بهرهکشی از کودکان و قاچاق انسان مرتبط است. همچنین اکنون دیگر کاملاً مشخص شده است که پورن نه فقط برای کارکنانش مضر است، بلکه مصرفکنندگان را نیز با خطرات جدی ذهنی و جسمی روبهرو میکند. به همین دلیل بسیاری از افراد دوست ندارند از صنعتی حمایت کنند که در نهایت مضر و غیراخلاقی است. آنها معتقدند اگر برای پورن پول خرج نکنند، به این صنعت کمکی نکردهاند و وجدانشان راحت است.
نویسنده کتاب میگوید اولاً طبق تحقیقاتی که انجام شده، تعداد سایتهای پورنی که به انواع ویروسها یا بدافزارهای کامپیوتری آلوده هستند و میتوانند گوشی یا کامپیوتر کاربران را آلوده کنند، بسیار بیشتر از سایر سایتها است و این تعداد نیز به سرعت در حال افزایش است. این سایتها به ظاهر پورن رایگان ارائه میدهند، ولی در واقع با نصب مخفیانه بدافزارها روی دستگاه کاربران، به صورت غیرمستقیم از آنها کسب درآمد میکنند. روش کار ساده است: آنها از صاحب بدافزار پول هنگفتی دریافت میکنند تا بدافزار را روی دستگاه میلیونها نفر نصب کنند.
روش دیگر درآمدزایی سایتهای پورن، تبلیغات است. از طریق تبلیغات سالیانه میلیاردها دلار گردش مالی ایجاد میکنند. شما ممکن است فکر کنید فیسبوک، اینستاگرام یا سایر شبکههای اجتماعی رایگان هستند، اما چگونه این کمپانیها میلیاردها دلار پول درمیآورند؟ یکی از راههای اصلی درآمدزایی آنها نیز تبلیغات است. وقتی شما وارد یک سایت پورن میشوید، در واقع در حال کمک کردن به افزایش ترافیک و بازدید آن سایت هستید. هرچه ترافیک یک سایت بیشتر شود، تبلیغات آن گرانتر و پرسودتر خواهد بود. هر دقیقهای که شما در یک سایت پورن میگذرانید، شاخص «زمان حضور» آن سایت را افزایش میدهد که این شاخص برای تبلیغدهندگان بسیار مهم است. هر ویدیویی که پخش میکنید معمولاً قبل یا حین پخش آن تبلیغ نمایش داده میشود. وقتی ویدیو را متوقف (Pause) میکنید نیز باز هم تبلیغی نمایش داده میشود. این تبلیغات به سایت پورن به ازای هر بار نمایش پول پرداخت میکنند که به آن «هزینه به ازای هر بار نمایش» یا cost per impression گفته میشود. اگر عمداً یا سهواً روی یک تبلیغ کلیک کنید، سایت پورن درآمد جداگانهای کسب میکند که به آن «درآمد کلیکی» یا pay per click گفته میشود.
بنابراین حضور شما در یک سایت پورن، مدت زمانی که در آن سایت میگذرانید، هر ویدیویی که پخش میکنید، هر بار که ویدیو را متوقف میکنید، هر لینکی که روی آن کلیک میکنید، همگی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث درآمدزایی سایت میشوند. درآمدزایی برای سایت پورن به معنی افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش عرضه و رونق بیشتر این صنعت است.
حالا من هم اضافه میکنم که شاید بعضیها بگویند «من پورن را در سایتها نگاه نمیکنم بلکه آنها را در تلگرام تماشا میکنم.» در تلگرام هم شرایط به همین شکل است. در آنجا هم عرضهکننده پورن وجود دارد که صاحب چندین کانال و گروه تلگرامی است. این کانالها و گروهها برای چه ایجاد شدهاند؟ برای تفریح؟ خیر، برای کسب درآمد. هر چه تعداد بازدیدکنندگان و اعضای این کانالها بیشتر شود، مدیران آنها پول بیشتری بابت تبلیغات دریافت میکنند. این کانالها معمولاً شما را مجبور میکنند که برای دیدن یک فیلم پورن، عضو چند کانال یا ربات دیگر بشوید یا روی چند لینک نامربوط کلیک کنید. تمامی اینها تکنیکهای درآمدزایی هستند که شما ناخواسته وارد آنها میشوید. در نتیجه آن فرد یا مجموعهای که از پورن درآمد کسب میکند، پول بیشتری درمیآورد و کسبوکارش را گسترش میدهد و در آینده پورن بیشتری را عرضه خواهد کرد.
خیلی خوب، این فصل از کتاب «افسانه پورن» هم به پایان رسید. دو فصل دیگر باقی مانده است که نمیدانم در قسمت بعدی جا میشود یا باید آن را در دو قسمت ارائه کنیم. به هر حال بسیار ممنونم که پادکست «پورنزدگی» را دنبال میکنید. نظرات و پیشنهاداتتان را حتماً به گوش من برسانید. قسمت بعدی را به هیچ وجه از دست ندهید. مراقب خودتان باشید و خدانگهدار.